
چشم من، به ره دریا
زورقی نبود پیدا
پرتویی ندمد آنجا

چشم من، به ره دریا
زورقی نبود پیدا
پرتویی ندمد آنجا

مرداب
شعر و دکلمه: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم آهنگ: سیمون آوانسیان
ترانهخوان: حسن شماعیزاده
ادامه خواندن اردلان سرفراز (صدای شاعر) مرداب: حسن شماعیزاده

بیبی آبی
شعر و دکلمه و آهنگ : شهیار قنبری
تنظیم آهنگ : عبدی یمینی
ترانهخوان : شهیار قنبری

ببار ای بارون ببار

تا میشد گل توی گلدونها جا دادم
فردا تو میآیی
شعر و آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: هوشمند عقیلی
امشب دلم میخواد تا فردا می بنوشم من
زیباترینِ جامههایم را بپوشم من
با شوق بیحد، باغچههامون رو صفا دادم
امشب تا میشد گُل توی گُلدونها جا دادم
بعد از جداییها
آن بیوفاییها
فردا تو میآیی
بعد از گُسستنها
آن دلشکستنها
فردا تو میآیی
از خونهی ما ناامیدیها سفر کرده
گویا دعاهای منِ خسته اثر کرده
من لحظهها را میشمارم تا رسد فردا
آن لحظهی خوبِ در آغوشت کشیدن را
بعد از جداییها
آن بیوفاییها
فردا تو میآیی
بعد از گسستنها
آن دلشکستنها
فردا تو میآیی
* * *

در شبی مهتاب بنگر در زیر نور ماه
امواج کارون را

خونه
شعر و دکلمه: ایرج جنتیعطائی
آهنگ: بابک بیات
تنظیم: محمد اوشال
خواننده: داریوش اقبالی
ادامه خواندن ایرج جنتیعطایی (صدای شاعر) خونه: داریوش اقبالی

«شهیار قنبری» اما در قحط سال صداها، خود ترانهای از سرودههایش را میخواند. «مرا نترسان دوست» اول بار در مجموعۀ سروده ـ دکلمههای او بهنام «یک دهان آواز سرخ» بهشکل نوار کاست منتشر شد. چند سالی بعد با آهنگی از ساختههای «منفردزاده» در مجموعۀ «اگر همه شاعر بودند» همراه با دکلمۀ سرودههای تازهترش، این شعر را هم بهشکل ترانه با صدای خود خواند. [+]

ترانۀ «تو بارونی، تو آفتابی» اولین کار مشترک «اسفندیار منفردزاده و مینا اسدی» است که در سال ۱۳۵۱ با صدای «رامش» اجرا شد و در شکل صفحه، توسط کمپانی «آهنگ روز» به بازار آمد. «مینا اسدی»، در بارۀ این ترانه نوشته است:

نماز
ترانهخوان: رامش
شعر ترانه: شهیار قنبری
آهنگساز: اسفندیار منفردزاده