
ای شمع سحری
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
خواننده: پوران شاهپوری
ای شمع سحری که در این رهگذری
عمرت شد سپری ز چه رو بیخبری
دنیای تو دگر به سر آمد که چنین
میخندد به غم تو فروغ سحری
در این صبح شکفته تنها بخت تو خفته
ز چه رو کس با تو نگفته
که در این هستی چها نهفته
کی به سحر دیده چشم تو دنیا را
چهرهٔ فردا را، باد صبا را
عمر تو نپاید اگر امشب به سر آید
چو در آتش تو هستی پروانه میسوزد
زان رو تو نمانی که گنهکاری و دانی
چو تو جان نبرد هر که چنین آتش افروزد
♫ LP Cover ♫
* * *

کوچهها
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
خواننده: گوگوش
کوچهها
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
خواننده: گوگوش
خاطرم آید که شبها با تمام آرزوها
بوسه بر لبهای تشنه میزدیم، اما دریغا
میروم غمگین و خسته، با تنی سرد و شکسته
میروم اشکی بریزم با دلی در خون نشسته
کوچهها ای کوچهها، کوچههای آشنا
بشنوید بهر خدا این قصهی دردِ مرا
میکِشم بر دوشِ خود کولهبارِ غصه را
با غمی بیانتها آخر مرا کرده رها
کوچهها شاید نداند اینچنین دلگیرم امشب
اینهمه افسردهحالم، ای خدا میمیرم امشب
کوچهها ای کوچهها، کوچههای آشنا
بشنوید بهر خدا این قصهی دردِ مرا
میکِشم بر دوشِ خود کولهبارِ غصه را
با غمی بیانتها آخر مرا کرده رها
* * *

پاورچین پاورچین
آهنگ: بابک افشار
خواننده: پوران شاپوری

نامهٔ جدایی
ترانهسرا: ایرج جنتیعطائی
آهنگساز: بابک افشار
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار: زمستان ۱۳۴۸
میدهد قلبم گواهی
در غروبی مات و غمگین
شوق رفتن در نگاهت
مینشیند سرد و سنگین
میروی و مینویسی
نامهای بهر جدایی
مینویسی «من گذشتم
از تو و از آشنایی!»
چشم من گریَد پس از تو
بر سکوت خانهی من
مرغ شب، غمگین بنالد
بر من و افسانهی من
هر ستاره در شبم اشکی بریزد
در غمم از سنگ خارا ناله خیزد
بیتو دیگر در شب من
سایههای غم نشسته
چلچراغ گریهی من
در نگاهم حلقه بسته
عکس تو آرَد به یادم
روزگار تلخ و شیرین
روی عکست مینویسم
«بر تو نفرین، بر تو نفرین!»
♫ LP Cover ♫
* * *

سوسن کی میایی
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
خواننده: امانالله تاجیک
ترانه فیلم: پنجره
(تنها چرا ماندم خدایا
بیکس و دردآشنا ماندم خدایا
چرا؟ چرا؟ چرا؟)
شب با غم میآید
با ماتم میآید
سوسن کی میآیی؟
مُردم از تنهایی
سحر ندارد این شبِ سیهام
چه بوده جز پاکی گنهام
نه یک ستاره مانده در شبِ من
نه خنده دیگر بر لبِ من
با که گویم غم دلم را
نالم از دستِ آسمانها
درد بیهمزبانی آخر
میبرد قلب من از دنیا
ای خدای آسمانها سوسنم کو؟ بگو کجا رفت؟
رفته دیگر، مُردم آخر در جدایی؛ بگو چرا رفت؟
♫ LP Cover ♫
* * *
حکایت ترانه «سوسن کی میایی» (تاجیک)
* * *

قصهٔ بره و گرگ
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
بیا تا برات بگم آسمون سیا شده
دیگه هر پنجرهای به دیواری وا شده
بیا تابرات بگم گل تو گلدون خشکیده
دست سردم تا حالا دستِ گرمی ندیده
بیا تا مثل قدیم واسه هم قصه بگیم
گم بشیم تو رویاها، قصه از غصه بگیم
بیا تا برات بگم قصهٔ بره و گرگ
که چه جور آشنا شدن توی این دشتِ بزرگ
آخه شب بود میدونی، بره گرگو نمیدید
بره، از گرگ سیاه حرفهای خوبی شنید
برهٔ تنها رو گرگ به یه شهر تازه بُرد
بره تا رفت تو خیال، گرگ پرید و اونو خورد
بره، باور نمیکرد؛ گفت شاید خواب میبینه
ولی دید جای دلش خالی مونده تو سینه
بیا تا برات بگم تو همون گرگ بدی
که با نیرنگ و فریب به سراغم اومدی
♫ LP Cover ♫
* * *

شیطونک
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
خواننده: رامش
♫ LP Cover ♫
* * *

یادم باشه، یادت باشه
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
تنظیم: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار صفحه: نوروز ۱۳۵۰
یادم باشه، یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوستم داری، دوستت دارم
اینو چشامون به هم میگه
شمعی توی سقاخونه
یادم باشه روشن کُنم
یادم باشه فقط برات
رختِ عروسی تن کُنم
یادم باشه، یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوستم داری، دوستت دارم
اینو چشامون به هم میگه
یادت باشه با تو همه تو خونهی ما دشمنان
از صبح تا شب پشت سرت حرفای ناجور میزنن
یادم باشه اینبار اگه دیدم دارن باز بد میگن
بگم دارن با دستهاشون واسهی دلم گور میکنن
یادت باشه هر چی میگم
از دل و جون گوش بکُنی
یادت باشه یه وقت نری
منو سیاهپوش بکُنی
یادت باشه عهدمونو رو تک درختی نکنیم
رو قلبمون جا بذاریم حرفی که میخوایم بزنیم
یادت باشه گوش نکُنیم به حرف مردمِ گذر
یادم باشه یه شب با هم بریم از اینجا بیخبر
یادم باشه، یادت باشه
دروغ نگیم به همدیگه
دوسم داری دوست دارم
اینو چشامون به هم میگه
تهران ـ ۱۳۴۹
* * *

مروارید
آهنگساز: بابک افشار
ترانهسرا: کریم فکور
خواننده: رامش
انتشار ترانه: پاییز سال ۱۳۴۵
گلوبند الماس، طوق مروارید
قاصد خوشرو آورد از سوی یارم
دو تا فرش ریز بافت، نقشش برگ بید
از شهر کرمون بهر یارم هدیه آرم
ز سفر آید او مست شادیها
به سر آید روزگار نامُرادیها
من جز عشق و یاری از او نخواهم
دور از او، سوزد جانم را شعلهی آهم
بر حال زارم، اشکم گواهم
میریزد مروارید از این چشم سیاهم
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● هرچند روی لیبل صفحهی ترانهی «مروارید» عبارت «آهنگهای فیلم آقا دزده» دیده میشود، اما با بررسی تیتراژ و منابع سینمایی مشخص است که رامش در این فیلم هیچ ترانهای اجرا نکرده است. بهنظر میرسد این ناهماهنگی بر اثر یک خطای چاپی یا جابهجایی لیبل هنگام تولید صفحه بهوجود آمده باشد.
● همانطور که اشاره هم شد بر روی این آهنگ، عارف نیز ترانهای با نام «عروس کدخدا» در همین سال اجرا کرده است. (در اینجا بشنوید)
* * *

قصهٔ دو ماهی
ترانهسرا: شهیار قنبری
آهنگساز: بابک افشار
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار صفحه: نوروز ۱۳۵۰
ما دو تا ماهی بودیم توی دریای کبود
خالی از اشکای شور، از غم بود و نبود
پولکامون رنگارنگ، روزامون خوبو قشنگ
آسمونمون یکی، خونمون یه قلوه سنگ
خندهمون موجارو تا ابرا میبُرد
وقتی دلگیر بودم، اون غصه میخورد
تورای ماهیگیرا وا نمیشد
عاشقی تو دریا تنها نمیشد
خوابمون مثل صدف پُر مروارید نور
پُر شد این قصهی ما توی درياهای دور
همیشه تُک میزدیم به حبابای درشت
تا که مرغِ ماهیخوار اومدو جفتمو کُشت
دلش آتیش بگیره! دل اون خونه خراب
دیگه نوبت منه، سایه اش افتاده رو آب
بعد ما نوبت جفتای دیگهست
روز مرگِ زشت دلهای دیگهست
ای خدا کاری نکن یادش بره
که یه ماهی این پایین منتظره
نمی خوام تنها باشم، ماهییه دريا باشم
دوست دارم که بعد از این توی قصهها باشم
♫ LP Cover ♫
* * *
حکایت «قصهی دو ماهی» به روایت شهیار قنبری
* * *