[ ۱۳۵۴ ] ـ اینسال هم یکی از سالهای پُر کار و بار میشود. موسیقی و ترانۀ فیلم «ماهیها در خاک میمیرند» را میسازد. ترانۀ «سقف» را. شعرش را از میان سرودههای «ایرج جنتیعطایی» انتخاب کرده و «فرهاد مهراد» میخواند. فیلم «هفتتیرهای چوبی» ساختۀ «شاپور قریب» برای «کانون فکری» را هم تدوین میکند؛ موسیقیاش را هم میسازد.
[ ۱۳۵۷ ] ـ سالی که در تاریخ ایران ثبت شده و خواهد ماند. سال انقراض حکومت سلطنتی در ایران و جمهوری شدن این کشور. سالی که انگار نه از فروردین ماه، که از هفدهم شهریور ماه آنسال شروع میشود. آنسال که بهار به بهمن افتاده بود.
[ ۱۳۷۵ ] ـ حالا دیگر پانزده سالی میشود که «منفردزاده» در آمریکاست. لسآنجلس، با اینکه از بابت جمع شدن اصحاب ترانه در این شهر، بازار جا افتادهای برای تولید ترانه است ولی از قرار و آنطور که دیده و شنیده میشود، از آن بازارهای شلوغ و پر سر و صدا و هیاهوست. بگو: بازار مکاره.
نام و آثار «اسفندیار منفردزاده» در بدعت موسیقی فیلم در عرصۀ سینمای ایران، در گسترۀ ادبیات کودکان، در کشف و معرفی جوانترها، در پایهگذاری «ترانۀ نوین»، در هویت دادن به «ترانۀ معترض»، در همدلی با جریانات سیاسی، اجتماعی و مردمی جای ارزنده و خاص خود را دارد.
غلامحسین ساعدی [گوهر مراد] و احمد شاملو [الف. بامداد]
پیشینۀ پیشکش کردن قصاید بلند و حتی دیوان اشعار از سوی شاعر به شاه و صاحبمنصبان، از زمان «فرخی سیستانی» و «فردوسی» و دیگر شاعران متقدم در تاریخ ادبیات ما ثبت شده و بر اهل کتاب روشن است.
تاريخ اين ايام را
هر کس که خواهد خواند،
جز اين سخن از ما نخواهد راند:
اين نسل سر در گم،
بر توسن انديشههاشان لنگ،
فرسنگ در فرسنگ
جز سوی ترکستان نمیرانند
تاريخ پيش از خويش را باری نمیخوانند.
«ع. شجاعپور»
«وحدت»، نام یکی از ترانههای ماندگاریست که با صدای «فرهاد» اجرا شده است. این ترانه که اغلب مردم آن را با عنوان «محمد» نیز میشناسند همزمان با روزهای تاریخساز انقلاب در بهمن ۱۳۵۷ منتشر شد. شعر آن سرودهای از «سیاوش کسرائی» بود و آهنگش از ساختههای «اسفندیار منفردزاده».
به همان نسبت که نام «اسفندیار منفردزاده» در تاریخ موسیقی فیلم سینمای معاصر ایران تثبیت شده، بدعت «ترانۀ معترض» در فصل نوین ترانه هم با کارها و نام او همراه است.
از قرار رواج بازار «بازخوانی ترانههای معروف و محبوب مردم» فقط در دوبارهخوانی ترانههای قدیمی و خوانندههای نسل قبل نیست؛ در سالهای اخیر ترانههایی از ساختههای مشترک شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده نیز در جای خود رونق این بازار از صدا شدهاند. گرچه این متاع همیشه بر بساطی شایسته و درخور چیده و ارائه نمیشود.
«شهیار قنبری» اما در قحط سال صداها، خود ترانهای از سرودههایش را میخواند. «مرا نترسان دوست» اول بار در مجموعۀ سروده ـ دکلمههای او بهنام «یک دهان آواز سرخ» بهشکل نوار کاست منتشر شد. چند سالی بعد با آهنگی از ساختههای «منفردزاده» در مجموعۀ «اگر همه شاعر بودند» همراه با دکلمۀ سرودههای تازهترش، این شعر را هم بهشکل ترانه با صدای خود خواند. [+]