
به نیمهشبها دارم با یادم پیمانها
که برفروزم آتش به کوهستانها
* * *
«تاریخچهٔ ترانهٔ مرا ببوس» به روایت «راوی حکایت باقی»
* * *

به نیمهشبها دارم با یادم پیمانها
که برفروزم آتش به کوهستانها
* * *
«تاریخچهٔ ترانهٔ مرا ببوس» به روایت «راوی حکایت باقی»
* * *

سیل غـارتگر اومـد، از تـو رودخـونه گذشت
پُلا رو شکست و بُرد، زد و از خونه گذشت
. . .
* * *

یادم آمد
شوق روزگار کودکی
مستی بهـار کودکی
شور و حال کودکی برنگردد دریغا
قیل و قـال کودکی برنگردد دریغا
. . .

رهگذرا میان، میرن
اما تو ثابت میمونی

یادت میاد که اون روز لب دریا
تو ساحل، رو شنها بازی میکردیم
. . .

دل به وجد آرد به گلشن رقص پروانه
میپرد از روی گلها شاد و مستانه
. . .
* * *

به بهانه سالگشت خاموشی صدای خاطرهانگیز «ویگن» تا فراموشمان نشود.
«از یاد رفته»
پس از این من و خاموشی
که خوشم به فراموشی
نه ترانهٔ غم خوانم
نه نوای نشاط آور
نه به گریه سپارم دل
نه به خندهٔ جانپرور
نه باورم شود از کس، حدیث مهربانی
نه جویم از وفا دیگر در این جهان نشانی
خو کنم دیگر با خموشیها
تا رود از یاد افسانهٔ من
کز برم رفت آن جانانهٔ من
* * *

شکوفه میرقصد از باد بهاری
شکوفه میرقصد از باد بهاری
شده سر تا سرِ دشت سبز و گُلناری
شکوفههای بیقرار، روزِ آفتابی
به صبا بوسه دهند با لبِ سُرخابی
ای شکوفه خندهی تو جلوهها دارد
آن روی زیبا نظری سوی ما دارد
دلداده بُلبُل دارد سخنها
آراید از ساز و سخن بزم چمنها
پروانه در بزم طرب آمده تنها
بادِ بهاری با بیقراری
شکوفه پَرپَر کُند و لاله پریشان
به هر طرف دستِ صبا گشته گُل افشان
شکوفه میرقصد از باد بهاری
شده سر تا سرِ دشت سبز و گُلناری
عطر جانپرور گُل میبرد هوشم
نغمهی مُرغِ چمن کرده خاموشم
ای شکوفه خندهی تو جلوهها دارد
آن روی زیبا نظری سوی ما دارد
* * *

ای خُدا، آه ای خُدا
از توی آسمونا
گوش بده به درد من
که میخوام حرف بزنم
ای خدا، آه ای خدا، از توی آسمونا
گوش بده به درد من که میخوام حرف بزنم
واسه یک روزم شده سکوتم رو بشکنم
ای خدا خودت بگو واسه چی ساختی منو
توی این زندون غم چرا انداختی منو
چرا هر جا که میرم در به روم وا نمیشه
چرا هر جا دلییه میشکنه مثل شیشه
ای خدا حرفی بزن اگه گوشت با منه
این چیه که قلبمو داره آتیش میزنه
* * *

رو پُشتبوما برف میاد
تو کوهستونا برف میاد
برف
ترانهسرا: پرویز خطیبی
آهنگساز: مرتضی حنانه
خواننده: پوران
برف اومد وز غمِ هجران
وه که در دلم بپا شده طوفان
برف اومد چرا نیامدی ای جان
بوَد از غمت مرا دلِ سوزان
در زیرِ خاکسترِ دل، شرارهها مانده به جا
در انتظارم بیا، کجایی کجا، نیایی چرا؟
رو پشتبوما برف میاد
رو کوهستونا برف میاد
تو کوچه تنها از هر سو دویدم امشب
میون برفا جایِ پا ندیدم امشب
هی گوله گوله گوله گوله
هی چیکه چیکه چیکه چیکه
هی گوله گوله گوله گوله
هی تیکه تیکه تیکه تیکه
هی گوله گوله گوله بازم داره از آسمون برف میباره
قطره قطره از چشمانم اشکم شده روون
میگم امشب یارم میاد رو پشت بوم
اون یارِ فتنهجو میاد به جستجوم
هی گوله گوله گوله بازم داره از آسمون برف میباره
چشمم بوَد از دوریاش گریون
گوله گوله گوله برف میاد
رو پشتبوما برف میاد
تو شهر و صحرا برف میاد
تو کوهستونا برف میاد
* * *