
یه غروب تو پاییز که دارن مُردمو
با یه تختِ رَوُن میبَرن از این خونه
جایِ خالیِ من تو چشات میمونه
بغضِ تو میشکنه روی سنگِ لبات
میپیچه تو حیاط شیونِ اون گریههات
اشکِ من تو چشات، دردِ غم تو صدات
لحظه، لحظهی جداییه
روز مرگِ آشناییه
رو سنگِ سینهی من، اسم تو رو میکَنن
دستای مُردهی من دنبالِ دستهای تو
انتظار میکِشن، انتظار میکِشن
موهای من میریزن مثل برگها توی راه
چشمای بستهی من، پشت پلکهای سیاه
انتظار میکِشن، انتظار میکِشن
لحظه، لحظهی جداییه
روز مرگِ آشناییه
* * *

امروز (هشتم فروردین ماه) ترانهی «قصهی دو ماهی» سرودهی شهیار قنبری نیمقرن را پشت سر میگذارد و ۵۲ ساله میشود. حکایت این ترانه را به روایت و صدای خود شاعر بشنوید. از کریمآقا چمنآرا (شرکت آهنگ روز) تا نظر احمد شاملو و هوشنگ ابتهاج، و نامهای که دکتر علی شریعتی نوشت.
ادامه خواندن حکایت «قصه دو ماهی» به روایت «شهیار قنبری»

بسیاری شعر «در این بُنبست» را با بیت ترجیحبند آن «روزگار غریبیست نازنین!» میشناسند. شگفتا که ششصد هفتصد سال پیش از شاملو همین حیرت از وضع روزگار را «حافظ» هم داشته است. «دهانت را میبویند.» (پنهان خورید باده که تعزیر میکنند)؛ «مبادا که گفته باشی دوستت دارم.» (گویند رمز عشق مگوئید و مشنوید!)، «عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه میزنند.» (ناموس عشق و رونق عشاق میبرند). و عجبا که در زمانهٔ ما نیز چو نکو بنگری! میبینی روال روزگار هنوز هم بر همان منوال است که بود و چه بسا غریبتر هم. این شعر را با صدای احمد شاملو و در چند اجرای ترانهای بشنوید.
ادامه خواندن احمد شاملو: روزگار غریبیست نازنین! (صدای شاعر)

نفریننامه
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
تنظیم آهنگ: منوچهر چشمآذر
خواننده: داریوش اقبالی
ادامه خواندن حکایت ترانهی «نفریننامه» به روایت «بابک افشار»

«. . . شعر ترانهٔ «رهگذار عمر» را تورج [نگهبان] گفته بود. مهندس [رضا] قطبی از تلویزیون به ما سفارش داده بود که: «یک آهنگ بسازید با صدای داریوش [اقبالی] برای سریال «رهگذر عمر».» آهنگش را ناصر چشمآذر تنظیم کرده بود. داریوش آمد این را خواند. یک کپی روی نوار کاست دادم به او گفتم: «برو تمرین کن، هفتهٔ دیگر بیا ضبط کنیم باید زود آماده بشود بدهیم تلویزیون.»
ادامه خواندن حکایت ترانهی «رهگذار عمر» به روایت «بابک افشار»

شعر و دکلمه: شهیار قنبری
آهنگ: بابک افشار
خواننده: شکیلا
ادامه خواندن شهیار قنبری (صدای شاعر) گریه در رگبار: شکیلا

ای شمع سحری
که در این رهگذری
عمرت شد سپری
ز چه رو بیخبری

دکلمه و شعر: شهیار قنبری
آهنگ ترانه: بابک افشار
ترانهخوان: شکیلا
ادامه خواندن شهیار قنبری (صدای شاعر) سبزِ سبز: شکیلا

تنهای تنها (سوگند)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: بابک افشار
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷
بر تو و آن خاطرِ آسوده سوگند
بر تو ای چشم گنهآلوده سوگند
بر آن لبخندِ جادویی، بر آن سیمای روشن
کز چشمانِ تو افتاده آتش بر هستیِ من
عمری هر شب در رهگذارت
ماندم چشمانتظارت
شاید یک شب بیایی
دردا تنهای تنها
بگذشته بیتو شبها
در حسرت و جدایی
عاشقی گُمکرده ره، بی آشیانم
مانده بر جا آتشی از کاروانم
زین پس محزون و خاموشم
عشقت خاکسترم کرد
در دستِ بادِ پاییزی
نشکفته، پَرپَرم کرد
عمری هر شب در رهگذارت
ماندم چشمانتظارت
شاید یک شب بیایی
دردا تنهای تنها
بگذشته بیتو شبها
در حسرت و جدایی
زین پس محزون و خاموشم
عشقت خاکسترم کرد
در دستِ بادِ پاییزی
نشکفته، پَرپَرم کرد
● این ترانه، نخستینبار در سال ۱۳۴۵ برای صدای عارف ساخته شد و بهصورت تمرینی توسط او ضبط گردید اما شورای شعر و ترانهی رادیو با انتشار آن مخالفت کرد. بنابراین ترانهای دیگر سرودهی کریم فکور و با نام «فردای بهتر» جایگزین این ترانه و توسط عارف اجرا و منتشر شد. (توضیح برگرفته از: «کانال تلگرامی ترانهشناسی ویگن»)
* * *

دست به دست
شعر: پرویز وکیلی | خوانندگان: عارف و نارملا
بر آهنگ: Esma Redzepova – Opa Nina Nina
عارف:
کاشکی یارم گل بشه بشینه تو دامنوم
یار به من نزدیک بشه، نزدیکتر از پیراهنوم
نارملا:
آفتاب ندیده این تنم، سفیده پای گردنم
اون ناز و آسه رفتنم، این خوندن و رقصیدنم
عارف:
کاشکی بشم چو آینه، بشینم روبرویت
کاشکی بشم چون شونه، بکشم دستی به مویت
نارملا:
نگاه به ساق پام نکُن ترسم دلتو آب کنم
سر شب بیام به خوابت چشمونتو بیخواب کُنم
همخوان:
بپا نخوره دست تو به دستم
که من مثال گل آتیش هستم
اگر صبح به خیال تو مستم
سر شب مال نومزدوم هستم
* * *
نمونهٔ فارسیشدهٔ ترانههای مشهور
* * *