حکایت آخرین عکسی که از «نیما یوشیج» گرفته نشد!

احمد شاملو هادی شفائیه

سابقهٔ‌ مومیامی کردن اندام پادشاهان شاید به زمان فراعنهٔ‌ مصر باستان ‌برسد یا بیشتر. در قرن اخیر قالب‌گرفتن از سیمای اهل هنر و سیاست با موم یا گچ هم مرسوم شده است. پیشینهٔ تهیهٔ‌ ماسک از چهرهٔ نام‌آوران در ایران را اما باید در فرصتی جست‌وجو کرد و نوشت.

ادامه خواندن حکایت آخرین عکسی که از «نیما یوشیج» گرفته نشد!

حکایت مجسمه‌ی «بهرام گور» به روایت «هادی شفائیه»

در کارنامهٔ عکس‌های ماندگاری که از استاد «هادی شفائیه» برای ما و آیندگان به یادگار مانده یکی هم  مجموعه‌ٔ عکس‌هایی‌ از اشیای عقیقهٔ ایران در دوره‌های ساسانی و هخامنشی است که در زمان اکتشاف آثار انجام شده است. در سال ۱۳۴۴ [بیش از نیم‌قرن پیش] نمایشگاهی از ۱۵۰ عکس از این مجموعهٔ غنی با عنوان «رد پای اعصار» نخست در کاخ گلستان [ایران]، و سپس در شهرهای رم [ایتالیا]، ژنو، زوریخ و برن [سوئیس] به نمایش در آمد.

ادامه خواندن حکایت مجسمه‌ی «بهرام گور» به روایت «هادی شفائیه»

حکایت عکس شاه در لباس نیروی هوایی به روایت «هادی شفائیه»

در مجموعه عکس‌هایی که از «هادی شفائیه» به‌یادگار مانده، نمونه‌هایی وجود دارد که حکایت چگونگی ثبت آنها، شنیدنی است. از جمله اولین عکسی که او از «نیمایوشیج» گرفت.

از دیگر عکس‌هایی که پیشینه‌ای شنیدنی دارند ، یکی هم تصویری‌ست از «محمدرضا پهلوی» در آغاز دههٔ سی خورشیدی که گرچه اینجا و آنجا بازگو شده ولی شاید عده‌ای هنوز از ماجرای آن خبر نداشته باشند.

ادامه خواندن حکایت عکس شاه در لباس نیروی هوایی به روایت «هادی شفائیه»

حکایت اولین عکس «نیما یوشیج» به روایت «هادی شفائیه»

تصاویری که از «نیما یوشیج» به دست هنرمند عکاس «هادی شفائیه» ثبت شده است، برای بسیاری از ما چشم‌آشنا و شناخته‌شده است. ماجرای اولین عکسی که او از این شاعر نام‌آشنا گرفت را اما شاید کمتر کسی شنیده یا به یاد داشته باشد. حکایت مربوط به ثبت این عکس و عاقبت آن را به روایت خود عکاس بخوانید.

ادامه خواندن حکایت اولین عکس «نیما یوشیج» به روایت «هادی شفائیه»

حکایت عکس روی جلد «چشم‌ها و دست‌ها»

دکتر هادی شفائیه را بیشتر در مقام بنیان‌گذار و استاد رشتهٔ عکاسی در دانشگاه تهران، و هنرمندی صاحب سبک در بخش پرتره از هنر عکاسی می‌شناسیم و آثار او در هنر روی جلد کتاب‌ سازی برای اکثر دوستداران و علاقه‌مندان به کارهای او ناآشنا است.

ادامه خواندن حکایت عکس روی جلد «چشم‌ها و دست‌ها»

ابتکار «اطلاعات» در پوشاندن شانه‌های علیاحضرت ملکه!

شما هم شاید این لطیفه‌ی قدیمی را شنیده باشید. می‌گویند: یک ایرانی و خارجی نشسته بودند با هم گپ و لاف می‌زدند. آن‌که خارجی بود گفت: «کاوشگران اخیرا در یکی از بناهای تاریخی کشورمان قطعه‌ی سیمی پیدا کرده‌اند که ثابت می‌کند ما حتی پیش از اختراع آن، صاحب تلفن بوده‌ایم.»
آن‌که ایرانی بود جواب داد: «اتفاقا در کاوشهای اخیری که در تخت‌جمشید قدیمی‌ترین ابنیه‌ی تاریخی کشور ما شده، اصلا هیچ سیمی پیدا نکرده‌اند. این نشان می‌دهد که ما همان‌موقع‌ها صاحب «بی‌سیم» بودیم!»

ادامه خواندن ابتکار «اطلاعات» در پوشاندن شانه‌های علیاحضرت ملکه!

تصویری از مرضیه بر مزار غلامحسین بنان

حتما که شما هم این عکس را دیده‌اید. مرضیه بر مزار بنان در چهلمین روز درگذشت او. ثبت این تصویر کار کامران جبرئیلی عکاس نام‌آشنا است. او خود در خاطره‌نوشته‌ای  ماجرای مربوط یه ثبت این عکس را نوشته است. نوشتاری که در ضمن از خلال سطور آن ظرایفی از رفتار مرضیه نیز پیداست. مثلا آنجا که: «مرضیه سیگاری دود می‌کند و بعد از هر پکی که می‌زند، آن را به دست یکی از آقایان که در کنارش ایستاده می‌دهد که او برایش نگه دارد تا پکی دیگر.»

ادامه خواندن تصویری از مرضیه بر مزار غلامحسین بنان

برای کامبیز عزیزم (منوچهر سخایی)

منوچهر سخایی کامبیز مژدهی

تقدیم به کامبیز عزیزم که همراه با آهنگ‌های آسمانی خود مرا به آسمان‌ها بُرد. منوچهر ۱۳۳۷/۷/۲۶

* * *

منوچهر سخایی یکی از نام‌هایی‌ست که در «حلقۀ اول از خوانندگان پاپ در ایران» جا دارد. اولین ترانه‌ای که خواند «کالسکهٔ زرین» نام داشت با شعری از پرویز وکیلی و آهنگی از کامبیز مژدهی که مشوق او برای خواندن ترانه بود.  منوچهر سخایی عکس خود را به سپاسمندی از او امضاء کرده است.

* * *