دلکش: به پاس محبت

دلکش به پاس محبت

به پاس محبت
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

مرضیه: خاطره یک‌شب

مرضیه خاطره یک شب

خاطره یک‌شب
(اطلاعات روی صفحه اشتباه است)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه

یادش بخیر آن شبِ خوش
که نوشیدم از دستِ تو جامی
زآن شب دگر بی‌خبر گشتی از عاشقِ بی‌سرانجامی

بعد از آن شب دگر، مستم و بی‌خبر
من نیارم به لب غیرِ نامت کلامی
تو هم یاد ما کُن گهی با سلام و پیامی

کاش این دلِ ناشکیبایِ ما
در آن شبِ عشق و رویایِ ما
تا ابد مست و مدهوش از آن باده می‌شد
چه می‌شد جهان گر به کامِ دو دلداده می‌شد

از آن شب چها کشیده‌ام
خدا کُند تو هم بدانی
به جز رنج و غم ندیده‌ام
خدا کُند تو هم بدانی
یار کسی شو که قَـدرت بداند
خاکِ رَهَت را به مُژگان نشاند
. . .

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: ای آشنای من

مرضیه ای آشنای من

ای آشنای من
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

ای آشِنایِ من، بشنو نوای من
شادی نصیب تو، حسرت برای من
بی‌تو غمِ مرا داند خدایِ من

عاشقی کارِ هر فرزانه نیست
جُز پسندِ دلِ دیوانه نیست
گوشه‌ای خوشتر از میخانه نیست
کاندر آنجا کسی بیگانه نیست

چه کرده‌ام که از تو من جدا شدم
چه گفته‌ام اسیرِ این بلا شدم
دارم آرزویِ یارِ دلجویی
تا به سویِ او آوَرَم رویی

هر که بر سر شور و نوائی دارد
در دلِ خود نورِ صفائی دارد
گر تو زمن بی‌خبری می‌دانی
عاشقِ دیوانه خدائی دارد
نَبُـوَد مـا را، ز جهـان یارا غمِ فردایی
رهِ مستان رو، سویِ جانان شو اگر از مائی
. . .

* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

دلکش: روزگار بگذشته

دلکش روزگار بگذشته

روزگار بگذشته
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

هر زمان آید یادم روزگار بگذشته
شعله‌ها زند بر دل یادگار بگذشته
مانده بر چهرم داغ انتظار بگذشته
رفته افسوس از دستم اختیار بگذشته

جانا دنیا گذرد
زشت و زیبا گذرد
کم خور غم کارِ گذشته
دارم شکوه‌ها افزون
در خزان عمرِ خود از بهار بگذشته

چرخ اگر گردد باز هم بر مدار بگذشته
خواهم درد و رنج بی شمار بگذشته

* * *
مثلث هنری: علی تجویدی، معینی کرمانشاهی و دلکش

* * *

دلکش: نگرانم

دلکش می گذرم

نگرانم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده:‌ دلکش

کام جهان از تو و این سوز نهان از من
عیش مدام از تو و این اشک روان از من
ناله شبها ز من و بزم طرب از تو
بخت جوان از تو و غمهای جهان از من

نگرانم نگرانم که تو یار دگرانی
تو عزیز من و اما به کنار دگرانی

بگذر دیگر ز جانِ من، رسوا شدم جانا
اکنون من هم به جان تو تنها شدم جانا
بگذشته ز مستی از می‌زدگانم
رسوایی جمع رسوا شدگانم

نگرانم نگرانم که تو یار دگرانی
تو عزیز من و اما به کنار دگرانی

چه کرده‌ام؟ چه گفته‌ام؟
کاین عمر گرامی با غم به سر آرم

با کار کسی من کاری که ندارم
منِ بی‌دل عمری تنها بودم
به امید وصل فردا بودم

نگرانم نگرانم که تو یار دگرانی
تو عزیز من و اما به کنار دگرانی

* * *

مرضیه: چون تو را دیدم

مرضیه چون تو را دیدم

چون تو را دیدم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه

دل از دستم رفته برون
زان‌دم که تو را دیدم
عشقم دارد رنگ جنون
زان‌دم که تو را دیدم

شعله به جان گران زده‌ام
قیدِ خود و دگران زده‌ام
زان‌دم که تو را دیدم
دست رد از غم تو به سرِ
این خوشی گذران زده‌ام
زان‌دم که تو را دیدم

تو پری‌رو با چشمت فتنه به پا کردی
تو اسیرم در دام رنج و بلا کردی
چه نهان شوی از نظرم
همه جا به تو می‌نگرم
ز جهان همه بی‌خبرم
ای فتنه چها دیدم
زان‌دم که تو را دیدم

عشق آتش از نو بر جان من زد
برقی سوزان بر سر و سامان من زد
وای از چشم رهزن تو
خون من بر گردن تو زین آشنایی
اشک من آمد به سخن
کمتر کُن با این دل من بی‌اعتنایی

* * *

مرضیه: چه کنم، کجا بگویم!؟

مرضیه چه کنم کجا بگویم

چه کنم، کجا بگویم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

تو که‌ای!؟ چکاره هستی!؟ ز کجایی که شدی بلای من؟
چه کُنم، کُجا بگویم چه بلایی شده آشنای من!؟
من و عشق و شور مستی
تو و عیش و نوش هستی
تا اسیرم به دست تو، رهایی از چَشم مست تو نمی‌توانم
تو همان آتشی که خود به دست من شعله ور شدی در آشیانم
من عاشق وفایم، با محنت آشنایم،
چو اسیر دام عشقم
من مستِ باده‌نوشم، دیدی اگر خموشم،
چه کُنم که رام عشقم
تا اسیرم به دست تو، رهایی از چَشم مست تو نمی‌توانم
تو همان آتشی که خود به دست من شعله ور شدی در آشیانم

* * *

مرضیه: به یاد آن گذشته (یارب)

مرضیه به یاد آن گذشته یارب

به یاد آن شب (یارب)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

یارب! دیگر طاقتم طی شد
یا بسوزانم، یا نجاتم ده
عاشق، عاشق گشته‌ام یارب
یا بِکُش دیگر، یا حیاتم ده

من کُجا!؟ او کُجا!؟
نه او خبر ز من دارد
نه من نشان از او دارم
او جدا، من جدا
به سینه سوز غم دارم
ز دیده اشک خون بارم

یارب! دیگر طاقتم طی شد
یا بسوزانم، یا نجاتم ده
عاشق، عاشق گشته‌ام یارب
یا بِکُش دیگر، یا حیاتم ده

روز و شب نصیب من آه آتشین بُوَد
صبح و شام عاشقان، وای اگر چِنین بُوَد
من آتشی ز سوز دل به سینه دارم
چه همدمی ببین نشسته در کنارم

مکُن فغان ای دل
در این جهان ای دل
دوای درد آنگه پیدا شود
که عاشق از هجران رسوا شود

حکایتی اگر از این زمانه گفتم
به یاد آن گذشته این ترانه گفتم

* * *

دلکش: تنها منشین (چرا گوشه گرفتی)

دلکش تنها منشین

تنها منشین (چرا گوشه گرفتی)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

آمد، آمد، با دلجویی،
گفتا با من:
تنها منشین!
برخیز و ببین
گلهای خندان صحرایی را؛
از صحرا دریاب این زیبایی را.

با گوشه گرفتن، درمان نشود غم؛
برخیز و به‌ پا کُن شوری تو به عالم.
تو که عُزلت گُزیده‌ای،
غم دنیا کشیده‌ای،
ز طبیـعت، چه دیده‌ای تو.؟
تو که غمگین نشسته‌ای،
ز جهان دل گُسسته‌ای،
به چه مقصد رسیده‌ای تو.؟

زین همه طراوت از چه رو نهان کُنی؟
شِکوه تا به کِی ز جور این و آن کُنی؟
دل‌غمین به گوشه‌ای چرا نشسته‌ای؟
جان من مگر تو عُمر جاودان کُنی؟
تا کی تو چنین باشی؟
عمری دل‌‌غمین باشی
گُلگشت چمن بهتر
یا گوشه‌نشین باشی؟
تا کی باید باشی افسرده در بند دنیا؟
خندان‌رو شو چون گُل، تا بینی لبخند دنیا.

پانویس:
ترانه‌‌ «تنها منشین» (چرا گوشه گرفتی) را می‌توان مکمل یا پیوستی بر ترانه‌ی «گوشه‌گیر» دانست. آن ترانه نیز اثر مشترک این سه هنرمند است. [در اینجا بشنوید!]

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *