
«وحید جان! برای تو، روح بزرگ و پاکت. محمد نوری»
وحید ادیبی، از جمله ترانهسرایانی است که نه تنها عکس و مصاحبهای از او وجود ندارد که حتی نامش برای دوستداران موسیقی و ترانه چندان آشنا نیست. او شاعر چندین ترانه برای خوانندگانی چون محمد نوری، منوچهر سخایی و عباس مهرپویا است.
ترانه «گلچهره» را در اینجا بشنوید.
* * *

محمد نوری هنرمندی گزیدهکار بود. از نغمهپردازنی که بر ترانههای این خوانندهی شاخص ملودی و آهنگ ساختهاند یکی هم دکتر «محمد سریر» است. مجموعه ترانههایی که حاصل همکاری این دو هنرمند است را در جعبه موسیقی زیر بشنوید.
ادامه خواندن ترانهشناسی محمد نوری (محمد سریر ـ آهنگساز)

در عالم موسیقی و ترانههای ایرانی خوانندگانی داریم که با وجود چندین و چند ترانه در کارنامهی هنری خود اما بیشتر با یک ترانهی مشخص است که شناخته میشوند. این ترانه در اجرا یا بازخوانیاش با صدای هر کسی برای شنونده همواره یادآور نام و صدای خوانندهی اصلی آن است. ترانهی «جان مریم» با صدای «محمد نوری» از آندست ترانهها است.
ادامه خواندن حکایت ترانهی «جان مریم» به روایت «کامبیز مژدهی»

مبتکر ضبط اشعاری از شاعران پیشین و معاصر و انتشار آنها در ایران «احمدرضا احمدی» بود. مجموعهای که با عنوان «صدای شاعر» از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر میشد. گزیدهای از شعرهای «نیما یوشیج» با صدای «احمد شاملو» و موسیقی «احمد پژمان» از اولین کارهای این مجموعه بود. در آن زمان (سال ۱۳۵۱) سیزده سال از درگذشت نیما میگذشت.
ادامه خواندن نیما یوشیج: در شب سرد زمستانی (احمدرضا احمدی)

چشم من، به ره دریا
زورقی نبود پیدا
پرتویی ندمد آنجا

روزی تو خواهی آمد
شعر: سیاوش کسرایی
آهنگ: پرویز ایرانفر
خواننده: محمد نوری
روزی تو خواهی آمد ای از وفا رمیده
شب بشکند به راهت، خندد لبِ سپیده
روزی تو خواهی آمد، دل میدهد گواهی
برقِ امیدِ روشن میروبد این سیاهی
خورشیدهای خاموش فردا شکفته گردد
با چشمِ آرزومند، ناگفته، گفته گردد
در کلبهای شکسته روزی کسی بجوید
دستی دری بکوبد، نام کسی بگوید
در بام و در بپیچد آوای آشنایی
درها گشوده گردد، آید صدای پایی
* * *
یادنامهٔ «سیاوش کسرایی» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *

آرزوها
شعر: مهرداد [حسین منزوی]
آهنگ: اشکان [محمد سریر]
خواننده: محمد نوری
نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و اونور ابرا بذاره
تو دلت بوسه میخواد، من میدونم، اما لبت
سر هر جمله دلش میخواد یه «اما» بذاره
بی تو دنیا نمیارزه، تو با من باش و بذار
همهی دنیا منو همیشه تنها بذاره
نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره
دوست دارم یه دست از آسمون بیاد ما دو تا رو
ببره از اینجا و اونور ابرا بذاره
من میخوام تا آخر دنیا تماشات بکُنم
اگه زندگی برام چشمِ تماشا بذاره
بی تو دنیا نمیارزه، تو با من باش و بذار
همهی دنیا منو همیشه تنها بذاره
نمیشه غصه ما رو یه لحظه تنها بذاره
نمیشه این قافله ما رو تو خواب جا بذاره
دلم از اون دلای قدیمیه از اون دلاست
که می خواد عاشق که شد پا روی دنیا بذاره
* * *
پانویس:
در چرایی بهکار بردن نام «مهرداد» در ترانهسرودههای حسین منزوی این یادداشت کوتاه در اینستاگرام «غزل منزوی» دختر شاعر قابل توجه است: ایشان نوشتهاند: «مرحوم پدربزرگم میگفت: میخواستم نام پدرت را “مهرداد” بگذارم. اما مطابق رسم معمولِ آنروزها، بزرگترها به اتاقی رفتند و بدون اینکه نظر مرا بپرسند، نام “حسین” را انتخاب کردند.»
* * *
● ترانههای «محمد نوری» در این سایت
● ترانههای «یدالله رویایی» با صدای «محمد نوری»
● ترانهشناسی محمد نوری (محمد سریر ـ آهنگساز)
* * *

یاد اون روزها بخیر
شعر: وحید ادیبی
آهنگ: اشکان [محمد سریر]
خواننده: محمد نوری
بهم میگفتی که میخوای همیشه با من بمونی
منو چو یک شعر قشنگ هر جا که رفتی بخونی
بهت میگفتم نمیخوام یه روز ازم جدا بشی،
بهروی دست هر کسی انگشتر طلا بشی،
یاد اونروزها بخیر، یاد اون حرفها بخیر
یاد اونروزها بخیر، یاد اون حرفها بخیر
از اونهمه روزهای خوب، امروز برامون چی مونده؟
ببین جفای زمونه، مارو به کجا کشونده!
از اونهمه حرفای خوب، امروز برامون چی مونده؟
جدامون کرده زندگی، داغ به دلمون نشونده
یاد اونروزها بخیر، یاد اون حرفها بخیر
یاد اونروزها بخیر، یاد اون حرفها بخیر
بهم میگفتی که میخوام اگر یه روزی نبودم
منو فراموش نکنی، یادت باشه من کی بودم
بهت میگفتم که میخوام مثل دو تا کفتر باشیم
هر جا میری سایهت باشم از دنیا بیخبر باشیم
یاد اونروزها بخیر، یاد اون حرفها بخیر
یاد اونروزها بخیر، یاد اون حرفها بخیر
♫ LP Cover ♫
* * *

جان مریم
شعر: مینو [محمد نوری]
آهنگ: کامبیز مژدهی
خواننده: محمد نوری
گل سرخ و سپیدُم کی میآیی
بنفشه برگ بیدُم کی میآیی
تو گفتی گل در آید من میآیُم
گل عالم تموم شد کی میآیی
وای جان مریم جان مریم
جان مریم چشماتو وا کُن، منو صدا کُن
شد هوا سپید، در اومد خورشید
وقت اون رسید که بریم به صحرا
آی نازنین مریم . . . آی نازنین مریم
جان مریم چشماتو وا کُن، منو صدا کُن
بشیم روونه، بریم از خوونه
شونه به شونه به یاد اون روزها
آی نازنین مریم . . . آی نازنین مریم
باز دوباره صبح شد، من هنوز بیدارم
کاش میخوابیدم، تو رو خواب میدیدم
خوشهی غم، توی دلم زده جوونه
دونه به دونه،دل نمیدونه
چه کُنه با این غم؟
آی نازنین مریم . . . آی نازنین مریم
بیا رسید وقت درو، مال منی از پیشم نرو
بیا سرِ کارمون بریم، درو کنیم گندمارو
بیا بیا نازنین مریم
نازنین مریم . . . آی نازنین مریم
* * *
حکایت ترانهی «جان مریم» به روایت «کامبیز مژدهی»
* * *