
به همان نسبت که نام «اسفندیار منفردزاده» در تاریخ موسیقی فیلم سینمای معاصر ایران تثبیت شده، بدعت «ترانۀ معترض» در فصل نوین ترانه هم با کارها و نام او همراه است.
ادامه خواندن یادمان اسفندیار منفردزاده (مجموعه بازخوانیها)

به همان نسبت که نام «اسفندیار منفردزاده» در تاریخ موسیقی فیلم سینمای معاصر ایران تثبیت شده، بدعت «ترانۀ معترض» در فصل نوین ترانه هم با کارها و نام او همراه است.
ادامه خواندن یادمان اسفندیار منفردزاده (مجموعه بازخوانیها)

از قرار رواج بازار «بازخوانی ترانههای معروف و محبوب مردم» فقط در دوبارهخوانی ترانههای قدیمی و خوانندههای نسل قبل نیست؛ در سالهای اخیر ترانههایی از ساختههای مشترک شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده نیز در جای خود رونق این بازار از صدا شدهاند. گرچه این متاع همیشه بر بساطی شایسته و درخور چیده و ارائه نمیشود.

«احمد شاملو»، یکی از چند شاعر نوپرداز و معاصر است که سرودههایی از او در زمانی که زنده بود ترانه شد. بر مبنای سالشمار انتشار این ترانهها، «شبانه»هایی که «اسفندیار منفردزاده» بر آنها موسیقی نوشت و «فرهاد مهراد» خواند اولینهای این سرودههاست.

یکی بود یکی نبود
زیرِ گنبذِ کبود
لُخت و عور تنگِ غروب سه تا پری نشسّه بود

«نیما یوشیج» را از جمله «پدر شعر نو» در ادبیات معاصر ایران هم میگویند. اینکه برای شعر «پدر» تعیین کنند را نمیدانم چقدر درست است. اما آنچه مسلم است اینکه به سنتی برآمده از فرهنگ ما ایرانیها، حرمت و احترام «پدر» در هر حال واجب بوده و هست و بهجا آوردن آن، عادتی پسندیده و پذیرفته است.

با اینکه «فریدون مشیری» این شعر را برای خوانده شدن بهشکل ترانه نسروده بود ولی چنان مورد پسند اهل موسیقی واقع شد که بعدها چند اجرای متفاوت با صدای خوانندگان مختلف از آن ساخته و اجرا شد. اگر نمونههایی دیگری جز آنچه در این جعبۀ موسیقی میشنوید سراغ دارید، بفرستید تا به این مجموعه اضافه شود.
ادامه خواندن فریدون مشیری: آخرین جرعهی این جام (مجموعه ترانهها)

«سیمین بهبهانی» در ضمن از جمله ترانهسرایان خوب و قدیمی است. مجموعهای ارزنده از اشعارش که به دلمشغولی و برای ترانه شدن سروده، یادگار دورهای پر کار از اوست که با صدای خوانندگان مشهور آن دوران در دست ماست. در این دو سه دهۀ اخیر اما دغدغههای فکری او بیشتر مسائل اجتماعی روز را در بر میگیرد. پس به «شعر» شکلی از «رسانه» داده و ترانه شدن سرودههایش را به اهل آن سپرده است.
با اینکه نام دکتر «محمدرضا شفیعی کدکنی» (م. سرشک) همواره با پژوهش در گسترۀ شعر کلاسیک ایران همراه است و آثاری چون دیوان «شمس تبریزی» و «بیدل دهلوی» راست کار و پژوهشهای اوست؛ ولی راست این است که ما او را شاعری نوپرداز و صاحب سبک میشناسیم. از سرودههای او که «ترانهسرا» نبوده و هرگر برای «ترانه شدن» شعری نسروده اما ترانههای شنیدنی و نسبتا زیادی اجرا شده است.

با اینکه نام دکتر «محمدرضا شفیعی کدکنی» (م. سرشک) همواره با پژوهش در گسترۀ شعر کلاسیک ایران همراه است و آثاری چون دیوان «شمس تبریزی» و «بیدل دهلوی» راست کار و پژوهشهای اوست؛ ولی راست این است که ما او را شاعری نوپرداز و صاحب سبک میشناسیم.