
ترانهای خاطرهانگیز از سالهای دور به مناسبت سیزده نوروز
سبزه گره
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن
خواننده: ویگن
بریم سبزه گره ببندیم، ببندیم
به روی آسمون بخندیم، بخندیم
میون کوه و صحرا اسم هم صدا کنیم
سحرگه آفتابو روی هم نگاه کنیم
لبِ سرچشمه در صحرا نشینیم
بوسهها از لبون هم بچینیم
روی فرش چمن، ز گل نسترن
آشیونه زنیم حجله ببندیم
تو همون آشیون، ای گل مهربون
یکدل و یکزبون بگیم، بخندیم
* * *

مرمر
شاخه گل ۸۰
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران شاپوری
سرو چمن خمیده، تا كه تو را دیده
رنگ سحر پریده، تا كه تو را دیده
در تن چون مرمرت، از قدمت تا سرت
دیدهی افسونگرت نور وفا كو؟
یا بِكِش ای سرورم دست وفا بر سرم
یا كه بكُن پّرپّرم چون گُل بی بو
تو تازهتر ز شبنم، ز گل باصفاتری
با همه نكویی، از وفا بیخبری
در پاكی چون دریایی
دریایی پُر غوغایی
* * *

سرگذشت
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
ترانه فیلم: آتش و خاکستر
من بار غم تو بودم
از دوشت دگر گذشتم
اشک از دیدهات میفشان
چون دیدی که درگذشتم
یک امشب مستم کُن
که سر تا پا شررم
مستم کُن، خوابم کُن
که در آغوش تو ز دنیا درگذرم
دیگر از تو هم گذشتم
بیزارم ز سرگذشتم
بگذارم که تا بمیرم
که از روی زمانه سیرم
* * *
پانویس:
● سرگذشت سومین ترانهی اجرا شده با صدای ویگن در فیلم آتش و خاکستر (۱۳۴۰) است. این ترانه در تنظیم آهنگ و بعضی ابیات با نسخه صفحهی گرامافون تفاوتهایی دارد.
● از دیگر ترانههای ویگن که در فیلم آتش و خاکستر اجرا کرد یکی هم ترانهی داغ بوسه است. (در اینجا بشنوید.)
* * *

تنهایی (اجرای دوم)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: دلکش
شب آمد، هجران باز آمد، وای از تنهایی
غم آمد، حرمان باز آمد، وای از تنهایی
عشق آمد، فکر تو آمد تنها به یادم
گریانم، آه از تنهایی، وای از تنهایی
سپیده زد، سحر آمد، به سر آمد شب هجرانم
تو ماهِ من! چه بیایی چه نیایی بیتو گریانم
مرغ شب گرید با من اشک غم دامن دامن
تیرهتر گردی ای شب! چه کُنی آخر با من
ای شب هجران! که ندیدم سحری تو را
آه! ز یار من تو نداری خبری چرا
وای! چه شد آن وفا، آه!! چه شد آن صفا
دور از رویت نالان هر شب سوزم من با تنهایی
* * *

رقص دختران
شعر: تورج نگهبان
خواننده: پوران
* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

شبها
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش
شبها ماند دو چشمم به راه
دل از تو خواهد پناه
بُوَد به عشقم گواه
اشکِ من، آهِ من
عاشقی کارِ من، در شبِ تارِ من،
چشمِ خونبارِ من، یارِ من
ماه من یکدم
بشنو از قلبم نوای من
طعنه بر عشقم مزن
شب چشم امیدم بود به ره تو
گر شدم عاشق بُوَد گنه تو
من در این راه بیگناهم
با تو پیوندم باشد به دل و جان
کی چیره میگردد بر دل غمِ جهان
من مستم از نگاهی، از جانم چه خواهی
خیزد برق آهی هر شب دور از تو ز دل من
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

چرا میروی!؟
شعر: کریم فکور
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: پوران

گل پرپر
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: محمد شیرخدایی
خواننده: دلکش

به او مگو
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران
خدا را، ای رقیب من
چه گفتی با حبیب من!؟
کآن بیوفا عهدِ من ببُرد از یاد
بهرِ خدا، به او
غمِ دلِ من مگو
تو با او گر بنوشی می
حرام، حرام، حرامت باد
(دستم بگیر کز غم ایام خستهام
نازم بِکش که عاشقم و دلشکستهام)
* * *