
نالهٔ ساز
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه

نالهٔ ساز
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه

غصه
آهنگ: کیومرث سلیمپور
خواننده: روانبخش

خونسرد
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهابخش پازوکی
خواننده: وفا

انگشتر سلیمان
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۰
اگر رسد خدایا
انگشتر سُلیمونی به دستُم
بگیرُم داد دل را
به دشمَنون بفهمونُم که هستُم
سهبار دستی کشُم روی نگینُم
سیاهغولی به چشمونُم ببینُم
اول گویُم که میخواهُم ببینُم
همین السّاعه یار نازنینُم!
دوم گویُم بسازه براش قصر فیروزه
سوم گویُم بمیرن حریفونُم دو روزه!
● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

گردو فروش
شعر و آهنگ: حسین همدانیان
خواننده: حسین همدانیان
* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانههای ایرانی
* * *

گیسو طلا
خواننده: روانبخش
ای دختر گیسوطلا
نوشینلب و شیرینادا
نازکتن و نازنین تویی
زیبای نازآفرین تویی
چون گیسو افشان میکُنی
دل را پریشان میکُنی
به گلبن دوش مرمرین
تو خرمن گل نشاندهای
به شاخهی یاس و نسترن
تو گل به سنبل نشاندهای
به چمن چو بگذری
داغ لاله تازهتر کُنی
ببری دل از برش
گر به سوی گل نظر کُنی
چنان به گوش جان من نشسته جانا نوای تو
که هر گویدم سخن به گوشم آید صدای تو
فدای آن وفای تو که من ز خوبان ندیدهام
خدا کُند که من شوم فدایی آن وفای تو
* * *

مرغک بیقرار
شعر: کریم فکور
آهنگ: جهانبخش
خواننده: یاسمین پریش

قسم
شعر: اطهری کرمانی
ویلون: حسین صمدی
خواننده: ناصر مسعودی

پلهای شکسته
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: جمشید زندی
خواننده: عارف
تنظیمکننده: ارکستر گروه گلدن رینگ
انتشار: ۱۳۴۷
زیر این چرخ کبود
قلب من در دست او
مثل یک بازیچه بود، ای داد
بی هیاهو، بی صدا ما گشتیم از هم جدا
خدا آه ای خدا، فریاد
آه. . . افسوس، بین ما پلهای شادی شکسته
هرچه بود از هم گسسته
در پیش چشم ما رود جدایی نشسته
راه آشنایی بسته
تو بگو، آه . . .
ای دریغ از روزگار آشنایی!
تو رفتی، آه . . .
من گرفتم از تو درس بی وفایی!
فریاد
● گروه گلدن رینگ (Golden Ring) اواسط دهه ۴۰ خورشیدی توسط جمشید زندی شکل گرفت که ترانههای شاد و جوانپسندی را اجرا میکردند. اغلب این ترانهها توسط سعید دبیری سروده میشد و همچنین نوازندگان گروه واروژ شبانی و فریبرز فرهادی بودند. پس از موفقیت فیلم «سلطان قلبها» و بیشتر شدن محبوبیت عارف، جمشید زندی پیشنهاد یک کنسرت مشترک را به وی داد. پس از این کنسرت، عارف در اواخر سال ۱۳۴۷ خورشیدی به این گروه نوظهور پیوست. اما پس از مدتی از گروه جدا شد، چرا که خود را برای خواندن ترانههایی به این سبک (راک اند رول) پیر میدید. این ترانه، اولین همکاری و صفحهی منتشر شده از عارف با این گروه بود. [متن ترانه و توضیح برگرفته از کانال: «ترانهشناسی عارف»
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

گل یخ
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: ضیاء مختاری
خواننده: روانبخش
تو بگو ای باغبان! آن همه گلها کو!؟
به چمنها سُنبل و لالهی رعنا کو!؟
چه غمی گر کرده گل رخ ز چمن پنهان
که شکُفتم من تازه در چمن و بستان
نه بهاری دیدهام من نه پاییزی
نه بتازد بر سرم باد گلریزی
گلی تنها به گلزازم
که عطری جانفزا دارم
گل یخ، زینتِ باغ و زلف یارم من
رخ من در زمستانها
بیاراید گلستانها
به ماه دی چو گلهای نوبهارم من
* * *