
تصویر مادر (کولی پریشان)
کلام: کریم فکور | خواننده: گوگوش
بر آهنگ: Ae Dil Mujhe Bata De – Geeta Dutt
من کولی پریشان، بینام و بینشانم
آوارهی بیابان، سرگشتهی جهان
یکدم نمیتوانم در گوشه ای بمانم
در کوه و دشت و صحرا، چون آهویی روانم
شبها که خسته از راه، سر بر زمین گذارم
تصویر مادرم را در لوح خاطر آرم
در اوج آسمانها چشمک زند ستاره
از من گهر فشاندن، از او یکی اشاره
من کولی پریشان، بینام و بینشانم
بشنو حکایت من از ساز نغمهخوانم
آیم چنان که دانی، از بهر نغمهخوانی
باشد سرور و شادی، سر فصل زندگانی
در پای چشمهساران، شور افکند نوایم
هر جا که پا نهم من، آنجا بُود سرایم
در سینهام خروشد، موجی از آرزوها
عیبم مکُن که ماندم، در این زمانه تنها
من کولی پریشان، بینام و بینشانم
آوارهی بیابان، سرگشتهی جهانم
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *
نام و یاد «مادر» در ترانههای ایرانی
* * *

شهرزاد قصهگو
شعر: ابوالقاسم زارعی
آهنگ: اسماعیلزاده
خواننده: گوگوش
آن زمانها در دل شبهای خویش
کاخ عشق و آرزویی داشتم
در درون قصر رویاهای خود
شهرزاد قصهگویی داشتم
گفتوگو با ماهرویی داشتم
آه تا او بود و آن گفتار او
زندگی با قصهها پیوسته بود
چشم تا بگشودم از رویای خود
آن پرستو از بَرم پر بسته بود
پس بگویید آشنای من کجاست؟
شهرزاد قصهگوی من کجاست؟
در میان بستر گلهای صبح
همچو شبنم در کنارم مینشست
با زبان دلنشین عشق خویش
تار غمها را ز هم در میگسست
با محبت در کنارم مینشست
♫ LP Cover ♫
* * *

عاشق شوی الهی
کلام: ایرج جنتیعطایی | خواننده: گوگوش
بر آهنگ: My Love – Petula Clark
عاشق شوی الهی تا که بدانی دردِ دلِ من
عاشق شوی الهی تا شوی آگه از مشگل من
هر کس که عاشق شود، سوزد و سازد در آتش دل
عاشق اگر نباشی، از دل مایی تو غافل
بیگانهای از غم دلم، بیخبری از من
دوستم بدار، ترکم مکُن ای پری
آنسان چرا ای بنفشهمو میگذری از من
تا کی از من بیخبری؟
* * *
نمونهی فارسی شدهی ترانههای مشهور
* * *

بگذر بیا بگذر
شعر: ابوالقاسم زارعی | خواننده گوگوش
بر آهنگ: Siempre Manuel – Dolores Vargas
بیا! بیا دلدارم، عشق تو در دل دارم
دوست دارم ای یارم، بگذر ،بگذر از این سفر
دیگر شدم پشیمان، از کردهی خود ای جان
ای گل مرا مرنجان، جور و جفا بس کُن، بیا
ای آرزو! ای آرزو، کوچه به کوچه، کو به کو
یار مرا کُن جستجو، چون شد بگو عهد وفا
ای یار نو پیدای من! آغوش تو مأوای من
سودای تو دارم به سر، بگذر بگذر از این سفر
هر دم در آرزوی تو، آید دلم به سوی تو
شاید که بیند روی تو، بگذر بگذر از این سفر
آی بگذر، بگذر . . .
♫ LP Cover ♫
* * *

من و تو
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعیزاده
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار: تابستان ۱۳۵۲
من و تو باهميم اما دلامون خيلی دوره
هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره
نداريم هيچكدوم حرفی كه بازم تازه باشه
چراغ خندههامون خيلی وقته سوت و كوره!
من و تو
من و تو
من و تو
همصدای بیصداييم
باهم و از هم جداييم
خسته از اين قصّههاييم
همصدای بیصداييم!
نشستيم خيلی شبها، قصّه گفتيم از قديما
يه عمره وعدهها افتاده از امشب به فردا!
تموم وعدهها رو داديم و حرفا رو گفتيم
ديگه هيچی نمیمونه برای گفتن ما!
من و تو
من و تو
من و تو
همصدای بیصداييم
باهم و از هم جداييم
خسته از اين قصّههاييم
همصدای بیصداييم!
گُلای سرخمون پوسيده موندن توی باغچه
ديگه افتاده از كار، ساعت پيرِ رو طاقچه
گُلای قالی، رنگ زرد پاييزی گرفتن
اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من!
من و تو
من و تو
من و تو
♫ LP Cover ♫
* * *

ترانهسرا: عبدی
ملودی آهنگ: عبری
تنظیمکننده: عطاالله خرم
خوانندگان: ضیاء ـ گوگوش
انتشار: ۱۳۴۶
گوگوش:
کولی زیبا، دختر صحرا
بر مخمل سبزهها
ضیاء:
کرده برپا شور و غوغا
رقصد میان گُلها
همخوان:
میرُباید آن زیبا
با افسون عشوهها
صبر و قرار از دلها
دست به دست پسرها
با دختران زیبا
با او به رقص و غوغا
میرقصد او میان گُلها
ضیاء:
میخوانَد با کرشمه
کولی، دختر صحرا
دست افشانید از مستی
ای عاشقان شیدا!
گوگوش:
دخترک با ساز و نوای کولیها
کرده در گلستان، شوری بر پا!
* * *

من و گنجشکهای خونه
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ای چراغِ هر بهانه
از تو روشن، از تو روشن
ای که حرفایِ قشنگت
منو آشتی داده با من
منو گنجشکایِ خونه
دیدنت، عادتمونه
به هوایِ دیدنِ تو
پَر میگیریم از تو لونه
باز میایم که مثلِ هر روز
برامون دونه بپاشی
منو گنجشکا میمیریم
تو اگه خونه نباشی
همیشه اسم تو بوده
اول و آخر حرفام
بس که اسم تو رو خوندم
بوی تو داره نفسهام
عطرِ حرفای قشنگت
عطر یک صحرا شقایق
تو همون شرمی که از اون
سُرخه گونههای عاشق
شعر من رنگ چشاته
رنگِ پاکِ بیریایی
بهترین رنگی که دیدم
رنگِ زردِ کهربایی
منو گنجشکای خونه
دیدنت، عادتمونه
به هوای دیدن تو
پَر میگیریم از تو لونه
تهران، ۷۱ ـ ۷۰
سال آخر دانشکده با پسرعمهام ـ احمد بهارلو ـ دوست و همبازیِ روزگارِ کودکی؛ آپارتمانی را در امیرآباد اجاره کرده بودیم. خانهای دو طبقه که در طبقهی اولِ آن صاحبانِ خانه ـ آقا و خانم زندیه ـ و در طبقهی زیر ما زندگی میکردیم.
احمد که دانشجوی اقتصاد بود و درمطبوعات هم قلم میزد اولین شنوندهی کارهای تازهی من بود. همانگونه که اولین شعرم را هم سالها پیش از آن در داراب برای او خوانده بودم، و او هم جزو اولین کسانی بود که باعث شدند من شعر را جدی بگیرم. در جریان حرکتهای اعتراضی دانشجویان با کسی آشنا شده بودم که ترانهی «همزاد» هم مثل این ترانه، تکرارِ تاثیر حضور اوست. اما من هنوز همانگونه که از ترانههایم پیداست، بهدنبال جواب بودم که از این همه چهرههای گوناگون، کدام چهرهی واقعی عشق است. «پرسش» عشق را هنوز پاسخی قانعکننده نیافته بودم. با همخانهام ـ احمد ـ که عشق و عادت را بهگونهای دیگر به گفتگو و تفسیر پرداختیم. اما بهجای جواب به پرسشی دیگر رسیدیم: مرزِ میان عشق و عادت کجاست!؟
«من و گنجشکهای خونه» عاشقیم یا عادت عاشقانه داریم!؟ با عشق آغاز کردهایم اما انتظارِ هر روزی عادت نیست!؟
[حسن] شماعیزاده هوشیارانه با احساس و استعدادی غریزی، نابترین ملودی را از عاشقانهترین گوشههای موسیقیِ ایرانی گرفت و ردای قامتِ این ترانهی عاشقانه کرد و زندهیاد واروژان با برگردانِ زبانِ موسیقی ایرانی به زبانِ جهانی موسیقی و ترجمهی کلامِ من به زبانِ سازها، آن را با صدای عاشقی از گلوی زخمی «شکایت» ـ گوگوش ـ به جاودانگی رساند.
در ارتباط با مفهوم شعر، یکی از کاملترین ملودیها و تنظیمهایِ تاریخِ موسیقیِ پاپِ ایران را دراین سمفونیِ ماندنی با اجرای فراموشنشدنیِ گوگوش میشنویم. برای خودِ من همیشه شنیدنِ این ترانه تازگی و طراوت دارد و مرا به شهر خاطرههای گمشده میبرد. انگار همین دیروز بود که در استودیوی «الکوردوبس» با گوگوش، شماعیزاده، و زندهیاد واروژان شبهای بسیاری را برای پیدا کردنِ حسِ واقعیِ این شعر و ملودی در طنینِ صدای خواننده بیآنکه در خواندن به نُتهای ملودیِ آواز لطمهای وارد شود، به سحر رساندیم. تا پیدا کردنِ زبانِ واقعیِ حسِ ترانه و پیادهکردنِ آن در صدای خواننده، حدود یک هفته ما چهار نفر فقط برای خُفتن استودیو را ترک میکردیم و دوباره پس از چند ساعت استراحت، عاشقانه کارِ خویش را پی میگرفتیم.
[از ریشه تا همیشه، گزینهی سیسال ترانههای اردلان سرفراز، نشر البرز (آلمان)، چاپ اول ۱۳۸۰، صفحهی ۱۷۴ و ۱۷۵]
* * *
♫ LP Cover ♫
* * *

باغ انگور (اولری مارالاندا) *
کلام: کریم فکور | خواننده: گوگوش
بر آهنگ: Sexavet Memmedov – Qubanın ağ almasi
رقص و شادی و مستی خوش بُوَد با تو در جشن انگور
تاب آن را ندارم که شوی یکدم از چشم من دور
ای که دل بُردی از من با فسونت وقتِ خوشه چیدن
خوش بُوَد در چنین شب از تو ای جان نغمهها شنیدن
من شدم سال پیشین آشنا با تو در باغ انگور
دیدهام نقش رویا (کِی؟ کجا؟)، با تو در باغ انگور
یارب از درگَه تو روز وشب من دارم این تمنا
که کُند جاودانی عهد ما را، عشق پاک ما را
هرگز از خاطر من نرود موسم خوشهچینی
شادی و شوق یاران، وانهمه صحبت و همنشینی
من که درمزرع دل پروراندم خوشهی محبت
هدیه در راه یاران، کُنم اکنون توشهی محبت
* «مارآلان» نام یکی از محلههای تاریخی تبریز است و در قسمت جنوب شرقی شهر واقع شده است.
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *

گفتم نمیشه
ترانهسرا: رضا شمسا
آهنگساز: انوشیروان روحانی
خواننده: ایرج و گوگوش
ترانه فیلم: آسمون بیستاره
ضبط: ۱۳۴۸ / پخش: زمستان ۱۳۵۰
ایرج:
بینم اگه با دلبرِ غیری، دلم رو
آتش زنم من این دل بیحاصلم رو
هر دلبری شد یار من، با من بمیره
جونم از او گر شد جدا، آتش بگیره
بینم اگه با دلبر بیگانه، دل را
در خاک و خون، اندازم این دیوانهدل را
گوگوش:
دادم فریبش، ای خدا، همیشه!
اون منو میخواد، گفتم: نمیشه!
نامش ولی شد وِرد زبونم
میخوام، میخوامش با عمر و جونم
من، ای خدا بی او دیگه بیهمزبونم
در هر کجا درد و بلاش اُفتد به جونم
دادم فریبش، ای خدا، همیشه!
اون منو میخواد، گفتم: نمیشه!
ایرج:
[اگر آزاده مردی ساده بودم
همین بس عاشقی دلداده بودم
به یاد او ز بس هر شب زدم مِی
درِ میخانهها افتاده بودم]
ای آسمون، عشقش مرا دیوونه کرده
غم در دل دیوونهی من، لونه کرده
هر جا روَم، او پیش من باید بمونه
او کفتر بوم منه، باید بدونه!
بینم اگه با دلبر بیگانه، دل را
در خاک و خون، اندازم این دیوانهدل را
♫ LP Cover ♫
* * *

بین ما هر چه بوده تموم شده
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: گوگوش
گُلی که دست تو چیده پیش رومه
هنوزم بادبادکامون لبِ بومه
صدای پات میاد از اون سر دالون
میگی: خوبی چیچیه؟ وفا کدومه؟
بین ما هر چی بوده تموم شده
عشق این دوره چی بیدووم شده
دست سردت میگه اون روزا گذشته
دیگه عشق و عاشقی از ما گذشته
می گم آروم بشه دل تنها بمونه
می دونم دورهی این حرفا گذشته
بین ما هر چی بوده تموم شده
عشق این دوره چه بی دووم شده
دلم اندازهء این ابرا گرفته
عشق تو خنده از این لبها گرفته
چی بگم؟ هر چی بگم فایده نداره
غم عالم توی قلبم جا گرفته
بین ما هر چی بوده تموم شده
عشق این دوره چه بی دووم شده
کسی که زندگیشو باخته، تو نیستی
اون که با رنگ و ریا ساخته، تو نیستی
اون منم، تنهاترین تنهای دنیا
اون که خوب و بد و نشناخته، تو نیستی
بین ما هر چی بوده تموم شده
عشق این دوره چه بی دووم شده
♫ LP Cover ♫
* * *
در بارهٔ «اسفندیار منفردزاده» در این سایت:
یادمان هفتاد سالگی «اسفندیار منفردزاده»
* * *