
غروب ساحل
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران

غروب ساحل
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران

نخلستان
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران
● بر این آهنگ با شعری متفاوت «مهشید» ترانه «کنار نخلستان» را خوانده است.
* * *

به او مگو
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران
خدا را، ای رقیب من
چه گفتی با حبیب من!؟
کآن بیوفا عهدِ من ببُرد از یاد
بهرِ خدا، به او
غمِ دلِ من مگو
تو با او گر بنوشی می
حرام، حرام، حرامت باد
(دستم بگیر کز غم ایام خستهام
نازم بِکش که عاشقم و دلشکستهام)
* * *

پرنده ساحل
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران

چشم آهو
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران

چون پرستو ناگهان
آهنگساز: حسین صمدی
ترانهسرا: عبدالله الفت
خواننده: رامش
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۶
چون پرستو ناگهان
پَر زد از این آشیان
ای خدا دیگر کجا
جویم از یارم نشان!
چو باد بهاران به کوه و بیابان
شوم به سویش گذران
با گُلهای صحرایی از عشق او گویم
با اشک خود از رخسارم گَرد غم شویم
سرگشته چون نسیمم در این بهار خرم
دردا به خواب راحت چشمم نرفته یک دم!
به یاد او اگر گُلی میچینم
به روی گُل جمال او میبینم
تو را چه گویم از دل مسکینم!
سرگشته چون نسیمم در این بهار خرم
دردا به خواب راحت چشمم نرفته یک دم!
● متن و ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *

روز طلایی
آهنگساز: حسین صمدی
ترانهسرا: کریم فکور
خواننده: رامش
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۴۶
در این روز طلایی، در این جنگل زیبا
دل خستهی ما شد رها از غم دنیا
تو هم ای پریرو به صد ناز و کرشمه
به چَشمم قدم نِه، بیا بر لبِ چشمه
تو را ساقی مجلس زند بانگ پیاپی
که برخیز و به رقص آی، به آهنگ دف و نی
خوش آن لحظه که آید مّهِ سلسله مویی
پی غارت دلها نشنید لب جویی
در این روز طلایی، در این جنگل زیبا
دل خستهی ما شد رها از غم دنیا
من از شوق تو مستم، خوشا عالم مستی
تو را دارم و دیگر ندارم غم هستی!
. . .
* * *

رقص کمر
شعر: حسین صمدی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: عروس پابرهنه
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

کولیم
شعر: حسین صمدی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: عروس پابرهنه
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

سحر آمدم نبودی!
آهنگساز: حسین صمدی
انتشار ترانه: زمستان سال ۱۳۴۵
به در سَرایت ای مه، سحر آمدم نبودی!
نکنم تو را ملامت یار، اگر آمدم نبودی
من آمدم سحرگهان که خانهی تو را کُنم بنفشهباران
من آمدم به شوق آنکه بینمت سحرگهان خوشحال و خندان
من آمدم تو را ببینم
شاید که خار غم ز دل برچینم، آه
ز بخت بد تو رفته بودی
دیوانهتر شد این دل مسکینم، آه
خدا، خدا کًنم که شبها
ببینمت به خواب و رؤیا
نهان شوی ز من چرا!
ای فتنهگر مشو دیگر از دست من گریزان
ترسم از این جداییها روزی شوی پشیمان!
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
* * *