
جنگل تنهایی
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
من که جنگل بُوَد منزلم
از جدایی، پریشاندلم
دیگر محزون شد دلِ شادم
این تنهایی، برده ز یادم
عشق و شور و سخن
جنگل با خاموشی غمگین
ریزد شبها سایهی سنگین
بر تن خستهی من
نه لبخندی، نه دیداری!
نه پیغامی ز دلداری!
من که جنگل بُوَد منزلم
از جدایی، پریشاندلم
حال از این جنگل میگُریزم
تا ژاله از چشمان نریزم
آه از غمِ یار عزیزم!
* * *