هایده: آزاده‌ام (اولین ترانه)

هایده آزاده ام

 

آزاده‌ام (گلهای رنگارنگ ۴۷۰)
شعر: رهی معیری
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: هایده

با آن که همچون اشک غم بر خاک ره افتاده‌ام من
با آن که هر شب ناله‌ها چون مرغ شب سر داده‌ام من
در سر ندارم هوسی، چشمی ندارم به کسی،
آزاده‌ام من.

با آن که از بی‌حاصلی، سر در گریبانم چو گل
شادم که از روشن‌دلی، پاکیزه‌دامانم چو گل
خندان‌لب و خونین‌جگر، مانند جام باده‌ام،
آزاده‌ام من.

یارب چون من افتاده‌ای کو؟
افتاده‌ی آزاده‌ای کو؟
تا رفته از جانم برون سودای هستی
آسوده‌ام، آسوده از غوغای هستی

گلبانگ مستی‌آفرین، همچون «رهی» سر داده‌ام من
مرغ شب‌آهنگم ولی، در دام غم افتاده‌ام من
خندان‌لب و خونین‌جگر، مانند جام باده‌ام،
آزاده‌ام من.

♫  LP Cover  ♫

* * *
حکایت ترانه‌ «آزاده‌ام» به روایت پرویز خطیبی

* * *

مرضیه: عشق نو

مرضیه عشق نو باز دل زارم عاشق شد

عشق نو (باز دل زارم عاشق شد)
شعر: رهی معیری
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه

باز دل زارم عاشق شد به مَه مشکین‌مویی
آه که پریشان‌دل گشتم ز پریشان گیسویی
از نگاه ماهی دل از کف دادم
در کمند زلفی به دام افتادم
آتشی فتاده بر جانم از نو
کرده نوگلی پریشانم از نو
بُرده دلم روی مهی، گردشِ چشمِ سیهی
فسونگر یاری، پری‌رخساری
ای دل ز عشق خوبان جز محنت دگر چه دیدی
کز نو به یک نگاهی جان دادی، بلا خریدی
خون شوی دلا که از نو مرا در آتشِ عشق افکندی
دل به کار عاشقی بستی‌و ز عیش و راحت بَرکندی
از نو باید بی‌آن گل
اکنون باید بی‌آن ماه
هر شب بارم از رُخ، اشک
هر دم آرم بر لب، آه
دل من، به عشق روی مَهش، ز حسرت نگهش
چو لاله از غم خون گردد
کُنم از ستیزه‌خویی او هر آنچه ناله فزون
جفای او افزون گردد
سپه غم بر من تازد
دل من از پای اندازد
شبِ هجران جانم سوزد
غم دوری کارم سازد
چو زلف او شود پریشان حالم

* * *

منوچهر سخایی ـ دلکش: به کنارم بنشین

منوچهر سخایی دلکش به کنارم بنشین

به کنارم بنشین
شعر: رهی معیری
آهنگ: مهدی خالدی
خواننده: منوچهر سخایی ـ دلکش
ترانه فیلم: شرمسار

بنشین ای گل، به کنارم بنشین!
سوز دل میدانی، بنشین تا بنشانی، آتش دل را
یک نفس مرو که جز غم، همنفس ندارم
یار کس مشو که من هم جز تو کس ندارم
ماه من! به دامنم بنشین کز غمت ستاره‌بارم
شکوه‌ها ز دوریت هر شب با مَه و ستاره دارم

من چه باشم؟ بستهٔ بندت
نیمه‌جانی، صید کمندت، آرزومندت
از غمت چون ابر بهارم
ای به از گلهای بهاری روی دلبندت
ای شمع طرب، سوزم همه شب،
بنشین که شود طی شب تارم
بنشین! به کنارم بنشین!

مرو، مرو که بی‌تابم من
درون آتش و آبم من
دامنم، ز اشکِ غم تَر باشد
خارم ای گل، بستر باشد
بیا بیا که نوشم جامی
ستانم از دهانت کامی
طرهٔ تو بوسه‌باران سازم
گه جان یابم
گه جان بازم
مه فتنه‌گرم، چه روی ز برم؟
چون ز دلداری آمدی باری
تا به پایت جان بسپارم، بنشین!

* * *

رویا: فریب (گلهای رنگارنگ ۴۲۲)

رویا فریب گلهای رنگارنگ ۴۲۲

فریب
گلهای رنگارنگ ۴۲۲
شعر: رهی معیری
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: رویا

آنجا روم کز اشک غم دریا نباشد
غیر از سبو خونین دلی آنجا نباشد
دامن ز مهر و محبت كشیدم
كز مهربانی در زندگانی سودی ندیدم
اشک ندامت ز چشمم گشودی
خوابم ربودی با آنكه بودی صبح امیدم
رفتی و آتش زدی محفلم را
چون تار موی ات شكستی دلم را
فغان كز محبت نداری نصیبی سرا پا فریبی
می نابی اما به جام رقیبی سراپا فریبی
به جز مرغ شب یاری ندارم
به آسودگان كاری ندارم
عشق تو باشد به عالم غم من
ای مایه‌ی غم ببین عالم من
دردا كه عشقی آتشین جز خون دل حاصل ندارد
سرگشته چون موجم ولی دریای غم ساحل ندارد

* * *

جواد بدیع‌زاده: خزان عشق

جواد بدیع زاده خزان عشق

خزان عشق
کلام: رهی معیری
آهنگ: جواد بدیع‌زاده
ترانه‌خوان: جواد بدیع‌زاده

شد خزان گلشن آشنایی
بازم آتش به جان زد جدایی
عمر من ای گل طی شد بهر تو
وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی‌وفایی

با تو وفا کردم، تا به تنم جان بود
عشق و وفاداری با تو چه دارد سود

آفت خرمن مهر و وفایی
نوگل گلشن جور و جفایی
از دل سنگت . . . آه

دلم از غم خونین است
روش بختم این است
از جام غم مستم
دشمن می‌پرستم
تا هستم

تو و مست از می به چمن
چون گل خندان، از مستی بر گریهٔ من
با دگران در گلشن نوشی می
من ز فراقت ناله کنم تا کِی؟

تو و می چون لاله کشیدن‌ها
من و چون گل جامه دریدن‌ها
ز رقیبان خواری دیدن‌ها
دلم از غم خون کردی
چه بگویم چون کردی؟
دردم افزون کردی

برو ای از مهر و وفا عاری
برو ای عاری ز وفاداری
که شکستی چون زلفت عهد مرا

دریغ و درد از عمرم
که در وفایت شد طی
ستم به یاران تا چند
جفا به عاشق تا کی؟

نمی‌کُنی ای گل یک‌دم یادم
که همچو اشک از چشمت افتادم

تا کی بی‌تو بود
از غم، خون دل من
آه از دل تو

گر چه ز محنت، خوارم کردی
با غم و حسرت، یارم کردی
مهر تو دارم باز
بکن ای گل با من
هر چه توانی ناز
هر چه توانی ناز
کز عشقت می‌سوزم باز

۱۳۱۳
* * *

جواد بدیع‌زاده: خزان عشق (مجموعه ترانه‌ها)

* * *

الهه: غنچه نو شکفته (نرگس)

الهه غنچه نوشکفته

غنچه نوشکفته (نرگس)
شعر: رهی معیری
تنظیم آهنگ: حسن لشگری
خواننده: الهه

غنچه‌ی نوشکفته را مانَد
نرگسِ نيم‌خفته را مانَد
دامن‌افشان گذشت و بازنگشت
عمر از دست رفته را مانَد
قد موزون او، به جامه‌ی سرخ
سرو آتش گرفته را مانَد
نيمه‌جان شد دل از تغافلِ يار
صيد از ياد رفته را مانَد
سوز عشق تو خيزد از نفسم
بوي در گُل نهفته را مانَد
رفته از ناله‌ی رهی تأثير
حرف بسيار گفته را مانَد

♫  LP Cover  ♫

* * *

جواد بدیع‌زاده: بوسه شیرین

جواد معروفی بوسه شیرین

بوسه‌ی شیرین
شعر: رهی معیری
آهنگ: جواد بدیع‌زاده
خواننده: جواد بدیع‌زاده

ای بُتِ مهوش، دلبر و دلکش
بی‌تو نخواهم زندگانی
رهزن ایمانی، فتنه‌ی دورانی
آفت دین و دلم، دل و دین به نگاهی بُردی
چه نرگس فتّانی، دل برد از من با آسانی
توان و تاب و صبر و هوشم بُرد آنی
مست و خرابم از آن باده‌ی چشمانت
قلب مرا خَستی از ناوک مژگانت
به غمزه‌ای کُشتی مشتاقان را
به خون بیاغشتی بی‌تابان را
بس کُن دیگر قربانی
چو دلم بردی بده کامم
زان دو لب شیرین بر من بخشا جانی
بوسه‌ی شیرینم ده زان لب خندانت
کُن ز وفا سیرم، زان چشمه‌ی حیوانت
خوبان جسم‌و تو همه جانی، روح و روانی
با این زیبایی، کی بود انسانی
چو زدی آتش بر جانم، به فلک شد افغانم
کِشم از دل آه سوزان که شکستی پیمانم
جان و تن و سر جای زر
ای دلبر، مه پیکر، سیمین‌بر
به مژده‌ی وصلت می‌دهم رایگانی
چه خطا از من دیدی که به زودی رنجیدی
چه خلاف از من سر زد که رُخ از من پوشیدی
چه بگویم دل چون شد، ز فراغت پُر خون شد
ز وفا رحمی بر دل من
کی دانستم تو بی‌وفایی، دلم ربایی، کُنی جدایی
شکستی عهدم، چه بد پیمانی
حذر کن از آهم، تا بتوانی
چاره‌ی دردم دانی

* * *

عهدیه: بیا (گلهای رنگارنگ ۴۱۸)

عهدیه گلهای رنگارنگ ۴۱۸ بیا

بیا
گلهای رنگارنگ ۴۱۸
شعر: رهی معیری
آهنگ: همایون خرم
خواننده: عهدیه

ای بی‌خبر از بینوایان، بیا، بیا، بیا
بیگانه از درد آشنایان، بیا، بیا، بیا
ای روی تو صبح امیدم، بیا، بیا، بیا
دور از رخت صبحی ندیدم، بیا، بیا، بیا
شمع وفا کو؟ نور صفا کو؟
راز نگاهت، شوق گناهت
وآن بوسه‌ها کو؟
ای روی تو صبح امیدم، بیا، بیا، بیا
دور از رُخت صبحی ندیدم، بیا، بیا، بیا

ای آتشین لب، باز آ که هرشب
چون نی بنالم از بینوایی
وای نو بهارم، دور از تو دارم
چون لاله بر دل داغ جدایی
باز آ که با تو از در
باز آید ای فسونگر،
بخت رمیده من، آه
با آن که از کنارم،
رفتی ولی نرفتی، از دیده‌ی من

* * *

از «رهی معیری» در این سایت:
«رهی معیری» کاروان‌سالار ترانه‌سرایان سبک کلاسیک
«خزان عشق» رهی معیری (مجموعه ترانه‌ها)
امضاء کتاب «سایهٔ عمر» برای «نواب صفا»
خط، صدا و چند ترانه از «رهی معیری»

* * *

مرضیه: چشمه نور

مرضیه چشمه نور

چشمه نور
شعر: رهی معیری
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه

نظری بر دل پاکم نکُنی
گذری بر سر خاکم نکُنی
تو همه دامی و من صید گرفتار توام
نکُنی ترک جفا تا که هلاکم نکُنی

چون شباهنگی همه‌شب می‌نالم
غافلی از من که نپرسی حالم
یا پایی نِه به‌سرم تا برخیزم
یا بگشا پای مرا، تا بُگریزم

تو سرو چمنی، نوشین‌دهنی
چکُنم؟ چکُنم که دل‌آزار منی

تا رشته‌ی جان در سر مویت بستم
بی‌باده‌ی نوشین، ز نگاهت مستم
چون شمع طرب خندم در محفل هستی
روشندل و خندانم از پرتو مستی

جان را عشق و سروری
دل را چشمه‌ی نوری
از باده‌ی عشقت ز جهان بی‌خبرم من
وز گردش چِشمت به جهانی دگرم من

* * *

ناهید دایی‌جواد: ناله بی‌اثر (گلهای رنگارنگ ۴۲۱)

ناهید ناله بی اثر گلهای رنگارنگ ۴۲۱

ناله بی‌اثر
گلهای ۴۲۱
شعر: رهی معیری
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: ناهید دایی‌جواد

از «رهی معیری» در این سایت:

«رهی معیری» کاروان‌سالار ترانه‌سرایان سبک کلاسیک
«خزان عشق» رهی معیری (مجموعه ترانه‌ها)
امضاء کتاب «سایهٔ عمر» برای «نواب صفا»
خط، صدا و چند ترانه از «رهی معیری»

* * *