
شانه (شانه و بهانه)
ترانهسرا: کریم فکور
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
ای شانه کز زُلف یار بوی گُل آری
تو همنشین گُلی، غم چه داری؟
او رفت و تو اکنون در دستم ماندی
عطر زُلف او را چون گُل افشاندی
ای شانه تو داری اُلفَت با مویَش!
من باشم شب و روز در جستجویَش!
داری صد افسانه در هر دندانه
ماندی به نزدم تا با این بهانه
من یک بار دیگر روَم به سویَش!
صد بوسه از شادی زنم به مویَش!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *