مرضیه: بگذار بسوزم (غمگین چو پاییزم)

مرضیه بگذار بسوزم غمیگن چو پاییزم

بگذار بسوزم
(غمگین چو پاییزم از من بگذر)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

غمگین چو پاییزم از من بگذر
شعری غم‌انگیزم از من بگذر
سر تا به پا عشقم، دردم، سوزم
بگذشته در آتش شب چون روزم

غمگین چو پاییزم از من بگذر
شعری غم انگیزم از من بگذر
بگذار ای بی‌خبر بسوزم
چون شمعی تا سحر بسوزم

دیگر ای مه به حال خسته بگذارم
بگذر و با دلِ شکسته بگذارم
بگذر از من تا به سوز دل بسوزم
در غم این عشقِ بی‌حاصل بسوزم

بگذر تا در شرارِ من نسوزی
بی‌پروا در کنارِ من نسوزی
همچون شمعی به تیره‌شبها
می‌دانی عشق ما ثمر ندارد
غیر از غم حاصلی دگر ندارد
بگذر زین قصه‌ی غم‌افزا

* * *

مرضیه: مشک‌ فروش

مرضیه مشک فروش

مشک فروش
شعر و ملودی: علی‌اکبر شیدا
تنظیم آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه

ای مُشک‌فروشِ سرِ بازار!
مجنون‌صفتی می‌گُذرد، دست نگهدار!
ریزه ریزه، ریزه بالا ریزه
ریزه ریزه ریزه بالا ریزه
دستاش کوچیکه! وای کوچیکه! نمی‌تونه بریزه
پاهاش کوچیکه! وای کوچیکه! نمیتونه گریزه
آی دست کوچولو، پا کوچولو،‌ موهات تو مُشتم
عاشقت که شدم نمی‌شه که کُشتم

اگه یار منی،‌ ریزه ریزه، بالا ریزه
گرفتار منی، ریزه ریزه، بالا ریزه

ای شوخِ پریوش کجایی!؟
آخر تو هم مونس این کلبه‌ی مایی
تا کی بکِشم آه!؟
از دستِ تو ای ماه
بیدار منم، خواب تویی باز
در خواب خوشی، باز کُنی ناز

گر بر تو رسم بوسه زنم بر رُخ ماهت
عاشقت منم با یک نگاهت
چرا رنجم دهی!؟ ای جفاکار، ای جفاکار
اگر دور از منی، ای خطاکار، ای خطاکار

* * *
کار و کسب و مشاغل در ترانه‌های ایرانی

* * *

مرضیه: داد دل

مرضیه داد دل

داد دل
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه

آمده‌ام سیر گل و سبزه کُنم بهانه
دستت بگیرم سوی صحرا بشوم روانه
گُلبنِ باران‌دیده
سبزه‌ی نو روییده
بزم طرب بهر تو چیده
لاله‌ی صحرا باده
کرده به جام آماده
شاهدِ گُل چهره گشاده

شکوفا شده گل بهر تماشای من و تو
نباشد ز چه در پای گلی جای من و تو
چرا رو ننمایی چو گلهای بهاری
غمین از جه نشستی؟ غم از دست که داری؟
تو را جلوه‌ی رخسار و جمال است و جوانی
که خوش باشی و دادِ دل ز دنیا بستانی

تو دلکش‌تر و شیرین‌تر از آنی
که یک لحظه به تلخی گذرانی
چرا ارزش یاری نشناسی
چرا قدر مُحبت تو ندانی
. . .

* * *

مرضیه: برق نگاهی (۲)

مرضیه برق نگاهی

برق نگاهی ۲ (برق نگاهی ۱)
شعر: اسماعیل نواب صفا
خواننده: مرضیه

در آتشم از برق نگاهی بنشاندی، ننشستی
در خلوت شبهای سیاهی بنشاندی، ننشستی
گشتم چو غباری که به دامان تو یک‌دم بنشینم
چون خاک رهم بر سر راهی بنشاندی، ننشستی
تا رشته‌ی امید و قرارم نگسستی، ننشستی
تا در به رخ عاشق دلداده نبستی، ننشستی
دیدی که به بال و پر عشق تو پریدم ز سر شوق
تا بال و پر عشق و امیدم نشکستی، ننشستی

از عالم به‌‌در منم، بی‌خبر منم
شب ز کوی تو رهگذر منم
بی‌تو من چه سازم
آه بی‌اثر منم، چون شرر منم،
شام تیره‌دل، بی سحر منم
بی‌تو من چه سازم
با من همسفر تویی، همسفر تویی
من شکسته‌پر، بال و پر تویی تو
هر دم در نظر تویی، در نظر تویی
گرچه از دلم بی‌خبر تویی تو

* * *

مرضیه: برق نگاهی (۱)

مرضیه برق نگاهی

برق نگاهی ۱ (برق نگاهی ۲)
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه

خواهم برق نگاهی
دارم اشک و آهی
بلای ناگهان عشق است
امید بیکران عشق است
فشانم به خاک راهی
اشک بی‌پناهی

خواهم برق نگاهی
دارم اشکی و آهی

گر چو فتنه‌ای برخیزی
چو سایه‌ای بگریزی ز خلوت من
همه جهان قربانت
شود بلا گردانت محبت من

خواهم برق نگاهی
دارم اشکی و آهی

خدای من چو شمعی تن پر آتشم ده
خدای من چو شمعی تن پر آتشم ده
دهی چو چشم پر آبم
دهی چو جسم بی‌تابم
دمی بر آتشم نه
دمی بر آتشم نه

خواهم برق نگاهی
دارم اشکی و آهی

* * *

مرضیه: بیگناه

مرضیه بیگناه

بیگناه
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

دل پریشانم ز غم گرفته
بیا که دور از تو دلم گرفته
چه کرده‌ام یارب که لحظه‌ای امشب دلم نمی‌آساید
بیا ببین امشب که جانِ من بر لب ز دست غم می‌آید

در این شبِ سیه خدایا
گناه من چه بوده آیا
که مانده‌ام تنها اسیر محنت‌ها سرشکِ غم بر مُژگان
منم در این دنیا چرا چنین رسوا به هر طرف سرگردان

دردِ دوری، دوره‌ی غم تا کی
عمرم ای مَه شد به جدایی طی

دل پریشانم ز غم گرفته
بیا که دور از تو دلم گرفته
چه کرده‌ام یارب که لحظه‌ای امشب دلم نمی‌آساید
بیا ببین امشب که جانِ من بر لب ز دست غم می‌آید

* * *

مرضیه: جای تو خالی

مرضیه جای تو خالی

جای تو خالی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
تنظیم آهنگ: فریدون ناصری
خواننده: مرضیه

بیا ببین چه شعله‌ها نشسته در وجود من
بیا ببین چه آتشی گرفته تار و پود من
ای شمعِ روشن، جای تو خالی
در خانه‌ی من، جای تو خالی
افتاده در پیمانه‌ی من، نگاه تو ای آشنایِ دل
دارد دل دیوانه‌ی من، بسی گفتُگو با خدایِ دل

به خلوتِ خیالِ من
به بزم شور و حالِ من
در عشق و مستی، تو آشفته‌گیسو
لِیلی‌صفت، مجنون‌پسندی
گه آتش و گاهی سِپندی

به خلوتِ خیالِ من
به بزم شور و حال من
تنها مهرَبان تویی
عشقِ جاوِدان تویی

* * *

مرضیه: شب آمد

مرضیه شب آمد

شب آمد
شعر: عبدالرضا سحبان
آهنگ: علیرضا خواجه‌نوری
خواننده: مرضیه

شب آمد، شب آمد
لهیبِ تب آمد

زد آتش بر دل و جان من
چو دریا گشته دامان من
ز اشکِ چشمِ گریان من
دگر جانم بر لب آمد

شب آمد، شب آمد
لهیبِ تب آمد

نباشد در آسمان اختری
نه ماهی، نه مهرِ جانپروری
به جانم شراره‌ی آرزو
به دستم ز خونِ دل ساغری
ز هجرانِ ماهِ افسونگری
چو خارا دلش، رُخش چون پَری
دلا ترکِ این بی‌وفا کُن!

در این شام تیره همرازِ من
کنون گشته نغمه‌ی ساز من
بیا تا حدیثِ دل بشنوی
ز آهنگ و شعر و آواز من
بیا ای ترانه‌پرداز من
جفا تا به کی!؟ گُلِ ناز من
نگاهی تو بر آشِنا کُن

تو بنگر اشک و آه مرا
ببین شام سیاه مرا
بگو با من گناه مرا
خدایا باز شب آمد

شب آمد، شب آمد
لهیبِ تب آمد

* * *

مرضیه: عشق و آرزو

مرضیه عشق و آرزو

عشق و آرزوها (موج آرزوها ـ آرزوها)
شاعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

از نگهم ریزد موج آرزوها
پیش لبت بستم لب ز گفتگو ها
رمز عاشقی را در نگاه تو خوانده‌ام من
در تو دیده‌ام نقش همه عشق و آرزوها

ای بنای هستی! جانم را ز چه می‌کاهی؟
ای امید جانم! از جانم تو چه می‌خواهی؟
تو بمان! تو بمان! به جانم آتش زده‌ای
تو مرو !تو مرو! که همچو آتشکده‌ای
گهی مرا می‌کِشی، گهی مرا می‌کُشی
ز عشقِ من بی‌خبر، به کُشتنم دلخوشی

من به سانِ شمعِ سَحرم
ز هستیم بی‌خبرم
محو آتشم
شعله می‌کِشم
نمی‌کُند یادِ من گر صیادِ من
از فریادِ من او را خبری کو؟
در کُنج قفسش مُشت پَری کو؟
. . .

* * *

مرضیه: شیرین شیرین

مرضیه شیرین شیرین

شیرین شیرین
شعر: منیر طه
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه

شیرین‌بر و شیرین‌لب و شیرین‌دهنم
شیرین‌حرکاتم من و شیرین‌سخنم
شیرینم و شیرینم و شیرین‌شِکَرم
شیرینیِ هر مجلس و هر انجمنم

شرابم و مستی آرَم
به ساغر هر مِی‌خوارم
سبوکش شیرین‌کارم
بکِش به دوشم، بِبَر! که نوشم
که راحت هر آغوشم

به دست تو همچون جامم
به کامِ تو شیرین‌کامم
بیا که امشب من رامم
بکِش به دوشم، بِبَر! که نوشم
که راحت هر آغوشم

من شرابم و مستی آرَم
سبوکش افسون‌کارم
در سبوی خود جادو دارم
به ساغرِ هر مِی‌خوارم
به آسمانها اگر نهم پا به شور و غوغا
فرشته‌ام ساغر گیرد
خدای عشقم برگیرد
شراب و شهدم درگیرد
. . .

* * *