
در آن سالها اینطور بود که خوانندگان ترانه توسط آهنگسازان «کشف» میشدند. دلکش را مهدی خالدی کشف کرده بود و حمیرا و هایده از کشفیات استاد علی تجویدی بودند. گرچه خواننده بعد از جا افتادن و به شهرت رسیدن خود انتخاب میکرد که با کدام آهنگساز و ترانهسرا کار کند. آنچنان که حمیرا بعدا همسر و همکار پرویز یاحقی شد؛ و دلکش بهترین کارهایش با آهنگی از ساختههای علی تجویدی بود.
ادامه خواندن نوای ساز «علی تجویدی» صدای رسای «دلکش» (ترانههای مشترک)

گریه
شعر: فرهاد شیبانی
موسیقی: اسفندیار منفردزاده
ترانهخوان: گیتی
ادامه خواندن گیتی: گریه (فرهاد شیبانی ـ اسفندیار منفردزاده)

«حسین منزوی» از جمله شاعران صاحب سبک در ادبیات معاصر ایران است. نمونهاش «غزل ششم» از مجموعه شعر «حنجرهٔ زخمی تغزل». او شانزدهم اردبیهشت ۱۳۸۳، در پنجاه و هشت سالگی درگذشت. سالی پیش از آن اما چند سروده از اشعارش را با صدای خود در استودیوی انتشارات «دارینوش» ضبط کرده بود. آن صدا و سرودهها سالی پس از مرگ او با نام «شوکراننوش» انتشار یافت. «زمزمه» یکی از آن اشعار در این مجموعهی شنیداری بود.
ادامه خواندن حسین منزوی (صدای شاعر) حنجرهی زخمی تغزل

گفتهاند نامش «مهناز» بود، که نبوده است. و نوشتهاند که «شمس المولک حمیدی» است، که نیست. اسم و فامیل واقعیاش «گلاندام طاهرخوانی» بود. ما همه اما او را به نام هنریش «سوسن» شناخته و میشناسیم.
ادامه خواندن یادنامهای برای «سوسن» تا از یاد نرود!

چند دوبیتی از سرودههای هوشنگ ابتهاج (سایه) با صدای خوانندگان مختلف.
گل زرد
(برای خسرو گلسرخی)
گل زرد و گل زرد و گل زرد
بیا با هم بنالیم از سر درد
عنان تا در کف نامردمان است
ستم با مرد خواهد کرد نامرد
(فروردین ۱۳۵۳ ـ انزلی)
گل پرپر
(برای خسرو گلسرخی)
گل پرپر، کجا گیرم سراغت؟
صدای گریه میآید ز باغت
صدای گریه میآید شب و روز
که میسوزد دل بلبل ز داغت
(فروردین ۱۳۵۳ ـ انزلی)
شکسته
نگاه چشم بیمارت چه خستهست
کبوترجان! که بالت را شکستهست؟
کجا شد بال پرواز بلندت؟
سفید خوشگلم! پایت که بستهست؟
(فروردین ۱۳۳۳ ـ رشت)
* * *
یادنامهی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)
* * *

آخرِ بازی
سروده و صدای: احمد شاملو
موسیقی: مرتضی حنانه
عاشقان
سرشکسته گذشتند،
شرمسارِ ترانههای بیهنگامِ خویش.
و کوچهها
بیزمزمه ماند و صدای پا.
سربازان
شکسته گذشتند،
خسته
بر اسبانِ تشریح،
و لَتّههای بیرنگِ غروری
نگونسار
بر نیزههایشان.
□
تو را چه سود
فخر به فلک بَر
فروختن
هنگامی که
هر غبارِ راهِ لعنتشده نفرینَت میکند؟
تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاسها
به داس سخن گفتهای.
آنجا که قدم برنهاده باشی
گیاه
از رُستن تن میزند
چرا که تو
تقوای خاک و آب را
هرگز
باور نداشتی.
□
فغان! که سرگذشتِ ما
سرودِ بیاعتقادِ سربازانِ تو بود
که از فتحِ قلعهی روسبیان
بازمیآمدند.
باش تا نفرینِ دوزخ از تو چه سازد،
که مادرانِ سیاهپوش
ــ داغدارانِ زیباترین فرزندانِ آفتاب و باد ــ
هنوز از سجادهها
سر برنگرفتهاند!
۲۶ دیِ ۱۳۵۷
لندن
* * *
آثار «احمد شاملو» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *

برای خواب معصومانهی عشق
كمک كُن بستری از گُل بسازیم
برای كوچ شبهنگام وحشت
كمک كُن با تن هم، پُل بسازیم
كمک كُن سایهبونی از ترانه
برای خوابِ ابریشم بسازیم
كمک كُن با كلام عاشقانه
برای زخم شب، مرهم بسازیم
بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میونِ سفرهی شبِ تو با من
بذار بین من و تو، دستای ما
پُلی باشه واسه از خود گذشتن
تو رو میشناسم ای شبگرد عاشق
تو با اسم شب من، آشنایی!
از اندوه تو و چشم تو پیداست
كه از ایل و تبار عاشقایی
تو رو میشناسم ای سر در گریبون
غریبگی نكُن با هِقهِق من
تنِ شكستهتو بسپار به دستِ
ـ نوازشهای دست عاشق من
به دنبال كدوم حرف و كلامی؟!
سكوتت گفتن تمام حرفهاست!
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت، قلب عاشقهای دنیاست
بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میونِ سفرهی شبِ تو با من
بذار بین من و تو، دستای ما
پُلی باشه واسه از خود گذشتن
تو با تنپوشی از گلبرگ و بوسه
منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایههای شب بترسم
تو خورشیدو به دست من سپردی!
كمک كُن جادههای مِه گرفته
منِ مسافرو از تو نگیرن!
كمک كُن تا كبوترهای خسته
رو یخبستگی شاخه نَمیرن!
كمک كُن از مسافرهای عاشق
سراغ مهربونی رو بگیریم
كمک كُن تا برای هم بمونیم
كمک كُن تا برای هم بمیریم
کسی به یاد مریمهای پَرپَر
کسی به فکر کوچ کفترا نیست
به فکر عاشقای دربدر باش
که غیر از ما، کسی به فکر ما نیست
بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میونِ سفرهی شبِ تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
* * *

«خونهی باهار» سرودهی عمران صلاحی اولبار به سال ۱۳۵۳ در مجموعهای از اشعار او بهنام «گریه در آب» بهچاپ رسید. سالی پیش این شعر مورد توجه آهنگسازانی صاحب ذوق قرار گرفت و به شکل ترانه هم اجرا شد. نمونهاش نماهنگ تاثیرگذاری که علی عظیمی آهنگساز و خواننده نامآشنا بهیاد سرنشینان پرواز ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین خواند.
ادامه خواندن عمران صلاحی: خونهی باهار