
افسانه شب
شعر: کریم فکور
آهنگ: سورن
خواننده: منوچهر سخایی
شد زمانه مست از ساغر شب فکنده نوری دختر شب
به خلوت تنهایی من
چرا نمیآیی به بَرم، ز موی تو آشفتهترم
فرشتهی رویایی من
من تنها، دل تنها، سرگرم رویاها
دورم از بزم طرب
در خلوت بنشینم، تا شمع بالینم
گوید افسانهی شب
تا نوازی امشب قلبِ حزین
بیا و بر چشمم بنشین
بیا فدات جان و تنم
من اسیر مهر روی توام
شکستهام، چون موی توام
ز دست تنهایی چکنم؟
باز امشب بیدارم تا یارم، تا یارم
باز آید خنده به لب
چون ساز افسونگر، با صوت جانپرور
خواند افسانهی شب
* * *

چه کنم از سفر برگردی
ترانهسرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: سورن الکساندر
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۱
چه کُنم تا تو از راه سفر برگردی
چه نویسم که با من مهربانتر گردی
چه بگویم که دست از ناز خود برداری
که بیایی قدم بر چشم من بگذاری
شادی و این دل غمزده را
با دلِ شادِ تو من چکنم
لالهی دشت خزانشده را
با گل یاد تو من چکنم
چه بدیدی؟ چرا رفتی؟ ز من بگذشتی
تو همان بخت من بودی ز من برگشتی
* * *

آخرین نامه
شعر: کریم فکور
آهنگ: سورن
خواننده: منوچهر سخایی
به تو یک شب نامه نوشتم که غم مرا چاره کُنی
ننوشتم نامه که آن را تو بخوانی و پاره کُنی
به تو یک شب نامه نوشتم که گویم رازِ نهان
چو نیامد از تو جوابی، شدم از غمِ دل به فغان
چشم من به ره بُوَد شب، همه شب
چرا کسی نیارد از تو خبری
اشکِ من به دیدهام حلقه زند
به هر کجا که یابم از تو اثری
آخرین ترانهام را بشنو! بشنو این نوای هجران
آخرین نشانهام آتش زن، نامهام را بسوزان
* * *

جدایی
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: سورن
خواننده: منوچهر سخایی
هزارون گل در اومد، هزار پاییز سر اومد
دلم دریای خون شد، خبر از تو نیومد
جدا از تو جوونیم سر اومد
جوونی رفتو پیری از در اومد
میترسم بیتو من تنها بمیرم
بمیرم روی ماهت را نبینم
خدایا، خدا یا چقدر سخته جدایی
میترسم، میتر سم بمیرم تو نیایی
هزار پاییز سر اومد، هزارون گل در اومد
بهار رفتو خزون شد خبر از تو نیومد
* * *

عروس داماد
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: روانبخش

از تو گذشتم
آهنگ: سورن
خواننده: منوچهر سخایی

رنگ قزاقی
آهنگ و اجرا: سورن [الکساندر مایلیان]

رنگ گل
آهنگ و اجرا: سورن [الکساندر مایلیان]

حکایت
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: سورن
خواننده: گوگوش
انتشار: پاییز ۱۳۴۸
در آن غروب جدایی، سرد و سنگین
رفتی که بر من بگریَد ابر غمگین
رفتی که حسرت شکوفد در نگاهم
رفتی که سوزد کاشانهی من از سوز آهم
رفتی و رفتی، ولی این قلب خسته
باور ندارد عهد من و تو دیگر شکسته!
شد از تو غمگین، چو پاییزی سرگذشتم
چشم ستاره بگریَد بر سرنوشتم
افسانهی دل خواندم برایت، باور نکردی!
از عشق پاکم گفتم حکایت، باور نکردی!
دیگر امیدی ندارم تا بیایی
باید بسازم دور از تو عمری با این جدایی!
اکنون اگرچه گریزی از نگاهم
ای بیمحبت، در خواب و رویا جز تو نخواهم!
* * *

یاد
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: سورن [الکساندر مایلیان]
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۴
فتاده در میان ما جداییهای بسیاری
نه یک نامه، نه پیغامی، نه امیدی به دیداری
فتاده در میانِ ما هزاران صحرا
هزاران کوهِ سنگیندل، هزاران دریا
خوشا بر آن پرستویی که پَر میگیرد
به تنهایی (آسانی) شبی راه سفر میگیرد
به چشم من تو چون خورشیدی
همه نوری، همه امیدی
به هر جا رفتی، مبَر از یادم
که من هم هر دم به یادت شادم
* * *
مجموعهای از ترانههای «تکساز» در این سایت
* * *