داریوش: چی میشه (ترانه فیلم)

داریوش چی میشه

چی میشه (چی می‌شد)
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: داریوش اقبالی
ترانه فیلم: شیر تو شیر

خسته و دربدر شهر غمم
شبم از هر چی شبه سیاه‌تره
زندگی زندونِ تلخ کینه‌هاست
رو دلم زخم هزار تا خنجره

چی می‌شد اون دستای کوچیک و گرم
رو سرم دستِ نوازش می‌کشید
بسترِ تنهایی و سردِ منو
بوسه‌ی گرمی به آتش میکشید

چی می‌شد تو خونه‌ی کوچیک من
غنچه‌های گل غم باز نمی‌شد
چی می‌شد هیچکسی تنهام نمی‌ذاشت
جز خدا هیچ کسی تنها نمی‌شد

من هنوز دربدر شهر غمم
شبم از هر چی شبه سیاه‌تره
زندگی زندونِ تلخ کینه‌هاست
رو دلم زخم هزار تا خنجره

♫  LP Cover  ♫

* * *

مرضیه: شب آمد

مرضیه شب آمد

شب آمد
شعر: عبدالرضا سحبان
آهنگ: علیرضا خواجه‌نوری
خواننده: مرضیه

شب آمد، شب آمد
لهیبِ تب آمد

زد آتش بر دل و جان من
چو دریا گشته دامان من
ز اشکِ چشمِ گریان من
دگر جانم بر لب آمد

شب آمد، شب آمد
لهیبِ تب آمد

نباشد در آسمان اختری
نه ماهی، نه مهرِ جانپروری
به جانم شراره‌ی آرزو
به دستم ز خونِ دل ساغری
ز هجرانِ ماهِ افسونگری
چو خارا دلش، رُخش چون پَری
دلا ترکِ این بی‌وفا کُن!

در این شام تیره همرازِ من
کنون گشته نغمه‌ی ساز من
بیا تا حدیثِ دل بشنوی
ز آهنگ و شعر و آواز من
بیا ای ترانه‌پرداز من
جفا تا به کی!؟ گُلِ ناز من
نگاهی تو بر آشِنا کُن

تو بنگر اشک و آه مرا
ببین شام سیاه مرا
بگو با من گناه مرا
خدایا باز شب آمد

شب آمد، شب آمد
لهیبِ تب آمد

* * *

گوگوش: نمیاد

گوگوش نمیاد

نمیاد
ترانه‌سرا: آرش سزاوار
آهنگساز: حسن شماعی‌زاده
تنظیم‌کننده: آندرانیک آساطوریان
انتشار: تابستان ۱۳۵۱

آسمون ابریه اما دیگه بارون نمیاد
صدای گریه بارون توی ناودون نمیاد
اون که من دوسِش دارم از خونه بیرون نمیاد
واسه‌ی این دلِ تنها دیگه مهمون نمیاد

نمیاد، نمیاد، نمیاد تا بدونه
جای خالیش تو خونه
واسه من یه زندونه
دیگه اون دوس نداره
واسه من گُل بیاره
روی موهام بذاره

یادمه روزی که آشنا شدیم
روزی که مثل دو غنچه وا شدیم
وقتی اون با بوسه لبهامو می‌بست
نمِ بارون رو لبامون می‌نشست

● ابتدا قرار بود ترانه‌ی «قلک چشات» سروده‌ٔ سعید دبیری بر روی این ملودی و با صدای گوگوش اجرا شود که این امر به دلایلی منتفی و اجرای آن با ملودی دیگری ساخته‌ی فریبرز لاچینی به سیمین غانم واگذار شد.

♫  LP Cover  ♫

* * *

ویگن: خواب ناز

ویگن خواب ناز

خواب ناز
ترانه‌سرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
تنظیم‌کننده: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۳۶

[دو زلفونت بُوَد تار رُبابُم
چه می‌خواهی از این حال خرابُم
تو که با مو سر یاری نداری
چرا هر نیمه‌شو آیی به خوابُم]

نیمه‌شب آیی به خوابم
پُرسی از حال خرابم
نرم و شیرین می‌نّهی پای
روی چشمان پُر آبم

می‌فشانی گیسوان بر چهره‌ی من
می‌گذاری خود سر من را به دامن
می‌ربایی بوسه‌‌ای شیرین ز رویَم
خود بَرآری در دل خواب، آرزویم

آه! در میان گریه می‌پرسی ز من از آن لب نوش:
«باز این تو هستی نازنینم کرده‌ای ما را فراموش»

چون ز خواب ناز دوشین سر بُرون آرَم سحرگاه
می‌کِشم با یاد تو از سینه‌ی افسرده‌ام، آه

عاشق دیوانه‌ی من با دل خونت چه سازم
بشنو این افسانه‌ی من تا شوی آگه ز رازم

نیمه‌شب در پرتو مهتاب رخشان
بینمت افسرده و خاموش و گریان
می‌کِشی چون سایه‌ای دامن به‌ سویم
خسته و آزرده می‌آیی به کویَم

آه! اشک سوزان از سر مژگان
به یاد من مَیفکن
آه! بگذر از افسانه‌ی من
عاشق من، عاشق من

گرچه پنهان گشته
رخسار تو از چشم تَر من
کِی روَد عشق تو بیرون
از دل غم‌پرور من

● نخستین اجرای این ترانه، خود دارای دو نسخه، یکی همراه با دکلمه‌‌ای (احتمالا با صدای فرورنده اربابی) یک رباعی‌ از  «باباطاهر» و دیگری بدون این دکلمه است.
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

رامین ـ رامش: قسم به مهتاب

رامین رامش قسم به مهتاب

قسم به مهتاب
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانه‌سرا: کریم فکور
خوانندگان: رامین و رامش
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۴

رامین:
‌ز بس که دیده‌ام ز تو نامهربانی
جوانی‌ام شد هدر، حیف از جوانی

رامش:
مرا غمت کرده سیر از زندگانی
تو راز جان‌سوز من چرا ندانی؟

رامین: شنیده‌ام که داری قصد جدایی!
رامش: هرگز نبینی از من این بی‌وفایی

هم‌خوان:
قسم به آه سوزان، به اشک دیده
ما را خدا برای هم آفریده

رامین:
قسم به این آسمان، قسم به مهتاب
که برده چَشم مستت ز چشم من خواب

رامش:
به‌خاطر تو عهد یاران شکستم
از همه‌کس بُریدم، دل بر تو بستم

رامین: خدا من و تو از هم جدا نخواهد
رامش: اگر تو هم بخواهی، خدا نخواهد!‌

هم‌خوان:
قسم به آه سوزان، به اشک دیده
ما را خدا برای هم آفریده

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

مرضیه: عشق و آرزو

مرضیه عشق و آرزو

عشق و آرزوها (موج آرزوها ـ آرزوها)
شاعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

از نگهم ریزد موج آرزوها
پیش لبت بستم لب ز گفتگو ها
رمز عاشقی را در نگاه تو خوانده‌ام من
در تو دیده‌ام نقش همه عشق و آرزوها

ای بنای هستی! جانم را ز چه می‌کاهی؟
ای امید جانم! از جانم تو چه می‌خواهی؟
تو بمان! تو بمان! به جانم آتش زده‌ای
تو مرو !تو مرو! که همچو آتشکده‌ای
گهی مرا می‌کِشی، گهی مرا می‌کُشی
ز عشقِ من بی‌خبر، به کُشتنم دلخوشی

من به سانِ شمعِ سَحرم
ز هستیم بی‌خبرم
محو آتشم
شعله می‌کِشم
نمی‌کُند یادِ من گر صیادِ من
از فریادِ من او را خبری کو؟
در کُنج قفسش مُشت پَری کو؟
. . .

* * *

ویگن: کلاغ‌ پر

ویگن کلاغ پر

کلاغ‌ پر
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ:‌سلیمان اکبری
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷

یه مُرغ نازی داشتم
خوب نگه‌اش نداشتم
شغال اومد و بُردش
رو پا نشست‌و خوردش
شغالِ باغِ بالا!
پات بشکنه ایشالا.
بگید: ایشالا!
[ایشالا!]
مُرغ من‌و گرفتی
ایکاش یه روز به چنگم بیفتی
بگید: ایشالا!
[ایشالا!]

نه بوم، نه در، نه ایوون،
نه لاله‌ی شبستون
نه آتیش، نه خاکستر،
اگه گفتین چی‌چی پَر
[کلاغ پر]
گنجشک پَر، کلاغ پَر،
شغالِ پیرِ باغ، پَر
کبوترِ دلم پَر،
گلدونِ پُر گُلم، پَر
چراغِ ایوونم پَر،‌
مُرغ شبستونم، پَر

یه مُرغ نازی داشتم
خوب نگه‌اش نداشتم
شغال اومد و بُردش
رو پا نشست‌و خوردش
. . .

* * *

رامین ـ رامش: راز دریا

رامین رامش راز دریا

راز دریا
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانه‌سرا: نظام فاطمی
خوانندگان: رامین و رامش
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۴ ‌

رامین:
گُل شفق سحرگهان چون دل من شکفته
قایق ماهیگیرا در بستر ساحل خفته
ببین که موج دریا بُود خروشان

رامش: در آن نهفته رازی که گشته جوشان

تو راز دریاها را از موج غمش می‌خوانی
چرا ز موج اشک من راز دلم نمی‌خوانی!

هم‌خوان:
خدا کُند پیدا شود دستی در این میانه
که دست ما دهد به هم بی‌محنت زمانه

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● این ترانه اولین‌بار با تنظیم و شعر نسبتاً متفاوت‌تری با صدای عارف و بهشته و در فیلم «وسوسه» (اکران زمستان سال ۱۳۴۳) با نام «عروس دریا» منتشر شده است. [در اینجا بشنوید.]

* * *

دلکش: روز بی‌فردا (۲)

دلکش روز بی فردا

روز بی‌فردا
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: دلکش

چو خاطر آرم غم جدایی
شوم پشیمان از آشنایی
به سینه لرزد دل اسیرم
که باشدم روز بی‌فردایی

در این دشت بیکران، زار و ناتوان
روز وشب دوان، بس‌ که خسته‌جان
در پی سرابم، چو باد وتوفان دراضطرابم

محنت‌کش زمانه منم، اندوه بی‌ترانه منم
بهر غمت بهانه منم دنیای التهابم
زیبای جاودانه تویی غارتگر زمانه تویی
عشق مرا نشانه تویی چون تو دگر نیابم

* * *

● جایی دیگر نام شاعر همین ترانه «نواب صفا» نوشته شده است. [اینجا]

* * *

عهدیه: بر آسمان نوشته

عهدیه بر آسمان نوشته

بر آسمان نوشته (با صدای مهستی)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: عهدیه

آن دل که اسیر بلا نشود
سرچشمه‌ی مهر و وفا نشود
آن دل که تُهی بود از غم دوست
او را خبری ز خدا نشود
بر آسمان نوشته که:
وفا با جان ما سِرشته

هر دم یاری به یاری آشنا گردد
باغ هستی پُر از گل وفا گردد
اشک حسرت ز چشم آسمان ریزد
هر دم یاری ز یار خود جدا گردد

دانی که خدا ز چه دل داده به ما؟
دل داده به ما که کُنی مهر و وفا
تو ای کسی که دل به غم دگری ندهی
درختِ بی بری که دگر ثمری ندهی

* * *