عارف:‌ شیراز

عارف شیراز

شیراز
ترانه‌سرا: محمدعلی شیرازی
آهنگساز: پرویز مقصدی
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۸

در همه‌جا خوشدل از یاد شیرازم
من که ای شیراز بر تو می‌نازم!
آرزو دارم به دل کز سفر آیم
تا در آغوشت آشیان سازم

شهر من ای گلشن آشنایی‌ها
آشنایی با روشنایی‌ها
می‌رسد روزی به سر، قصه‌ی تلخ
این جدایی‌ها، این جدایی‌ها

می‌دانم اکنون در نسیم تو
پُر شده عطر مستی بخش هر بُستان
می‌دانم آری، چشمه سر داده
نغمه در دامن سرسبز کوهستان

هر لحظه من یاد توام، ای شهر جادویی!
دور از تو من چون مرغکی سرگشته‌ام گویی!

● ابتدا بر روی این ملودی ترانه‌ «شهر من» با صدای عارف اجرا شده بود. [در اینجا بشنوید.]

* * *

نلی: سایه‌ها

نلی سایه ها

سایه‌ها
شعر: کریم محمودی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: نلی

شبا که پنهون از چشم این و اون
تو میای یواشکی تو کوچه‌مون
تا رو دیوار می‌شه پیدا سایه‌مون
می‌بینه از روبرو همسایه‌مون

سایه‌ها مشت ما رو وا می‌کُنن
سایه‌ها آدم‌و رسوا می‌کُنن

وای اگه مادر پیرم بدونه
زن همسایه تو گوشش بخونه
میگه: «دختر عشق‌و آسون نگیری!
نری و پنهونی نامزد بگیری»
عاشقی حرفی داره، رازی داره
عاشقی قایم موشک بازی داره

دل میگه اینجوری مزه‌اش بیشتره
هر چی غصه‌ش بیشتره شیرین‌تره
دل میگه یواش بیا یواش بیا یواش برو
زیر چشم بپا زنِ همسایه‌رو
تا گل سرخ رو که می‌ندازی بالا
سایه‌ها پر می‌کشند روی هوا

سایه‌ها مشت ما رو وا می‌کُنن
سایه‌ها آدم‌و رسوا می‌کُنن

* * *
ترانه‌شناسی «نلی» در این سایت

* * *

مرتضی احمدی: زندگی قسطی

مرتضی احمدی زندگی قسطی

زندگی قسطی
(بر آهنگ ترانه: کلاغها: منوچهر سخایی)
شعر: پرویز خطیبی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: مرتضی احمدی

♫  LP Cover  ♫

* * *

داریوش: غم، مهمان ناخوانده

داریوش اقبالی غم مهمان ناخوانده

غم، مهمان ناخوانده
شعر: عباس کارگر
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: داریوش اقبالی

غم اومده خونه‌ی من
انگشت‌و بَر دَر می‌زنه
مهمونِ ناخوونده‌ی من
هر شب به من سر می‌زنه

این غمهِ که دَر می‌زنه
دلم براش پَر می‌زنه
مهمونِ ناخونده‌ی من
هر شب به من سر می‌زنه

زندگی زندونهِ منهِ
بعد از خدا، گواهِ من
چشمای گریونِ منهِ

ای غم ببا، ای غم بیا
خوش اومدی خونه‌ی من
یه وقت نشه هوس کُنی
بری خونه‌ی یارِ من

دل کوچیکش جای تو نیس
خونه‌ی تو دلِ منه
جای تو ای غم همیشه
در قلب و محفل منه

ای غم ببا، ای غم بیا
خوش اومدی خونه‌ی من
بیا که تا آروم بشه
این دلِ دیوونه‌ی من

♫  LP Cover  ♫

* * *

کیوان: میرم از شهر تو ای نامهربون

کیوان میرم از شهر تو ای نامهربون

میرم از شهر تو ای نامهربون
شعر: کریم محمودی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: کیوان

داره کم‌کم باز دلم دیوونه میشه
خونه‌ی دل مثل یک غم خونه میشه
چشم من گریون‌تر از ابر بهارون
اشکای من قد یک رودخونه میشه
یه روزی تنگ غروب آسمون
میرم از شهر تو ای نا مهربون

دل نشسته در غروب ماتم تو
عاشقی مُرده دیگه تو عالم تو
تو بمون با اون دل نامهربونت
من میرم با کولباری از غم تو
یه روزی تنگ غروب آسمون
میرم از شهر تو ای نا مهربون

دل به زنجیر غم و غصه اسیره
تا لب چشم میره تشنه می‌میره
یا شبا مهتابشو ابرا می‌دوزدن
یا روزا خورشیدش‌و سایه می‌گیره
یه روزی تنگ غروب آسمون
میرم از شهر تو ای نا مهربون

♫  LP Cover  ♫

* * *

اونیک: دل من غصه را باور می‌کنه

اونیک دل من غصه را باور می‌کنه

دل من غصه را باور می‌کنه
شعر: کریم محمودی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: اونیک

کی می‌خواد دل تو رو از دل من جدا کُنه
کی می‌خواد آتیش میون من و تو به پا کُنه؟
اگه صب وقت سحر، چشمای تو خواب بمونه
کی بره خورشیدو از پشت کوهها صدا کُنه؟
وقتی از چشمای تو اشک می‌ریزه
دل من غصه رو باور می‌کُنه
صدای گریه‌ی تو مثل نسیم
غنچه‌ی قلبم‌و پَرپَر می‌کُنه

وقتی چشمای تو با خورشید و ماه قهر می‌کُنه
کی دیگه دلش می‌خواد نگاه به اون بالا کُنه
کِی بره ستاره‌ی گمشده‌ی بخت من‌و
پشتِ ابرا میون هفت آسمون پیدا کُنه؟
وقتی از چشمهای تو اشک می‌ریزه
دل من غصه رو باور می‌کُنه
صدای گریه‌ی تو مثل نسیم
غنچه‌ی قلبم رو پَرپَر می‌کُنه

♫  LP Cover  ♫

* * *

روانبخش: عمر دو روزه

روانبخش عمر دو روزه

عمر دور روزه
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: اونیک
خواننده: روانبخش

روانبخش: اگه بگی دوست داری

روانبخش اگه بگی دوستم داری

اگه بگی دوست داری
شعر: پرویز وکیلی
ارکستر: پرویز مقصدی
خواننده: روانبخش

منوچهر سخایی: موج نگاه

منوچهر سخایی موج نگاه

موج نگاه
شعر: ابوالقاسم اعلامی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: منوچهر سخایی

بوسه زند به رُخ تو نگاهم
دام گنه فکند به راهم
من چه کُنم، چه بوَد گناهم؟

بر نگهم، نگهت گذرد
سوی تو مرغ دلم بپرد
موج فتنه‌باری که برخیزد از نگاهت، خبر از طوفان دارد
شاد از این نگاهم که افسانه‌های غم را ز دلم پنهان دارد
من حیران بر آن چشم سیاهت
سرگردان در آن موج نگاهت

بی‌خبر از سفر تو منم
همره بی‌خبر تو منم
موجی از نگاهی تو را بُرده همچو کاهی به دل طوفان، ای دل!
دارم آشیانی در آتش، بگو تو داری به کجا سامان، ای دل!
من حیران بر آن چشم سیاهت
سرگردان در آن موج نگاهت

* * *