
چلچله
شعر: زویا زاکاریان
آهنگ: مارتیک
خواننده: حسن شماعیزاده
♫ LP Cover ♫
* * *

قسم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: پوران شاپوری
چه خواهی از من ای مایهی رسوائیم
تو شمع جمعی، من عاشق تنهـایم
برو که من با خیال تو چون مُرغ شب
بیهمزبان بنشستهام
ز عالمی گسستهام
از اول تو بودی که مستـانه با من
درِ گُفتوگو را گُشودی، گُشودی
من آسوده بودم، تو خواب از دو چشمم
به این گُفتوگو ها رُبودی، رُبودی
به این عشق سوزان قسم خوردهام
به این عهد و پیمان قسم خوردهام
که دور از چشمت می از دستِ غـم تنهای تنها بنوشم
ز دردِ هجران، خموش و گریان چون باده در خُم بجوشم
اما تو ای نامهربان، با این و آن ساغر به دستی
هُشیار اگر روزی شـدی حالم بجو، اکنون که مستی
. . .
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

عشق خانمانسوز
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: عهدیه
ترانه فیلم: بر آسمان نوشته
♫ LP Cover ♫
* * *

قطره اشک
شعر: کریم فکور
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: پوران شاپوری

زمرد
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: ناصر مسعودی

قایق طلایی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: پوران شاپوری

ساحل غم
شعر: فریدون فرخزاد
آهنگ: خارجی
خواننده: فریدون فرخزاد
ترانه فیلم: دلهای بیآرام
♫ LP Cover ♫
* * *

آرزو گمکرده
شعر: رهی معیری
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: پوران شاپوری
نه همزبانی، نه همنوایی تا به او بگویم ز عشقت حکایتی
نه مهربانی، نه چاره سازی تا کُنم از سوز پنهان شکایتی
نوای منی، بینوای توام
بلای منی، مبتلای توام
شور و مستی تویی تویی
نور هستی تویی تویی
منم غباری به کوی تو
سرود منی، چنگ و عود منی
وجود منی، تار و پود منی
جام و ساقی تویی تویی
عشق باقی تویی تویی
منم که مستم به بوی تو
من که در دام هلاک افتادهام
من که چون اشکی به خاک افتادهام
عاشقی دیوانهای افسردهجانم
بیدلی، بیحاصلی بیآشیانم
من کیام؟ درد آشنایی
بینصیبی، بینوایی
هر شب افسانهای دارد دل دیوانهی من
بشنو ای مرغ شب راز من و افسانهی من
رهی تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها
به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی
* * *
از «رهی معیری» در این سایت:
«رهی معیری» کاروانسالار ترانهسرایان سبک کلاسیک
«خزان عشق» رهی معیری (مجموعه ترانهها)
امضاء کتاب «سایهٔ عمر» برای «نواب صفا»
خط، صدا و چند ترانه از «رهی معیری»
* * *

دستی نگیرد دست من (گلهای رنگارنگ ۵۰۵)
گلهای رنگارنگ ۵۲۲
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
تنظیم: جواد معروفی
خواننده: پوران شاپوری
یارب در این غوغای هستی
دنیای عشق و شور و مستی
دستی نگیرد دست من
من ناتوان افتادهام
دین و دل از کف دادهام
در پایِ رفتن خارِ ناکامی شکسته
یارب دلِ غمدیدهام در خون نشسته
دستی نگیرد دست من
من ناتوان افتادهام
دین و دل از کف دادهام
هر آرزویی در دل افسردهام پا میگذارد
از دست غم میمیرد و راه فرار را میسپارد
حالا که بیدادِ زمان از حد گذشته
حالا که دل زین فتنهها آزرده گشته
دستی نگیرد دست من
من ناتوان افتادهام
دین و دل از کف دادهام
* * *