
ستارهٔ کور
فریدون مشیری

ایشون [داود پیرنیا] یه روز منو صدا کرد و گفت: «آقای ترقی، یک کاری اینجا ما ضبط کردیم مالِ آقای روحالله خالقیست. این، شعر نداره. این رو آهنگش رو من میذارم رو ضبط صوت، تا شما بشنوید من میرم تا استودیو شماره هشت و برمیگردم، ببینم نظرتون راجع به این آهنگ چیه!؟»

«لالاییها» در ادبیات مردمی ایران جای خاص خود را دارد. آوازهایی که مادران به زمزمه به وقت خواباندن کودکان شیرخوارهٔ خود میخوانند. ترانههایی که از کلام و آوایش کودک و مادر هر دو آرام میگیرند.

نامهای «زنانه» در ترانههای ایرانی بیشتر از اسم «مرد»ها است. در جعبهی موسیقی این صفحه ترانههایی را خواهید شنید که اسمی مردانه در آن به کار رفته است.

در فرهنگ و اعتقادات ما ایرانیها «دعا» و «نفرین» مقولهای آشنا و جا افتاده است. از دید مذهبی بهترین دعاها و بدترین نفرینها را والدین ـ و بهخصوص مادران ـ به اجرا میگذارند. البته نفرین ظالم و آه مظلوم هم هست. در شعر کلاسیک و ترانههای روز ایرانی اما نفرین بیشتر معطوف به «رقیب» است ولی گاهی از سر دلرنجیدگی و آزردگی خاطر نفرینِ «عاشق» شامل «معشوق» هم میشود. هر چند هم که حافظ گفته باشد: «هیچ عاشق سخن سخت به معشوقه نگفت».

شاهرخ مسکوب (۱۳۸۴ـ ۱۳۰۲) در تاریخ ادبیات معاصر ایران جایگاهی ارزنده و خاص خود دارد. این منزلت به اعتبار پژوهشهایش در شاهنامه، نوشتن کتاب دو جلدی «روزها در راه» که یادداشتهای روزانهی او با نثری یگانه است؛ و ترجمههاییست که از او به یادگار مانده است.

پرسش
شعر و دکلمه: اردلان سرفراز
آهنگ: فرید زلاند
تنظیم آهنگ: آندرانیک
ترانهخوان: گوگوش

ایران کشور پهناوری است، با شهرهای کوچک و بزرگ و روستاهای فراوان. چه بسا بسیاری از ما خیلی از این شهرها را ندیده باشیم و گذارمان به آن دیار نیفتاده باشد. در این شهرها اما جاهایی هست که نه تنها برای اهالی آن ولایت که حتی برای کسانی که به آنجاها نرفتهاند نیز شناخته شده است. آشنایی ما ایرانیها با نام آن جاها و اماکن در سالهایی که هنوز اینترنت و موتورهای جستجو در این گستره نبود یکی هم از راه شنیدن ترانههای روز آن روزگار بود.

امان از
دکلمه و شعر: شهیار قنبری
آهنگ و تنظیم: عبدی یمینی
ترانهخوان: داریوش اقبالی

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر، نامهرسان من و توست