ویگن: دروگران

ویگن دروگران

دروگران
ترانه‌سرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده:‌ ویگن
انتشار: ۱۳۳۹

آفتاب می‌تابه گرم گرم
ـ های، های، های
به دشت و صحرا نرم نرم
ـ های، های، های
می‌رقصه توی کشتزار
خوشه‌ی گندم، بی‌قرار

دروگران سر کار دسته به دسته
بر چهره‌هاشون انگار گلاب نشسته
چشم صحرا ندیده اونا رو خسته

از خوشه‌های گندم امسال طلا می‌باره
کار و عشق و زندگی گرما، سرما نداره!
به چشم مرد دهقان
فصل درو، بهاره!

دروگران سر کار دسته به دسته
بر چهره‌هاشون انگار گلاب نشسته
چشم صحرا ندیده اونا رو خسته

زمین‌های خشک و عریون
ـ های، های، های
وعده‌ی ما به تابستون
ـ های، های، های
که بینمت دریای زر
ساقه‌ی گندم تا کمر
خوشا به فصل پاییز
خاک طلاخیز
با دستای زَر افشون گندم می‌کاریم
از یک دونه، ده خوشه به بار میاریم

دروگران سر کار دسته به دسته
بر چهره‌هاشون انگار گلاب نشسته
چشم صحرا ندیده اونا رو خسته

بیچاره باباپیره
حیف که تو خاک اسیره!
ببینه یک تراکتور
بِه از صد تا گاوآهن!
یه کمباین و دو بازو
می‌پیچه صدتا خرمن!

دروگران سر کار دسته به دسته
بر چهره‌هاشون انگار گلاب نشسته
چشم صحرا ندیده اونا رو خسته

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *