
گناه تو
شعر: عبدالرضا سحبان
آهنگ: علیرضا خواجهنوری
خواننده: مرضیه
گریزان شدم از نگاه تو
نیایم دگر در پناه تو
زدی شعله بر آشیان من
خدا نگذرد از گناه تو
برو تا شوی همزبانِ او
مهربانِ او
شوی رونقِ آشیانِ او
نغمهخوانِ او
بِگُذر زین ره در دیار او
که شوی دیگر غمگسار او
مَنِگر چَشم ژالهبار من
برو ای غافل از کنار من
چه غافل بودم من که مِی نوشیدم از سبوی تو
پشیمانم من گر که بودم در دل، آرزوی تو
نه بر لبِ من گفتُگوی تو
نه در دلِ من تو یادِ روی تو
نه در سر من آرزوی تو
بر دگری رو کُن
با دگری خو کُن
از تو گریزانم من
گر به تو دل بستم
از همه بُگسستم
وه چه پشیمانم
پانویس:
ترانه «گناه تو» اولین آهنگ علیرضا خواجهنوری و نخستین کار مشترک او با مرضیه است.
* * *

گل گندم
شعر: محلی
آهنگ: بزرگ لشکری
خواننده: مرضیه
گل گندم شکفته، گل گندم یار
میکارم همچین و همچون گل گندم، گل گندم، گل گندم، یار
میکارم همچین و همچون گل گندم، گل گندم، گل گندم، یار
گل گندم یار، گل گندم یار
گل گندم یار، گل گندم یار
گل گندم یار، گل گندم یار
گل گندم یار، گل گندم یار
آسمون آبی و ماه میدرخشد یار، آسمون آبی و ماه می درخشد یار
حاصل من شده سبز و دگرم از چه بود ترس و هراس ای یار
حاصل من شده سبز و دگرم از چه بود ترس و هراس ای یار
گل گندم یار، گل گندم یار
گل گندم یار، گل گندم یار
گل گندم یار، گل گندم یار
گل گندم یار، گل گندم یار
ز دل مهر رُخ تو رفتنی نیست یار
غم عشقت به هر کس گفتنی نیست یار
ولیکن سوزش مهر و محبت یار
میدونند مردم، بنهفتنی نیست یار
. . .
. . .
* * *

فراموشم مکُن
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
در این شبهای خاموشم
بُوَد یادت همآغوشم
ندانستی که میمانَد
غم عشق تو بر دوشم
چو میرفتی به من گفتی
مکُن هرگز فراموشم
اکنون چرا ای آشنا
بُردی تو از خاطر مرا
بازا که بیتو آتشم
پا تا به سر، سر تا به پا
زان همه مستی در کنار من
یاد تو مانده و انتظار من
غیر اشکی به شبهای تار من
یادگاری نمانده
رفته شادیها از دیار من
مانده با غم دلِ بیقرار من
رفتی و در شبِ انتظار من
غمگساری نمانده
* * *

ای آشنای من
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
ای آشِنایِ من، بشنو نوای من
شادی نصیب تو، حسرت برای من
بیتو غمِ مرا داند خدایِ من
عاشقی کارِ هر فرزانه نیست
جُز پسندِ دلِ دیوانه نیست
گوشهای خوشتر از میخانه نیست
کاندر آنجا کسی بیگانه نیست
چه کردهام که از تو من جدا شدم
چه گفتهام اسیرِ این بلا شدم
دارم آرزویِ یارِ دلجویی
تا به سویِ او آوَرَم رویی
هر که بر سر شور و نوائی دارد
در دلِ خود نورِ صفائی دارد
گر تو زمن بیخبری میدانی
عاشقِ دیوانه خدائی دارد
نَبُـوَد مـا را، ز جهـان یارا غمِ فردایی
رهِ مستان رو، سویِ جانان شو اگر از مائی
. . .
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *

انتظار
شعر: حسین شاهزیدی
آهنگ: جواد لشگری
خواننده: مرضیه
من هم آرزو دارم
آرزوی او دارم
خدایا تو کامم روا کُن
انتظار او دارم
در غمش گرفتارم
دلش با غمم آشنا کُن
به انتظارم و در آتش تب
نیاید از دلِ من شکوه به لب
ستاره میشمارم در دل شب
مگر که چشم انتظارم
فتد به روی ماهِ یارم
میسوزم اما در غم هجران او
ترسم بگیرد آتشم دامن او
آیا شود خدایا آن یار محفلآرا
روزی به مهربانی پایان دهد غم ما
دلم نمیدهد گواهی
فدای او شوم الهی
* * *

دگر چه خواهی
شعر: نواب صفا
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
عشق من، ای لاله روی من، همچون بهار آمدی
در گلشن آرزوی من، چون گل به بار آمدی
گل به چمن، چون دل من، دل به تو بسپارد
ماه فلک، روشنی از روی تو دارد
جانبخشی، دلخواهی
تو هر چه کُنی، جفا مکن
اگر کُنی به ما مکُن
مرا پناهی
از دردم آگاهی
من بار غم جفای تو
میکِشم از برای تو
دگر چه خواهی؟
همه جا گویم
که تو را میجویم
که تو را میخواهم
به برم بازا که نسیمی ای مَه بِبَرد ناگاهم
صید تو شدم تا که فنای تو شوم
ای جان به فدای تو، فدای تو شوم
چو بهارم جلوهگری
چو بهشتم در نظری
بُوَد در بر من جای تو خالی
به خدا صهبای منی
تو طربافزای منی
تو فرخندهتر از صبح وَصالی
* * *

در میان گلها
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
میگذرم تنها، از میان گلها
گه به گلستانها، گه به کوه و صحرا
تازهگلی سر راهم گیرد و با من گوید
محرم راز تو کو؟
خارِ رهی به تمنا دامن من بگرفته
کانِ گل ناز تو کو؟
راز عشق مرا گل در گوش صبا
گفت و غمم بفزود
آنگه در همه جا راز درد منو
قصه عشق تو بود
چون به حُسن آسمانی از مهی برتر
شعلهی عشق من از گردون برآرد سر
در گلستان هم ز تنهایی روم من اگر
. . .
* * *

داغ جدایی
شعر: رهی معیری
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
ساقیا امشب کجایی
تا ز خود یابم رهایی
بیتو از داغ جدایی
سوختم آتش گرفتم
تا گذشتی دامنافشان
دورم از دل، سیرم از جان
وز غمت چون شمع لرزان
سوختم، آتش گرفتم
من سراپا اشک و آهم
شعله بارد، از نگاهم
شمع طرب بودی مرا،
امشب چرا از دیده نهانی!؟
رفتی و از سودای تو،
دارد دلم، داغی که دانی
داشتم آسودگی در کوی تو
سوختم چون شمع و گل، بیروی تو
از خاطرم ای شادی محفل، نرفتی
از چشم تر رفتی، ولی از دل نرفتی
از چشم تر رفتی، ولی از دل نرفتی
* * *

چون تو را دیدم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه
دل از دستم رفته برون
زاندم که تو را دیدم
عشقم دارد رنگ جنون
زاندم که تو را دیدم
شعله به جان گران زدهام
قیدِ خود و دگران زدهام
زاندم که تو را دیدم
دست رد از غم تو به سرِ
این خوشی گذران زدهام
زاندم که تو را دیدم
تو پریرو با چشمت فتنه به پا کردی
تو اسیرم در دام رنج و بلا کردی
چه نهان شوی از نظرم
همه جا به تو مینگرم
ز جهان همه بیخبرم
ای فتنه چها دیدم
زاندم که تو را دیدم
عشق آتش از نو بر جان من زد
برقی سوزان بر سر و سامان من زد
وای از چشم رهزن تو
خون من بر گردن تو زین آشنایی
اشک من آمد به سخن
کمتر کُن با این دل من بیاعتنایی
* * *

چه کنم، کجا بگویم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
تو کهای!؟ چکاره هستی!؟ ز کجایی که شدی بلای من؟
چه کُنم، کُجا بگویم چه بلایی شده آشنای من!؟
من و عشق و شور مستی
تو و عیش و نوش هستی
تا اسیرم به دست تو، رهایی از چَشم مست تو نمیتوانم
تو همان آتشی که خود به دست من شعله ور شدی در آشیانم
من عاشق وفایم، با محنت آشنایم،
چو اسیر دام عشقم
من مستِ بادهنوشم، دیدی اگر خموشم،
چه کُنم که رام عشقم
تا اسیرم به دست تو، رهایی از چَشم مست تو نمیتوانم
تو همان آتشی که خود به دست من شعله ور شدی در آشیانم
* * *