
خدایا نمیدانم
آهنگساز: انوشیروان روحانی
ترانهسرا: کریم فکور
خواننده: مهستی
ترانه فیلم: شیرین و فرهاد
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۴۹
هرگز نرود عشقِ تو از دل و جانم
بیتو چه کُنم، در این دامِ بلا
خدایا نمیدانم!
باشد همهجا، نامِ تو وردِ زبانم
کی چاره کنی، غم و رنجِ مرا
خدایا نمیدانم!
جدا از تو چه کُنم دلم شد لانهیِ غم، سیه باشد روزم
غمِ هجران بهخدا کُند دیوانه مرا، از عشقت میسوزم!
بیتو چه کُنم، در این دامِ بلا
خدایا نمیدانم!
کی چاره کنی، غم و رنجِ مرا
خدایا نمیدانم!
● این ترانه که نخستینبار با سرودهای از کریم فکور در فیلمِ «شیرین و فرهاد» منتشر شده بود، پس از اعمال تغییراتی در متن شعر و افزودن قسمت دیگری توسط «رضا شمسا»، با نام «مرغ تخم طلا» و در فیلمی به همین نام منتشر شد. [در اینجا بشنوید.]
♫ LP Cover ♫
* * *

آهسته آهسته
شعر: کریم فکور
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
تو ای رامشگر زیبا
که امشب ماندهای تنها
بیا! یکدم به بزم ما
بیا آهسته آهسته
بِبَر با ساز خود ما را
به سوی عالم رویا
برون کُن از دلِ سازت
نوا آهسته آهسته
نوا آهسته میخوانم
چو مرغِ خسته میخوانم
مپرس از من چرا خوانم
چرا آهسته آهسته
به خواب خوش بُوَد يارم
به سوی آسمان دارم
ز شادی دست و خوانم اين
دعا آهسته آهسته
* * *

بلبل (جلوهی آرزوها)
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: رویا
چشم آسمون اشک میریزه، نم نم بارون میاد
صدای پَر چلچلهها از لبِ ایوون میاد
بهار اومده صحرا پُر از لاله و سنبل شده
نسیم بهار از طرف کوه و بیابون میاد
بلبل شیرینزبون از لونه بیرون میاد
مثلِ من از شوق گل مست و غزلخون میاد
وای! دل من طاقت نداره
چه کُنم فصل بهاره
نکُنم این قصه پنهون
که شدم عاشق دوباره
ز شادی خدایا میلرزم سرپا
زند خنده بر من بهار آروزها
(خواهم شوم چو خاک و بیفتم به راه تو
باشد که باد بر تو رساند غبار من)
♫ LP Cover ♫
* * *

لالهٔ تنها
شعر: کریم فکور
آهنگ: فریدون ناصری
خواننده: رامش

ای کاش نمیدیدم تو را
شعر: کریم فکور
آهنگ: سپهری
خواننده: دلکش

آهو
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران شاپوری

شبهای ساحل
شعر: کریم فکور
آهنگ: عربی
خواننده: پوران شاپوری

دل افسرده
شعر: کریم فکور
آهنگ: پرویز جهانپناه
خواننده: مریم روحپرور
♫ LP Cover ♫
* * *

برگ بید
شعر: کریم فکور
آهنگ: محلی
خواننده: منوچهر سخایی و الهه
الهه:
گر سوی اصفهان افتد گذارم
بهترین هدیه را بهر تو آرم
هدیهی من بود یک فرش زیبا
که دهد جلوه بر کاشانهی ما
کاش خودم قالی ببافم ذره ذره، قطعه قطعه برای تو
بزنم دو طرح نو
برگِ بید و برگِ مو
فرشی ببافم که تار و پودش رنگ دل من باشد
خواهم که طرحی چون هستی من پر سایهروشن باشد
باشد آنهم یادگار عشق دلافروز من
یا بیفتد زیر پایت چون دل پر سوز من
منوچهر:
به کاشان میرم میروم جای تو خالی
میخرم بهر تو یک تخته قالی
آورم فرشی از کرمان برایت
که زند بوسهها هر دم به پایت
کاش خودم قالی ببافم ذره ذره، قطعه قطعه برای تو
بزنم دو طرح نو
برگِ بید و برگِ مو
این هدیه من به جام لبها شراب لبخند آرد
با خود نشانی از شیوههای دست هنرمند دارد
باشد آنهم یادگار عشق دلافروز من
یا بیفتد زیر پایت چون دل پر سوز من
الهه:
گر گذارم قدم به خاک تبریز
جام صبرم شود یکباره لبریز
فرش زیبایی از بهر تو آورم
تا بماند پس از من یادگارم
کاش خودم قالی ببافم ذره ذره، قطعه قطعه برای تو
بزنم دو طرح نو
برگِ بید و برگِ مو
فرشی ببافم که تار و پودش رنگ دل من باشد
خواهم که طرحی چون هستی من پر سایهروشن باشد
باشد آنهم یادگار عشق دلافروز من
یا بیفتد زیر پایت چون دل پر سوز من
* * *

آخرین ترانه
شعر: کریم فکور
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: الهه
این آخرین ترانهی من است
این آخرین نشانهی من است
شد شانهام ز بار غم تهی
چون دست او به شانهی من است
مست و نغمهخوان شدم
عشق او بهانهی من است
حاصل دو روز عمر
مستی شبانهی من است
مایهی امید من وعدههای او بُوَد
وعدههای او مرا عین آرزو بُوَد
عشق او سرشت من
چشم او عدوی جان
وه که سرنوشت من
در کف عدو بُوَد
شادیام ز گل و می میشود فزون ولی
مستیام ز نگه آن فرشتهخو بود
چو نی نغمهها در گلو دارم
به دل روز و شب یاد او دارم
به جز آرزوی وصالش نیست
اگر در جهان آرزو دارم
* * *