
بُتپرست
شعر: ابوالقاسم زارعی
آهنگ: سلیمان اکبری
خواننده: مرضیه
ساختم بُتی دیشب ز تو با مرمر رویایِ خود
جان دادمت با یک جهان نازکخیالیهای خود
لبخند شیرینی هم ایجان
بر زیر لبهایت نهادم
اول دلم را هدیه کردم
و انگاه به پای تو فتادم
مستانه افشاندم بُتم
بوسه ز سر تا پای تو
لبهای من آتش گرفت
از آتشین لبهای تو
سرگشتهی دشتِ جنونم تا که هستم
از ساغر عشق تو زیبا مستِ مستم
غیر از تو دیگر در جهان یاری ندارم
دور از تو جز پیمانه غمخواری ندارم
* * *
پیکر تراشی و بتشکنی در ترانههای ایرانی
* * *

بیداد زمان
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
به رهی دیدم برگ خزان،
پژمرده ز بیداد زمان، کز شاخه جدا بود.
چو ز گلشن رو کرده نهان
در رهگذرش بادِ خزان چون پیکِ بلا بود
ـ ای برگ ستمدیدهی پاییزی
آخر تو ز گلشن ز چه بگریزی
روزی تو همآغوش گُلی بودی
دلداده و مدهوش گُلی بودی
ـ ای عاشقِ شیدا! دلدادهی رسوا!
گویمت چرا فسردهام.
در گل نه صفایی باشد نه وفائی
جز ستم ز غیر نبُردهام
آه، بار غمش در دل بنشاندم
در رهِ او من جان بفشاندم
تا شد نوگلِ گلشن و زیبِ چمن
رفت آن گلِ من از دست
با خار و خسی پیوست
من ماندم و صد خارِ ستم
این پیکر بیجان
ای تازهگلِ گلشن، پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی پژمرده و لرزان
* * *

به یاد آن شب (یارب)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
یارب! دیگر طاقتم طی شد
یا بسوزانم، یا نجاتم ده
عاشق، عاشق گشتهام یارب
یا بِکُش دیگر، یا حیاتم ده
من کُجا!؟ او کُجا!؟
نه او خبر ز من دارد
نه من نشان از او دارم
او جدا، من جدا
به سینه سوز غم دارم
ز دیده اشک خون بارم
یارب! دیگر طاقتم طی شد
یا بسوزانم، یا نجاتم ده
عاشق، عاشق گشتهام یارب
یا بِکُش دیگر، یا حیاتم ده
روز و شب نصیب من آه آتشین بُوَد
صبح و شام عاشقان، وای اگر چِنین بُوَد
من آتشی ز سوز دل به سینه دارم
چه همدمی ببین نشسته در کنارم
مکُن فغان ای دل
در این جهان ای دل
دوای درد آنگه پیدا شود
که عاشق از هجران رسوا شود
حکایتی اگر از این زمانه گفتم
به یاد آن گذشته این ترانه گفتم
* * *

اسیر نگاه
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
چه کُند دلی که شد اسیر آن نگاهِ تو
تو بیا به بزم ما به گردنم گناه تو
مشتاقِ دیدارت منم
اولخریدارت منم
تنها جفاکارم تویی
تنها گرفتارت منم
من مستم و دیوانه ز عشق رویِ ماه تو
مستی زدهپیمانه ز بادهی نگاه تو
که داند این شبها به دیدهام چون گذرد
مگر کسی یکدم ز کوی مجنون گذرد
ز تو دوری نتوانم
چه بمیرم چه بمانم
جانم فدای چِشم سیاهت
مستانه گاهی بر من نظر کُن
خون میفشاند چِشمم به راهت
بر بیپناهی یک شب گذر کُن
گر اشتباهی باشد به عاشقان مَحَبتی،
فدای اشتباه تو
بنشین کنارم ای جان که یار دلشکستهای
نشسته در پناه تو
* * *

عالم مستی
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه
شور و شیدایی همه در مستی ما باشد
وز ساز پنهان که در این میکدهها باشد
مستان را در دل ز صفا نور و جلایی هست
قلب مستان آینهی مهر و وفا باشد
ساقی را بِنگر در کف پیمانه دارد
در هر پیمانه صدها افسانه دارد
در ساغر او بین راز همه هستی
ارزد به جهانی یک لحظهی مستی
مستی جز شوری از عالم بالا نیست
جز مستی روحی در قالبِ معنا نیست
هستی، جز سودایی ساغر و مینا نیست
مستی مظهر بیناییست
دور از عالم رسواییست
اسرار دل در میکده پنهان است
آنجا بینی هر دل که پریشان است
عالم مستی را جانپرور میبینم
در دلم امشب شوری دیگر میبینم
نقش رخ جانان در ساغر میبینم
مستی بال و پر جان است
دل را یار و نگهبان است
* * *

اگر بدانی
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: فریبرز حقیقی
خواننده: مرضیه
غم اگر به خاطر آری
دگرم غمین نمیگذاری
تو اگر حکایت دلم بدانی
به رهِ جنون نمیکشانی
تو غم گذشتههایم چو به خاطر بسپاری
پس از این مرا پریشان نگذاری
تو که خود با همه مهربانی
ز چه ما را به جفا برانی!؟
ز چه خواهی که چو می بجوشم
تو مگر حال دلم ندانی!؟
. . .
. . .
* * *

اگر با من بودی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
اگر با من بودی، چه توفانها گویی به پا میشد
وفا گر میکردی که الهامم بخشی چها میشد
مزن بههم هستی من
مرو که این مستی من
نگذارد که ننالم ز جدایی
تو عاشق نبودی که درد من بدانی
جفا کُن، جفا کُن هر آنچه میتوانی
چِشمی بر من گشودی و رفتی
خواب از چِشمم ربودی و رفتی
رفتی تا بدهی درس دلآزاری
رفتی تا بِبَری رسم وفاداری
از غم تو چها کِشیدم
بهر تو من چها شَنیدم
قسم به مویت که بیقرارم
چو شب سیه گشته روزِگارم
تاب هجران دگر ندارم
بِنِگَر به غم تو گرفتارم
از این فزونتر میازارم
* * *

رفته بودم
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
رفته بودم کز پریشانی ره صحرا بگیرم
رفته بودم، رفته بودم
رفته بودم تا عنانِ دلِ رسوا بگیرم
رفته بودم، رفته بودم
دارم از تو بس شکایت
چون بدیدم از تو محنت بینهایت،
رفته بودم، رفته بودم
رفته بودم تا شکایت از تو گویم با خدایت
رفتهام تا نشنود کس
بار دیگر این نوایم، گریههایم، نالههایم.
چون مرا دیوانه کردی، میکِش میخانه کردی
تا که دیدی همچو چشمت مستِ مستم
جام دُردآلودِ غم دادی به دستم
ساغر می بود و در وی آب آتشخیز هجران
تا به افسون کردی افزون آتش دل، خواهش جان
گرچه ای نامهربان رفته بودم بینشان
آمدم من، آمدم من
آمدم تا قصهی جانسوز دل با تو بگویم
آمدم من، آمدم من
آمدم گرد ملال از چهرهی غمگین بشویم
آمدم من، آمدم من.
* * *

میگریزم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
میگریزم، میگریزم
اشکِ حسرت از چه ریزم
برو برو کز دامت جَستم
گشوده پر از بامت جَستم
یاد از تو دگر نکُنم، نکُنم
سوی تو نظر نکنم، نکنم
تو را رها کردم با دگران
گذشتم از تو چون رهگذران
رفتم کز تو دگر بیگانه شوم
بهر شمع دگر پروانه شوم
مهری دیگر با تو ندارم
در کوی تو پا نگذارم
بگذر از من کز تو گذشتم
از دل تا کی ناله برآرم
نازکطبعی چو برگ گل بودم
به دستت افتادم،
پرپر گشتم، پرپر گشتم
اشکی بودم درون بحر غم
چو قطرهی باران
گوهر گشتم ،گوهر گشتم
به حال خود بگذارم
به حال خود بگذارم
به دست غم بسپارم
که بیتو تنها بروم
برو برو تا بروم
* * *
معینی کرمانشاهی، شاعر ترانههای ماندگار
* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید
* * *

مجموعه ترانهها (رویال ۲)
خواننده: مرضیه