
مهتاب پاییز
الهه
(آهنگ روز)
در این فصل رؤیا انگیر
با سرمستی از غم بگریز
جام خود را از می لبریز
بی می منشین در مهتاب پاییز
. . .
* * *

مهتاب پاییز
الهه
(آهنگ روز)
در این فصل رؤیا انگیر
با سرمستی از غم بگریز
جام خود را از می لبریز
بی می منشین در مهتاب پاییز
. . .
* * *


به امید نامه
شعر: ایرج تیمورتاش
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: الهه
گفته بودی که: «نویسی همه شب نامه به من
در دل شب به تو گوید ز دلم نامه سخن»
وه چه شبها بگذشت و نرسید از تو خبر
شاید ای مَه شدهای غافل از اندیشهی من
جز ناله و آه کاری ندارم، یاری ندارم
یار تو بودم، یاد توام من با دیگران کاری ندارم
دریغ و آه از عمرم که در غم تو شد طی
کی دگر آن روزگار آید به کف، کی؟
آه و فغان گشته حاصل من
بیخبری یارا از دل من
ای که مهر از من بُریدی، آخر چه دیدی؟
چون شد بتا کز دست من دامن کشیدی؟
● LP Cover ●
* * *

زمونه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: هایده
گلهای رنگارنگ ۵۲۰
انتشار: نوروز سال ۱۳۴۹

تاپ تاپ
شعر: اکبر آزاد
آهنگ: امیر پازوکی
خواننده: علی نظری

آشتی بیآشتی
شعر: مصطفی جاویدان
آهنگ: ناصر تبریزی
خواننده: قاسم جبلی

بیگانه
شعر و آهنگ: اسدالله باقری
خواننده: قاسم جبلی

شروع برنامهی کودک در رادیو ایران خردادماه سال ۱۳۳۵ بود. زمان این برنامه در شروع کار خود سه دقیقه بود و طبعا فرصتی برای موسیقی و ترانه نمیماند. چند ماهی بعد اما با استقبالی که از این برنامه شد زمان آن بیشتر و با ترتیب دادن ارکستری به سرپرستی نیکول الوندی در هفته یکبار ترانهای هم پخش میشد. از جمله خوانندگان این برنامه در آغاز سیما بینا، عهدیه، آلیس الوندی و خواهرش بلا و هیلدا بودند.
● آلیس الوندی: شادی
● آلیس الوندی: پیشی جونم
● آلیس الوندی: بارون بارونه
● آلیس الوندی: بچههای ایران
● آلیس الوندی: جوجههای قشنگ
● یادی از «برنامه کودک» رادیو ایران (صبحی مهتدی)
● یادی از «برنامه کودک» رادیو ایران (تاریخچه و چند ترانه)
* * *

قصه نارنج طلا
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: عارف
یادم میاد از قدیما
قصه نارنج طلا
دیو سیاه عاشق یک دختر میشه
به دنبال دختره بودش همیشه
خلاصه اون دختر گیسو طلا
اسیر میشه به دست دیو سیاه
می بردش به باغی اون دور دورا
دختر میشه با جادو ، نارنج طلا
هر کی اونو از شاخه جدا میکرد
طلسم اون دختره رو وا میکرد
از این طرف یک جوون دوست میداشتش
جونشو راه اون دختر گذاشتش
رنج فراوون کشید
اما به دختر رسید
اسبشو هی کرد، اومد
آتیش به عمر دیو زد
شیشهی عمر دیوو نابودش کرد
عمر دیوه تو شیشه بود، دودش کرد
تا که دود شیشه رفتش تو هوا
از شاخه افتاد اون نارنج طلا
اون دختر نارنج طلا تویی، تو
اون شوخ و طناز و بلا تویی، تو
یه روز میام سراغت
می چینم از تو باغت
♫ LP Cover ♫
* * *

مادر
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خوانندگان: عارف و عهدیه
* * *
نام و یاد «مادر» در ترانههای ایرانی
* * *