الهه: قصه عشق

الهه قصه عشق

قصهٔ عشق
کلام: کریم فکور | خواننده: الهه
بر آهنگ ترانه: Andy Williams – Love Story

آه من از کجا بیان کُنم این قصه را
که عالمی خبر شود ز عشق ما
من از کُجا بیان کُنم این ماجرا
که دیده را سازد گریان
او نور امید افشانده بر دنیای من
باشد چو ماه روشنگر شبهای من
گر نقش او از پرده‌ی رویای من گردد فنا
دنیای من یابد پایان چون خورشید صبح پاییز
قلب و روحم را سازد لبریز از یک احساس
فریاد از این احساس
دارم آتش در دل پنهان
اشکِ من باشد قصه‌گوی این عشقِ سوزان

♫  LP Cover  ♫

* * *
نمونهٔ فارسی‌شدهٔ ترانه‌های مشهور

* * *

عارف ـ هایده: نگاهم با نگاهت قصه‌ها دارد (ترانه فیلم)

عارف هایده نگاهم با نگاهت قصه ها دارد

نگاهم با نگاهت قصه‌ها دارد
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: حسن لشگری
تنظیم آهنگ: واروژان
خوانندگان: عارف ـ هایده
ترانه فیلم: تنها و گلها
انتشار: زمستان سال ۱۳۵۲‌

عارف:
وقتی تو هستی، آسمون پُر از نوره
غم از قلبم هزارون ساله دوره

هایده:
الهی نشکنه قلبِ من و تو
که هر کی عاشقه، قلبش بُلوره

همخوان:
نگاهم کن نگاهم با
نگاهت قصّه‌ها داره
نگاهم کن که چشمت
قصّه‌هایِ آشنا داره

عارف:
برای من تو خورشیدی، تو نوری
تو دریایی که سر تا پا غروری

هایده:
بمون با من که قلبِ من نمیره
کنارِ تو دلم آروم بگیره

عارف:
دلم افسانه‌ای جز
عشق پاکِ ما نمی‌دونه

هایده:
که تنها عشقه اون
افسانه‌یِ خوبی که می‌مونه

♫  LP Cover  ♫

* * *

عارف: کوچولو

عارف کوچولو

کوچولو
شعر: پرویز وکیلی | خواننده: عارف
بر آهنگ: Ba-Shanah Ha-Ba’ah – Ilan e Ilanit

کوچولو
ترانه سرا: پرویز وکیلی
آهنگساز: نوریت هِرش (عبری)
تنظیم کننده: واروژان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۱

ُمردم از دست تو، دیگه بسه دو رویی
یا این رو، یا اون رو، کوچولو
دست به دست می‌کُنی
ز دستم می‌گریزی مثال یه آهو، کوچولو

پریشون می‌کُنی منو چون گیسویت
از این سو به اون سو، کوچولو
خدا رو، دلم رو به بازی گرفته
دو چشم و دو ابرو، کوچولو

تو چشمام نگاه کُن
بارون پشت شیشه
تو دلم آتیشه، کوچولو
تو منو سوزوندی
میون آتیش نشوندی
واسهٔ همیشه، کوچولو

منو با غرورم دنبالت کشوندی
از این کو به اون کو، کوچولو
اون عهدی که بستی
تو دستت شکستی
مگه نه، تو بگو! کوچولو

♫  LP Cover  ♫

* * *
نمونه‌ی فارسی‌شده‌ی ترانه‌های مشهور

* * *

گوگوش: من و تو

گوگوش من و تو

من و تو
ترانه‌سرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعی‌زاده
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار: تابستان ۱۳۵۲

من و تو باهميم اما دلامون خيلی دوره
هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره
نداريم هيچ‌كدوم حرفی كه بازم تازه باشه
چراغ خنده‌هامون خيلی وقته سوت و كوره!

من و تو
من و تو
من و تو

همصدای بی‌صداييم
باهم و از هم جداييم
خسته از اين قصّه‌هاييم
همصدای بی‌صداييم!

نشستيم خيلی شب‌ها، قصّه گفتيم از قديما
يه عمره وعده‌ها افتاده از امشب به فردا!
تموم وعده‌ها رو داديم و حرفا رو گفتيم
ديگه هيچی نمی‌مونه برای گفتن ما!

من و تو
من و تو
من و تو

همصدای بی‌صداييم
باهم و از هم جداييم
خسته از اين قصّه‌هاييم
همصدای بی‌صداييم!

گُلای سرخمون پوسيده موندن توی باغچه
ديگه افتاده از كار، ساعت پيرِ رو طاقچه
گُلای قالی، رنگ زرد پاييزی گرفتن
اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من!

من و تو
من و تو
من و تو

♫  LP Cover  ♫

* * *

گوگوش: من و گنجشک‌های خونه

گوگوش من و گنجشکهای خونه

من و گنجشک‌های خونه
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
تنظیم آهنگ:‌ واروژان
خواننده: گوگوش

ای چراغِ هر بهانه
از تو روشن، از تو روشن
ای که حرفایِ قشنگت
من‌و آشتی داده با من
من‌و گنجشکایِ خونه
دیدنت، عادتمونه
به هوایِ دیدنِ تو
پَر می‌گیریم از تو لونه
باز میایم که مثلِ هر روز
برامون دونه بپاشی
من‌و گنجشکا می‌میریم
تو اگه خونه نباشی

همیشه اسم تو بوده
اول و آخر حرفام
بس که اسم تو رو خوندم
بوی تو داره نفس‌هام
عطرِ حرفای قشنگت
عطر یک صحرا شقایق
تو همون شرمی که از اون
سُرخه گونه‌های عاشق
شعر من رنگ چشاته
رنگِ پاکِ بی‌ریایی
بهترین رنگی که دیدم
رنگِ زردِ کهربایی
من‌و گنجشکای خونه
دیدنت، عادتمونه
به هوای دیدن تو
پَر می‌گیریم از تو لونه

تهران، ۷۱ ـ ۷۰

سال آخر دانشکده با پسرعمه‌ام ـ احمد بهارلو ـ دوست و همبازیِ روزگارِ کودکی؛ آپارتمانی را در امیرآباد اجاره کرده بودیم. خانه‌ای دو طبقه که در طبقه‌ی اولِ آن صاحبانِ خانه ـ آقا و خانم زندیه ـ و در طبقه‌ی زیر ما زندگی می‌کردیم.
احمد که دانشجوی اقتصاد بود و درمطبوعات هم قلم می‌زد اولین شنونده‌ی کارهای تازه‌ی من بود. همانگونه که اولین شعرم را هم سالها پیش از آن در داراب برای او خوانده بودم، و او هم جزو اولین کسانی بود که باعث شدند من شعر را جدی بگیرم. در جریان حرکت‌های اعتراضی دانشجویان با کسی آشنا شده بودم که ترانه‌ی «همزاد» هم مثل این ترانه، تکرارِ تاثیر حضور اوست. اما من هنوز همانگونه که از ترانه‌هایم پیداست، به‌دنبال جواب بودم که از این همه چهره‌های گوناگون، کدام چهره‌ی واقعی عشق است. «پرسش» عشق را هنوز پاسخی قانع‌کننده نیافته بودم. با همخانه‌ام ـ احمد ـ که عشق و عادت را به‌گونه‌ای دیگر به گفتگو و تفسیر پرداختیم. اما به‌جای جواب به پرسشی دیگر رسیدیم: مرزِ‌ میان عشق و عادت کجاست!؟
«من و گنجشک‌های خونه» عاشقیم یا عادت عاشقانه داریم!؟ با عشق آغاز کرده‌ایم اما انتظارِ هر روزی عادت نیست!؟
[حسن] شماعی‌زاده هوشیارانه با احساس و استعدادی غریزی، ناب‌ترین ملودی را از عاشقانه‌ترین گوشه‌های موسیقیِ ایرانی گرفت و ردای قامتِ این ترانه‌ی عاشقانه کرد و زنده‌یاد واروژان با برگردانِ زبانِ موسیقی ایرانی به زبانِ جهانی موسیقی و ترجمه‌ی کلامِ من به زبانِ سازها، آن را با صدای عاشقی از گلوی زخمی «شکایت» ـ گوگوش ـ به جاودانگی رساند.
در ارتباط با مفهوم شعر، یکی از کامل‌ترین ملودی‌ها و تنظیم‌هایِ تاریخِ موسیقیِ پاپِ ایران را دراین سمفونیِ ماندنی با اجرای فراموش‌نشدنیِ‌ گوگوش می‌شنویم. برای خودِ من همیشه شنیدنِ این ترانه تازگی و طراوت دارد و مرا به شهر خاطره‌های گمشده می‌برد. انگار همین دیروز بود که در استودیوی «ال‌کوردوبس» با گوگوش، شماعی‌زاده، و زنده‌یاد واروژان شبهای بسیاری را برای پیدا کردنِ حسِ واقعیِ این شعر و ملودی در طنینِ صدای خواننده بی‌آنکه در خواندن به نُت‌های ملودیِ آواز لطمه‌ای وارد شود، به سحر رساندیم. تا پیدا کردنِ زبانِ واقعیِ حسِ‌ ترانه و پیاده‌کردنِ‌ آن در صدای خواننده، حدود یک هفته ما چهار نفر فقط برای خُفتن استودیو را ترک‌ می‌کردیم و دوباره پس از چند ساعت استراحت، عاشقانه کارِ خویش را پی می‌گرفتیم.
[از ریشه تا همیشه،‌ گزینه‌ی سی‌سال ترانه‌های اردلان سرفراز،‌ نشر البرز (آلمان)، چاپ اول ۱۳۸۰، صفحه‌ی ۱۷۴ و ۱۷۵]

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

عارف: قصه کتابا

عارف قصه کتابها

قصه کتابا
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: حسن لشگری
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: عارف

همه می‌خوان دلِ ما رو خون کُنن
با حرفاشون از هم جدامون کنن
من و تو رو دشمن کُنن با همدیگه
خونه‌ی عشقِ ما رو ویرون کُنن
بیا تا مثل قصه‌ی کتابا
من و تو هم لیلی و مجنون بشیم
با همدیگه از دستِ حرف مّردم

آواره‌ی کوه و بیابون بشیم

چه خوب می‌شه عشقم‌و باور کُنی
عاشق بشی شادی رو نوبر کُنی
چه خوب می‌شه دست بزاری تو دستم

گل غم‌و با خنده پَرپَر کُنی
بیا تا مثل قصه‌ی کتابا
من و تو هم لیلی و مجنون بشیم
با همدیگه از دستِ حرف مّردم
آواره‌ی کوه و بیابون بشیم

چه خوب می‌شد سنگِ صبورم بودی
شب که می‌شد دریای نورم بودی
حالا که من ماهیِ دور از دریام
چه خوب می‌شد تنگ بلورم بودی
بیا تا مثل قصه‌ی کتابا
من و تو هم لیلی و مجنون بشیم
با همدیگه از دستِ حرف مّردم
آواره‌ی کوه و بیابون بشیم

* * *

عارف: نامهربون

عارف نامهربون

نامهربون
ترانه سرا: شهیار قنبری
آهنگساز: بابک افشار
تنظیم کننده: واروژان
خواننده: عارف
اجرا: ۱۳۵۰

ای دو چشمت سبزه‌زاران
گریه‌ات اشکِ بهاران
می‌روم غمگین و نالان
اشک غم دیگر میفشان
ای سراپا مهربانی
ای نگاهت آسمانی
در دل نامهربانم
شوق ماندن می‌نشانی

ترسم آخر در کنارم خسته و آزرده گردی
با همه خوبی و پاکی در خزان پژمُرده گردی
می‌روم تا نشنوم آواز باران دو چشمت
می‌روم چون می‌هراسم شعله‌ای افسرده گردی
ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی
قلب سردم را چه بی حاصل به سویت می‌کشانی

عاشق و چشم‌انتظاری
پاک و روشن، چون بهاری
هر چه گفتم باورت شد
حیف از احساسی که داری

چشمه‌ای خشک و سیاهم
خسته‌ای گُم‌کرده راهم
بگذر از من چون‌که دیگر
زشت و سرتاپا گناهم

ترسم آخر در کنارم خسته و آزرده گردی
با همه خوبی و پاکی در خزان پژمُرده گردی
می‌روم تا نشنوم آواز باران دو چشمت
می‌روم چون می‌هراسم شعله‌ای افسرده گردی
ای که در خوبی و پاکی چلچراغ آسمانی
قلب سردم را چه بی حاصل به سویت می‌کشانی
قصه‌ی تلخ مرا کاش از نگاهم خوانده بودی
من گُنهکارم تو خوب و مهربانی، مهربانی

● بر روی این ملودی، ترانه‌ای دیگر با نام «قصه‌گوی پیر شهر» با صدای گوگوش اجرا شده است. [در اینجا بشنوید.]

* * *
♫  LP Cover  ♫

* * *

ناصر صبوری: آسمان آسمان

ناصر صبوری آسمان آسمان

آسمان آسمان
شعر: شهرام [علیرضا طبایی]
آهنگ: علیرضا خواجه‌نوری
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده:‌ ناصر صبوری

آسمان آسمان! خسته شد دل من
از تو جز غم دل شد چه حاصل من؟
آسمان بر دلم سنگ غم زده‌ای
سرنوشت مرا رنگ غم زده‌ای
در شبانِ سیاه من کو چراغ ستاره‌ای
کو نگاهی که در دلم برفروزد شراره‌ای
من غروب خزانم، غم نشسته به جانم
قصه‌ی نامرادی‌ام، خالی از شور و شادی‌ام

♫  LP Cover  ♫

* * *

رامش: غروبا قشنگن

رامش غروبا قشنگن

غروبا قشنگن
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
خواننده: رامش

♫  LP Cover  ♫

* * *

رامش: همزاد

رامش همزاد

همزاد
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
تنظیم ارکستر: واروژان
خواننده: رامش

عشق لالایی بارون تو شباست
نم‌نم بارون پشتِ شیشه‌هاست
لحظه‌ی شبنم و برگِ گلِ یاس
لحظه‌ی رهایی پرنده‌هاست
تو خودِ عشقی که همزاد منی
تو سکوتِ من و فریادِ منی

تو خود عشقی که شوق موندنی
غم تلخ و گُنگِ شعرای منی
وقتی دنیا درد بی‌حدی داره
تویی که فریاد دردای منی
تو خودِ عشقی که همزاد منی
تو سکوتِ من و فریادِ منی

دستای تو خورشید و نشون میدن
چشمای بسته‌مو بیدار می‌کُنن
صدای بال پرنده رو، لبات
تو گوشام دوباره تکرار میکنن
زندگی وقتی که بیزاری باشه
روز و شبهاش همه تکراری باشه
شاید عشق برای بعضی عاشقا
لحظه‌ی بزرگ بیداری باشه

عشق لالایی بارون تو شباست
نم‌نم بارون پشتِ شیشه هاست
لحظه‌ی عزیز با تو بودنه
آخرین پناهِ‌ موندنِ منه
تو خودِ عشقی که همزاد منی
تو سکوتِ من و فریادِ منی

♫  LP Cover  ♫

* * *