
لالایی
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم: واروژان
خواننده: رامش
♫ LP Cover ♫
* * *
«لالایی» در ترانههای ایرانی (مجموعه ترانهها)
* * *

لالایی
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم: واروژان
خواننده: رامش
♫ LP Cover ♫
* * *
«لالایی» در ترانههای ایرانی (مجموعه ترانهها)
* * *

غریب آشنا
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: خوشگلا عوضی گرفتین!
غریب آشنا
ترانهسرا: اردلان سرفراز
اهنگساز: حسن شماعیزاده
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: خوشگلا عوضی گرفتین!
انتشار: تابستان ۱۳۵۳
تو از شهر غریب بینشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جادههای پُر غبار
برای همصدایی، همزبونی اومدی
تو از راه میرسی پُر از گرد و غبار
تمومه انتظار، میاد همرات بهار
چه خوبه دیدنت، چه خوبه موندنت!
چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت!
غریب آشنا دوستت دارم، بیا
منو همرات ببر به شهر قصهها
بگیر دست منو تو اون دستات!
چه خوبه سقفمون یکی باشه باهم
بمونم منتظر تا برگردی خونهم
تو زندون هم با تو، من آزادم!
تو از شهر غریب بینشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جادههای پُر غبار
برای همصدایی، همزبونی اومدی
تو از راه میرسی پُر از گرد و غبار
تمومه انتظار، میاد همرات بهار
چه خوبه دیدنت، چه خوبه موندنت!
چه خوبه پاک کنم غبارو از تنت!
غریب آشنا دوستت دارم، بیا
میشینم میشمارم روزا و لحظهها
تا برگردی بیای بازم اینجا!
چه خوبه سقفمون یکی باشه باهم
بمونم منتظر تا برگردی خونهم
تو زندون هم با تو، من آزادم!
♫ LP Cover ♫
* * *

کویر
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز : حسن شماعیزاده
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: زمستان ۱۳۵۲
از فیلم “خوشگلا عوضی گرفتین” | تابستان ۱۳۵۳
[به دکتر منوچهر سرفراز]
من کویرم ای خدا! با حسرت یه قطره آب
یه عمره که دریا رو از دور میبینم تو سراب
بهار برام یه اسمه، یه اسم کهنه تو کتاب
حرف من با آسمون، چرا میمونه بیجواب؟!
خدایا، خدایا!
کویرم، کویرم!
بگو ابر بباره!
میخوام جون بگیرم!
اگه بارون بباره، اگه بارون بباره
آرومآروم و نمنم رو لب خشکِ تشنهم
گیسوی سبز جنگل، تنمو میپوشونه
پرنده رو درختام میسازه آشیونه
خدایا، خدایا!
خدایا، خدایا!
شهرنشین شده بودم اما هنوز کولهبارم پر از ترانههای روستایی بود و هنوز کویری میخواندم.
نکتهای که در مورد تنظیم این آهنگ باید یادآور شوم این است که شادروان واروژان نهتنها از دانش جهانی خود در تنظیم این آهنگ استفاده کرد، بلکه با توجه به حال و هوا و همراهی ارکستر یاری جست و هوشیارانه فریادهای شاعر گمشده در کویر عطش را به دست نُتهای موسیقی سپرد و برای چندمینبار موسیقی پاپ متعهد و مولف را به درخشانترین گونه، معنی و مفهوم بخشید
♫ LP Cover ♫
* * *

جاده
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعیزاده
تنظیم: واروژان
خواننده: گوگوش
خدا گریهی مسافرو ندید
دل نَبست به هیچکسو دل نبُرید
آدمو برای دوری از دیار
جاده رو برای غربت آفرید
جاده اسم منو فریاد میزنه
میگه امروز روز دل بُریدنه
کولهباری که پُر از خاطرههاس
روی شونههای لرزونِ منه
از تمومِ آدمای خوب و بد
از تمومِ قصههای خوب و بد
چی برام مونده به جز یه خاطره
نقشِ گُنگی تو غبارِ پنجره
جاده آغوششو وا کرده برام
منتظر مونده که من باهاش بیام
قصهی تلخ خداحافظی رو
میخونم با اینکه بسته هست لبام
پشت سر گذاشتن خاطرهها
همهی عشقها و دلبستگیها
خیلی سخته ولی چاره ندارم
جاده . . .
فریاد میزنه . . .
بیا . . . .
تهران، ۷۱
شعر «جاده» که تقریباً آغاز جادهی ترانههایم بود، تمثیل عینی و ملموس سفری بود که با ذره ذرهی جانم، لحظه به لحظه تجربهاش کردم؛ و به راستی هم در سفر (طول جادهی شیراز به تهران) خلق شد؛ که غروبِ دلگیرِ سفر، بغضِ سنگین دلکندنِ ابدی مرا از پدرم شکست (پدرم که با رفتنش تمامِ ناتمام مرا بههمراه خویش بُرد و از آن پس ترانههایم، آینهی مُکررِ تکرارِ غمهای او شد) و بارانِ بیاختیارِ ترانهی «جاده» بر طومارِ جادهی دربدریهایم باریدن گرفت.
سال ۱۳۵۱ بود که سیاهپوش و سوگوارِ پدر تن به سفر دادم. من خود نمیرفتم، که جاده مرا میبُرد. جاده مرا بیترحم و تردید با کولباری از خاطرهها که تنها سهم و تنها رهتوشهی من از دیار عطشزدهام بود؛ دیاری که نه تنها زمینش از قهر آسمان میسوخت که گویی خشکسالی در آنجا به معنای اعم آن، چشمههای عاطفه را در عمقِ خاک خشکانده، و مزرعههای رفاقت را از ریشه سوزانده بود.
از سرزمین سوختهام، از مزرعهی خاکستر شدهام،از قحطسالِ عشق با داغِ رُستمِ تمامِ قصههای کودکی خویش، میآمدم که باز نگردم، جاده مرا به مسلخِ من میبُرد.
اتوبوس راه ناهموار و پُر پیچ و خم، غروبِ غمگینِ جنوب را بهسوی ظلمتِ پایتخت درمینوردید و من مینوشتم. «جاده» را مینوشتم که ادامهی مرثیههای دیگرم در سوگِ رُستمِ قصههایم بود. که پیش از آن در همان تابستانِ داغِ داغداری در زادگاهم داراب آن دو مرثیه «چشم من»، «دستای تو» به یادِ یارِ همیشه همسفرم، پدرم، با هقهقِ گریههای سوگواری جاری شده، و همانگونه بر کاغذ آمده بودند.
[از ریشه تا همیشه، گزینهی سیسال ترانههای اردلان سرفراز، نشر البرز (آلمان)، چاپ اول ۱۳۸۰، صفحهی ۱۲ تا ۱۴]
♫ LP Cover ♫
* * *

دیگه گریه دلو وا نمیکنه
ترانهسرا: ایرج جنتیعطائی
آهنگساز: بابک افشار
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: پاییز ۱۳۵۰
انتشار صفحه: پاییز ۱۳۵۲
زندگی با آدماش برای من یه قصّه بود
توی این قصّه، کسی با کسی آشنا نبود
همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون
توی شب، صدایی جز گریهی بیصدا نبود
نمیخوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلو وا نمیکنه!
قصّههای پشت این پنجرهها
غمو از دلم جدا نمیکنه!
قصّهی ماتم من
هر چی که بود، هر چی که هست
قصّهی ماتم قلب خستهی یه آدمه!
وقت خوابه
دیگه دیره، نمیخوام قصّه بگم!
از غم و غصّه برات هرچی بگم، بازم کمه!
نمیخوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلو وا نمیکنه!
قصّههای پشت این پنجرهها
غمو از دلم جدا نمیکنه!
♫ LP Cover ♫
* * *

شب شیشهای
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: ممل آمریکایی
ما به هم محتاجیم
مثل دیوونه به خواب
مثل گندم به زمین
مثل شورهزار به آب
ما به هم محتاجیم
ما به هم محتاجیم
مثل ما به آدما
مثل یه ماهی به آب
مثل آدم به هوا
ما به هم محتاجیم
دستامون از هم اگه دور بمونه
شب شیشهای دیگه نمیشکنه
از تو این شیشهای همیشگی
خورشید مقوایی سر میزنه
به عزای دوری دستای ما
کوچهها، ساکت و بیصدا میشن
بوی رخوت همهجا رو میگیره
همهی درها، به غربت وا میشن
جاده هامون که به خورشید میرسن
مثل تاریکی، بیانتها میشن
ما به هم محتاجیم
♫ LP Cover ♫
* * *

دریایی
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: ممل آمریکایی
کُمکم کُن! کُمکم کُن!
نذار اینجا بمونم تا بپوسم
کُمکم کُن! کُمکم کُن!
نذار اینجا لب مرگو ببوسم
کُمکم کُن! کُمکم کُن!
عشق نفرینی بیپروایی میخواد
ماهی چشمهی کهنه
هوای تازهی دریایی میخواد
دل من دريایییه، چشمه زندونه برام
چکه چکههای آب، مرثیهخونه برام
تو رگام به جای خون، شعر سرخِ رفتنه
تن به موندن نمیدم، موندنم مرگِ منه
عاشقم، مثل مسافر عاشقم
عاشقِ رسیدن به انتها
عاشقِ بوی غريبانهی کوچ
تو سپیدهی غريبِ جادهها
من پُر از وسوسههای رفتنم
رفتن و رسیدن و تازه شدن
توی یک سپیدهی طوسیِ سرد
مسخ یک عشق پر آوازه شدن
کُمکم کُن! کُمکم کُن!
نذار این گمشده از پا در بیاد
کُمکم کُن! کُمکم کُن!
خرمنِ رخوتِ من شعله میخواد
کُمکم کُن! کُمکم کُن!
من و تو باید به فردا برسیم
چشمه کوچیکه برامون
ما باید بريم به دريا برسیم
دل ما دریاییه، چشمه زندونمونه
چکهچکههای آب مرثیه خونمونه
تو رگ بودنِ ما شعر سرخِ رفتنه
کُمکم کُن که دیگه وقت راهیشدنه
♫ LP Cover ♫
* * *

کولی
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعیزاده
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: زمستان ۱۳۵۲
انتشار: نوروز ۱۳۵۳
شب من، پنجرهای بیفردا
روز من، قصّهی تنهاییها
مانده بر خاک و اسیر ساحل
ماهیام، ماهی دور از دریا
هیچکس با دل آوارهی من
لحظهای همدم و همراه نبود
هیچ شهری به منِ سرگردان
در دروازهی خود را نگشود
کولیام، خسته و سرگردانم
ابر دلتنگِ پُر از بارانم!
پای من، خسته از این رفتن بود
قصّهام، قصّهی دل کندن بود
دل به هر کس که سپردم، دیدم
راهش افسوس، جدا از من بود!
صخره ویران نشود از باران
گریه هم عقدهی ما را نگشود
آخر قصّهی من، مثل همه
گم شدن در نفس باد نبود
روح آوارهی من، بعد از من
کولی در به در صحراهاست
میرود بیخبر از آخر راه
همچنان مثل همیشه تنهاست
کولیام، خسته و سرگردانم
ابر دلتنگِ پُر از بارانم!
نام این ترانه، خود بارِ جادههای بیپایان سرگردانی و جستجوی بیانتهای آدمی را بر دوش میکِشد. “کولی” ادامهی قصّهی منِ همیشه مسافر در امتداد آن “جاده”ای است که به ناکجا رسید. “جاده”ای که هنوز در من و با من است و پس از من هم مرا در تداومی ابدی تکرار خواهد کرد.
♫ LP Cover ♫
* * *

آدما (منو دیگه نمیخوای)
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: حسن لشکری
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
آدما از آدما زود سیر میشن
آدما از عشق هم دلگیر میشن
آدما رو عشقشون پا میذارن
آدما آدم و تنها میذارن
منو دیگه نمیخوای خوب میدونم
تو کتابِ دلت اینو میخونم
یادته اون عشق رسوا، یادته
اون همه دیوونگیها یادته
تو میگفتی که گناه مقدسه
اول و آخر هر عشق هوسه
آدما آخ آدمای روزگار
چی میمونه از شماها یادگار
دیگه از بگو مگو خسته شدم
من از این قلب دو رو خسته شدم
نمیخوای بمونی توی این خونه
چشم تو دنبالِ چشمای اونه
همهی حرفای تو یک بهونهس
اون جهنمی که میگن این خونهس
♫ LP Cover ♫
* * *

میروم
ترانه سرا: مینا اسدی
آهنگساز: خارجی
تنظیمکننده: واروژان
اجرا: ۱۳۵۱
میروم بیخبر، میگریزم دگر، بیتو ره میسپارم
خاطرات تو را، ای نکرده وفا زیر پا میگذارم
دیگر ای آشنا، ای ز غمها رها با تو کاری ندارم
میروم دگر از دیار تو، میروم از کنار تو
میروم از دیار غمها
سوی درد و غم میکشانمت، در خزان می نشانمت
میروم سوی آرزوها
دیگر از زندگی خستهام، خستهام
اشک غم میفشانم
کولهبار سفر بستهام، بستهام
رهرویی بینشانم
بگذر از من دگر، ای ز من بیخبر
برگِ زرد خزانم
میروم دگر از دیار تو، میروم از کنار تو
میروم از دیار غمها
سوی درد و غم میکشانمت، در خزان می نشانمت
میروم سوی آرزوها
♫ LP Cover ♫
* * *
«مینا اسدی» (شاعر) و ترانههای او
* * *