عارف: شاید بیاید

عارف شاید بیاید

شاید بیاید
ترانه سرا: علیرضا طبائی (شهرام)
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیم کننده: گروه گلدن رینگ
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۴۹

کوچه‌ها خاموش، پای من خسته
خانه‌ها غمگین، پنجره بسته
می‌دانم دیگر او نمی‌آید
او نمی آید، او نمی آید، او نمی آید
هالالا لای لای

خنده‌های غم بر لبان من
شعله عشقش در چشمان من
با خود می‌گویم: شاید بیاید
شاید بیاید، شاید بیاید، شاید بیاید
هالالا لای لای

می‌دانم چون باز آید
رنگ هستی می‌گیرد قصهٔ رویای ما
می‌چینم از آسمان خوشه‌ها از اختران
می‌دهم هدیه او را

♫  LP Cover  ♫

* * *

عارف: عروس خونه

عارف عروس خونه

عروس خونه
ترانه‌سرا: علیرضا طبائی (شهرام)
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیم‌کننده: گروه گلدن رینگ
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۴۹

امروز اگر بلور اشک تو چشم تو نشسته
غصه نخور یه روز میاد که پای غم شکسته
اون روز به پایت میریزم گلهای دسته دسته
یادت نره که عقد ما تو آسمونها بسته

شب میره، آفتاب می‌شه، کوه غمها آب می‌شه
وقتی که عروسی کنیم، روبوسی کنیم، عروسی کنیم ما

بوم بوم بوم ، بوبوبو بوبوم

میرم تو آسمونها تخت روَون میارم
سینه‌ریزی از ستاره از کهکشون میارم
سوار تختِ نقره با هم می‌شیم روونه
میریم به خونهٔ من، تو می‌شی عروس خونه

♫  LP Cover  ♫

* * *

عارف: پلهای شکسته

عارف پلهای شکسته

پلهای شکسته
ترانه‌سرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: جمشید زندی
خواننده: عارف
تنظیم‌کننده: ارکستر گروه گلدن رینگ
انتشار: ۱۳۴۷

زیر این چرخ کبود
قلب من در دست او
مثل یک بازیچه بود، ای داد
بی هیاهو، بی صدا ما گشتیم از هم جدا
خدا آه ای خدا، فریاد

آه. . . افسوس، بین ما پلهای شادی شکسته
هرچه بود از هم گسسته
در پیش چشم ما رود جدایی نشسته
راه آشنایی بسته
تو بگو، آه . . .
ای دریغ از روزگار آشنایی!
تو رفتی، آه . . .
من گرفتم از تو درس بی وفایی!
فریاد

● گروه گلدن رینگ (Golden Ring) اواسط دهه ۴۰ خورشیدی توسط جمشید زندی شکل گرفت که ترانه‌های شاد و جوان‌پسندی را اجرا می‌کردند. اغلب این ترانه‌ها توسط سعید دبیری سروده می‌شد و همچنین نوازندگان گروه واروژ شبانی و فریبرز فرهادی بودند. پس از موفقیت فیلم «سلطان قلبها» و بیشتر شدن محبوبیت عارف، جمشید زندی پیشنهاد یک کنسرت مشترک را به وی داد. پس از این کنسرت، عارف در اواخر سال ۱۳۴۷ خورشیدی به این گروه نوظهور پیوست. اما پس از مدتی از گروه جدا شد، چرا که خود را برای خواندن ترانه‌هایی به این سبک (راک اند رول) پیر می‌دید. این ترانه، اولین همکاری و صفحه‌ی منتشر شده از عارف با این گروه بود. [متن ترانه و توضیح برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی عارف»

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

عارف: آی دخترا

عارف آی دخترا

آی دخترا
ترانه‌سرا: سعید دبیری
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیم‌کننده: گروه گلدن رینگ
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸

آی دخترا، در باغ سبز
قصر طلا، سرابه!
شهزاده‌ی زرین‌کمر
همش خیال و خوابه!

عروس میشین فردا
زندگی نیست رویا

عشق که باشه، سقف گِلی
فرش زمین، بهشته
همای بختو پَر نده
نگو که سرنوشته

مرغ هوس، شومه
هر روز رو یه بومه

پول و طلا سعادت نداره
عشقه که خوشبختی رو میاره
وقت که بره، نمیاد دوباره!

مرغ هوس شومه
هر روز رو یه بومه

موی سیاه، صورت ماه
عزیز من، مهمونه
چشم بزنی زود میگذره
پیری برات می‌مونه

کی می‌دونه فردا چه رنگیه دنیا؟!

* * *

عارف: مرد غمگین

عارف مرد غمگین

مرد غمگین
ترانه‌سرا: سعید دبیری
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیم‌کننده: گروه گلدن رینگ
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸

روزی ما با هم آشنا بودیم
آواز عشق می‌سرودیم
افسوس!

روزی با وفا آشنا بودیم
دنیایی پُر صفا بودیم
افسوس!

تو بگو، آن عهد ما کو؟!

رفتی ای دختر زیبا!
قلبم بی‌تو شده تنها
سینه‌ام غمگین چون دشت غمها

می‌دانم روزی می‌آیی
نشنوی از من صدایی
پنجه بر گور من، تو می‌سایی

روزی ما با هم آشنا بودیم
آواز عشق می‌سرودیم
افسوس!
. . .
. . .
از اشک خورشید زرین
لاله‌ای روییده رنگین
لاله خون گریَد بر مرد غمگین

* * *

عارف: ناز نگاه

عارف ناز نگاه

ناز نگاه
ترانه‌سرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیم کننده: آندرانیک آساطوریان
اجرا: ۱۳۵۲

بلبلی که عاشقه وقتی به جفتش می‌رسه
به چه چه صداش می‌نازه
تکدرخت خونمون وقتی بوی بهار میاد
به اون شکوفه‌هاش می‌نازه

هر کی توی دلش یه رازه
زندگیش‌و رو اون می‌بازه

دختر کولی می‌نازه به دو زلف سر به راهش
یا به اون چوپون عاشق که می‌شینه سر راهش

هر کی توی دلش یه رازه
زندگیشو رو اون می بازه
منم به اون ناز نگاه تو می‌نازم
زندگیمو روی دو چشم تو می‌بازم

♫  LP Cover  ♫

* * *

عارف: قصه‌ی کبوتر چاهی

عارف قصه کبوتر چاهی

قصه کبوتر چاهی
ترانه سرا: داوود سنجانی
آهنگساز: جمشید زندی
تنظیم کننده: واروژان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۲

دو کبوتر چاهی، خوشگل مثل ماه
یکیشون خاکستری، یکی سیاه
صبح تا شب پر میزدن تو آسمون
خونشون میون صحرا توی چاه
تو دلاشون غم و ترس راهی نداشت
تنهایی با اونا هیچ کاری نداشت

[همه شب ماه میومد بالای چاه
نور ماه تو خونشون چه لطفی داشت]

یه روزی وقتی اونا بیدار شدن
ته چاه، سبزه‌ها پژمرده بودن
تور صیاد روی چاه افتاده بود
ته چاه موندن و بیقرار شدن
کبوتر چاهی می‌گفت چی کار کُنه
صیادو مشغول یه کاری کُنه
خوبه اون بره بیفته توی تور
کبوتر ماده جاش فرار کُنه

♫  LP Cover  ♫

* * *