در دنیای عکس و عکاسی تصاویری هستند که از نظر تاریخ ثبت اثر، شناسنامه دارند. در روزگار عکاسی دیجیتالی البته ثبت و حک جزییات تاریخ (سال، ماه، روز، ساعت و ثانیه) حتی روی نگاتیو عکس امری عادی و جا افتاده است. ولی شصت سال پیش، این ثبت از تاریخ جزو استثناها محسوب میشود. عکسی که دکتر «هادی شفائیه» از نمای ساختمان مرکزی بانک ملی در تهران گرفته از ایندست است.
عکسهایی که به دست هنرمند عکاس «هادی شفائیه» از «نیما یوشیج» ثبت شده است، برای بسیاری از ما چشمآشنا و شناختهشده است. این تصویر را نیما به رسم یادگار در تاریخ سیزدهم خردادماه سال ۱۳۳۴ برای هادی شفائیه (عکاس و مدیر استودیو هادی) امضاء کرده است.
برای جگر گوشهٔ دلبندم امید که او را بیشتر از جانم دوست دارم پوران ـ ۱۳۴۸/۹/۲۹
پوران، از ازدواج دوم خود با حبیبالله روشنزاده (گزارشگر و مفسر ورزشی تلویزیون) صاحب دو فرزند به نامهای «امید» و «آرزو» شد. او از ازدواج نخستش با عباس شاپوری (آهنگساز و ویلونیست) نیز پسری بهنام «شهریار» داشت که حکایتی دیگر دارد. عکس بالا را پوران در ۲۹ آذر ماه سال ۱۳۳۴۸ برای پسرش «امید» امضا کرده است.
در تمام عصرها پنجشنبه [مهدی اخوانثالث] به من زنگ میزد و میگفت «کوه خوش گذشت؟» یا «در کوه چه خبر بود؟» یک بار سال ۱۳۶۴ یا ۱۳۶۵ او را با هزار حیله و مقدمات به کوه بردیم. به همین مسیر درکه که هر پنجشنبه میرویم. آن تنها سفر کوه اخوان بود که به او و همه ما بسیار خوش گذشت.