روحبخش: خزان عشق (گشته خزان)

روحبخش خزان عشق (گشته خزان)

خزان عشق (گشته خزان)
شعر: محمد شب‌پره
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: عزت روحبخش

گشته خزان نوبهارِ من، بهارِ من
رفت و نیامد نگارِ من، نگارِ من
سپری شد شبِ جدایی
به امیدی که تو بیایی
آخر ای امیدِ قلبم با من از چه بی‌وفایی؟

من اگر از غمِ گیسویِ تو برهم
در جهان دل به عشقِ دگری ندهم
آه چه خوشا که دمی ز وفا نظر به ما کُنی
آه چه شود صنما به خدا ترکِ جفا کُنی
ای آرامِ دلِ من، آسان کُن مشکلِ من
آخر شد بر سرِ کویتِ منزلِ من
گشته خزان نوبهارِ من، بهارِ من
رفت و نیامد نگارِ من، نگارِ من

* * *

روحبخش: مریم بانو

روحبخش مریم بانو

مریم بانو
شعر: محلی
آهنگ: پ. فرصت
خواننده: روحبخش

«زنان» در ترانه‌های زنان

* * *
نام زنان در ترانه‌های ایرانی

* * *

روحبخش: مینا جان

روحبخش مینا جان

مینا جان
شعر: کریم فکور
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: عزت‌ روحبخش

* * *
مجموعه‌ای از نام دختران در ترانه‌های ایرانی

* * *

روحبخش: کبوتر بهشتی (مجموعه ترانه)

روحبخش کبوتر بهشتی

کبوتر بهشتی
شعر: اسماعیل نواب صفا
آّهنگ: حسین صمدی
خواننده: عزت روحبخش

تویی تو شمع سرای من
تویی تو عشق آشنای من
بیا ببین صفای من، سرود من، نوای من
منم اسیر وفای تو، که زنده ماندم برای تو
جوانی‌ام فدای تو،
فدای خنده‌های تو

سوی جنون می‌کِشی مرا
به خاک و خون میکشی مرا
تو همنشین جانی، تویی که عشق جاودانی
تو درد من می‌دانی، بیا که آرزوی جانی

کبوتر بهشتی‌ام سفر مکُن
ز درد و غصه کُشتی‌ام سفر مکُن
دگر ز بام من مرو به بام کس
مشو برای دانه صید دام کس

گر از اول تو را ندیده بودم
غم و رنج و بلا ندیده بودم
ز وفا قصه‌ها شنیده بودم
ولی ای بی وفا، ندیده بودم

کبوتر بهشتی‌ام سفر مکُن
ز درد و غصه کُشتی‌ام سفر مکُن
دگر ز بام من مرو به بام کس
مشو برای دانه صید دام کس

* * *

روحبخش: گل پامچال

روحبخش گل پامچال

گل پامچال
شعر: جعفر مهرداد
تنظیم آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: روحبخش

* * *
«گل پامچال» (مجموعه ترانه‌ها)

* * *

روحبخش: اشک خونین

روحبخش اشک خونین

اشک خونین
تنظیم آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: روحبخش

اجرایی دیگر بر این آهنگ با شعری متفاوت با صدای «مجید محسنی»

* * *

روحبخش: دستم بگیر

روحبخش دستم بگیر

دستم بگیر
شعر: ناصر نظمی
تار: فرهنگ شریف
خواننده: عزت روحبخش

دستم بگير کز غم ايام خسته‌ام
نازم بکش که عاشقم و دل‌شکسته‌ام
از خود مران که قسم می‌خورم هنوز
جز با دو چشم مست تو عهدی نبسته‌ام
گفتی به ناز تا بزنم پنجه‌ای به ساز
دانی که پرده‌ی دل محزون گسسته‌ام؟
سازم شکست بی تو و عمرم به غم گذشت
اکنون به ياد روی تو تنها نشسته‌ام

* * *