مرضیه: طاوس

مرضیه طاوس

 

طاوس
در کنار گُلبنی خوشرنگ و بو، طاوس زیبا
با پَر صد رنگِ خود مستانه زد چتری فریبا
از غرورش هرچه من گویم یک از صدها نگفتم
نکته‌ای در وصفِ آن افسونگر رعنا نگفتم

تاج رنگینی به سر داشت
خرمنی گُل جای پَر داشت
در میان سبزه، هر سو
مست و پاورچین گذر داشت
هر زمان بر خود نظر بودش سراپا
نخوتش افزون شد از آن چتر زیبا
بی‌خبر از کار دنیا

من که خود مفتون هر نقش و جمالم
هر زمان پابند یک خواب و خیالم
خوش بُدم گرم تماشا
چو شد ز شور او فزون غرور او
پای زشتش شد هویدا
هرکسی در این جهان،
باشد اسیر زشت و زیبا

چو غنچه بسته شد
پرش شکسته شد
تا بدید آن زشتی پا
هرکسی در این جهان،
باشد اسیر زشت و زیبا

من همان طاوس مستم
چتر خود نگشاده بستم
یک جهان ذوق و هنر هستم
ولی با صد دریغا
سینه‌ایی بی‌کینه دارم
روح چون آیینه دارم
گنج شعر و شور و حالم
این همه نقدینه دارم
جلوه‌ی آن مرغ شیدا، گفته‌ی جان‌پرور من
پایِ آن طاوسِ زیبا، هستیِ رنج‌آور من

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: آوای خسته‌دلان

مرضیه آوای خسته دلان

آوای خسته‌دلان
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

قسم به دل‌های خسته خسته‌دلان
به آه بر لب نشسته‌ی خسته دلان
که من در این سینه جز غمی آشنا به‌دل همزبان ندارم
از او جدا مانده‌ام، در این رهگذر ز یارم نشان ندارم
ببین به شام بی‌ ستاره‌ام
نکرده چاره‌ام نگاه چاره‌ سازی
نخوانده با نوای خسته‌ام
نی شکسته‌ام نوای دلنوازی
ز حسرتم آهِ بی‌ثمر بر لب تا کی؟ یارب! تا کی؟
به سینه‌ام سوز پُر شرر، هر شب تا کی؟ یارب تا کی؟
چکُنم، چکُنم؟
چکُنم، چکُنم؟
ببین به شام بی‌ستاره‌ام نکرده چاره‌ام نگاه چاره‌سازی
نخوانده با نوای خسته‌ام، نی شکسته‌ام، نوای دلنوازی

* * *

مرضیه: خدایا طاقتم ده (گلهای رنگارنگ ۴۷۲)

مرضیه ساغرم شکسته ساقی گلهاز رنگارنگ ۴۷۲

خدایا طاقتم ده
(گلهای رنگارنگ ۴۷۲)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
سال اجرا: ۱۳۴۴

خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته
در سپهر لاجوردی، آتش آهم نشسته
ای خدای بی‌نصیبان طاقتم ده، طاقتم ده
قبله‌گاه ما غریبان، طاقتم ده، طاقتم ده

ساغرم شکست ای ساقی
رفته ام ز دست ای ساقی

در میان طوفان،
بر موج غم نشسته، منم
در زورق شکسته، منم
ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد
یکباره مُهر غم زده شد
بر سرنوشت آدم

ساغرم شکست ای ساقی
رفته ام ز دست ای ساقی

تو تشنه‌کامم کُشتی
در سراب ناکامی‌ها
ای بلای نافرجامی‌ها
نبُرده لب بر جامی
می‌کِشم به دوش از حسرت
بارِ مستی و بدنامی‌ها

بر موج غم نشسته، منم
در زورق شکسته، منم
ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد
یکباره مُهر غم زده شد
بر سرنوشت آدم

ساغرم شکست ای ساقی
رفته ام ز دست ای ساقی

حکایت از چه کُنم
شکایت از چه کُنم
که خود به دست خود آتش
بر دلِ خون‌شده‌ی نگران زده‌ام

بر موج غم نشسته، منم
در زورق شکسته، منم
ای ناخدای عالم
تا نام من رقم زده شد
یکباره مُهر غم زده شد
بر سرنوشت آدم.

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *
یادنامهٔ «همایون خرم» در سایت «راوی حکایت باقی»

* * *

مرضیه: آن‌شب (جلوه هستی)

مرضیه آن شب جلوه هستی

آن‌شب (جلوهٔ هستی)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه

آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود
تو بودی، دنیا به کام ما بود
عشقت با جانِ من آشنا بود
عشقت لاله‌صفت لب بر خنده گشود
مَه چون چهره‌ی تو رویایی شده بود

آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود
آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود

آن شب ناله‌ی نی غوغا می‌کرد
شوری در دل ما برپا می‌کرد
اشکم راز نهان افشا می‌کرد
چه دامنم ز شوقت
پُر از ستاره‌ها بود
خدا گواه ما بود

آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود
آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود

امشب وصلت را از خدا می‌خواهم
دستم بر دامانت، تو را می‌خواهم
می‌خواهم باز آیی، رویِ مَه بنمایی
ببشینی به برم، بر جسمم جان بخشی
بر دردم درمان بخشی، بنشانی شررم

آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود
آن شب هستی را چه جلوه‌ها بود

♫  LP Cover  ♫

* * *

مرضیه: توفان (عمر دوباره)

مرضیه توفان

توفان (عمر دوباره)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: بزرگ لشگری
تنظیم: مرتضی حنانه
خواننده: مرضیه

می روم و می بَرَمَت به کام توفان
تا که یکسان بُگذرد آب از سر ما
می‌سِپُرَم دست تو را به دست هجران
تا که با هم تیره گردد اختر ما

موی من شد سپید، ای جوانی دریغا
عمر دوباره نبوده کسی را
شد چو آب روان زندگانی دریغا
عمر دوباره نبوده کسی را

تو دلارای من یک شب به عالَم پریشان نبودی
تو که همپای من در وادی غم شتابان نبودی
تو ندانی غمم که ندانی دریغا
عمر دوباره نبوده کسی را

گر چه بر جانم بلایی، دلفریبی دلربایی
با همه این بی وفایی، آرزوی قلب مایی
تو ندانی غمم که ندانی دریغا
عمر دوباره نبوده کسی را

* * *

پانویس راوی:
این ترانه اول‌بار با آهنگی از ساخته‌های بزرگ لشگری در سال ۱۳۳۷ از رادیو ایران پخش شد. در سال ۱۳۵۱ بار دیگر با تنظیم مرتضی حنانه با ارکستر بزرگ رودکی اجرا گردید.
در فضای مجازی فیلمی با کیفیتی نه چندان مطلوب از این اجرا وجود دارد که مربوط به سال ۱۳۵۱ و اجرای تئاتر شهر است؛ و از معدود فیلم‌های موجود از حضور مرتضی حنانه بر سکوی رهبری ارکستر به شمار می‌رود. (نمونه‌‌ای که در این صفحه می‌شنوید برگرفته از همین اجرا است.)

بزرگ لشگری در چگونگی ساختن آهنگ این ترانه گفته است: «برادرش در سال ۱۳۳۵ سرگرد ارتش بود و به سفری هوایی در نقاط مرزی می‌رود. بعد از دو روز خانمی تماس می‌گیرد و از او می‌پرسد که آیا از برادرش خبری دارد که او نگران و پی‌گیر ماجرا می‌شود. مدتی بعد از کسی می‌شنود، برادرش در سانحه‌ای هوایی جان باخته است. این خبر توفانی در او ایجاد می‌کند که ماحصل آن تصنیف این ترانه بود.»

* * *

مرضیه: تو مرو (گلهای رنگارنگ ۱۸۲)

مرضیه تو مرو

تو مرو (گلهای رنگارنگ ۱۸۲)
شعر: منوچهر معین‌ افشار
آهنگ: مرتضی محجوبی
خواننده: مرضیه

یار، تو مرو! تو مرو! تو مرو! تو مرو!
صنما چو ز دام تو دل نرهد
چه غم ار سر و جان برود
یار، تو مرو! تو مرو! تو مرو!

بُتِ من!
تو و جلوه‌ی آن رخ ماه
من و شکوه‌ی بختِ سیاه
به خدا تو به چهره مَهی
چه هراسم از این سیهی
تو مرو! تو مرو! تو مرو!

نه به جُز وصلت، هوسی
نه جز تو دل سپارم به کسی
مَه من!
ز کنارم، یگانه دلدارم
تو مرو! تو مرو! تو مرو!

تو نویدی
نویدِ دولت، فروغِ هستی
شَرَنگ ساغر، نشاطِ مستی
نور مِهری، رَشکِ ماهی، بوی گلی

تو سروری
سرور دلها، صفای بُستان
سَرَشک شبنم، نوای مُرغان
شور عشقی، بانگ نایی، سوز دلی

به‌خدا
در کمند زلفت چِنان اسیرم
که بی‌رُخت از زمانه سیرم
می‌میرم
ز کنارم، یگانه دلدارم
تو مرو! تو مرو! تو مرو!
من فدای چَشم مستت تو مرو
جان کجا بَرم ز دستت
تو مرو! تو مرو! تو مرو!

* * *

مرضیه: نسیم فروردین

مرضیه نسیم فروردین

ترانه‌ی «نسیم فروردین» اولین ترانه‌ی بهاریه‌ای است که به مناسبت نوروز از رادیو پخش شده است. بیژن ترقی خود در این باره می‌نویسد:
«نسیم فروردین» شعری بود که در سال ۱۳۳۷ روی آهنگ دوست عزیزم پرویز یاحقی گفتم و به عنوان اولین ترانه نوروزی با صدای مرضیه از رادیو پخش شد و از آن به بعد بود که ساخت ترانه‌های بهاریه رایج شد.»

نسیم فروردین
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه

نسیمِ فروردین وزان به بُستان شد
ز نو عروس گل، چمن گلستان شد

بیا به بُستان، ببین گلستان شکوفه باران شد

در این بهار ای گل، تو از جفا بگذر
تو با مِی گلگون دلم بدست آور

چو لاله بگشا، به خنده لبها که لاله خندان شد

نگاهِ نرگس مست، بنفشه خندان است
ز نغمه‌ی بُلبل، به طرف باغ و چمن به عشوه آمد گل

گرفته نیلوفر بنفشه را در بر
چو گیسویِ جانان، عروس گل به چمن بشد عبیر افشان

ساقی بی‌مِی یک دم منشین
(ساقی بی مِی یک دم منشین)
ما را به بهار بی‌مِی مگذار جامی دگر آر

لاله دارد جامی در کف
(لاله دارد جامی در کف)
گلهای بهار بی باده و یار آید به چه کار؟

در جهانِ هستی، ز می پرستی
غم از دل روَد، به دل نشاط آید

در گلزار و چمن،
چون گل خنده بزن ای زیبا گُلِ من

* * *

از «بیژن ترقی»، «پرویز یاحقی» و حمیرا در این سایت:
● حکایت ترانه «باغ گل» به روایت «حمیرا»
● مثلث هُنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی و حمیرا
● حکایت ترانه «صبرم عطا کن» به روایت «بیژن ترقی»
● حکایت ترانه «کعبهٔ دلها» به روایت «بیژن ترقی» و «الهه»
● حکایت ترانه «بهار دلنشین» (بنان) به روایت «بیژن ترقی»
● بیژن ترقی، پرویز یاحقی: اجرای زنده‌ی ترانه‌ی «رقص پروانه»
● حکایت ترانه «بگو که هستی» (دلکش) به روایت «بیژن ترقی»
● حکایت تصنیف «از خون جوانان وطن» (الهه) به روایت «بیژن ترقی»

* * *

مرضیه: دلم می‌سوزد

مرضیه دلم می سوزد

دلم می‌سوزد (باران غم)
شعر: هدایت‌الله نیرسینا
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه

باران غم بارد ز نگاهم
در چِشمانم دیدی تو گناهم
با ناز چِشمت سوزد گنهم
آتش زد آتش، با یک نگهم

همچو شباهنگی با حسرت‌ها
همه شب ز تنهایی فغان دارم
ناله‌ی عشقم از دل برخیزد
که به سینه‌ام سوزی نهان دارم
عاشق بر آن چِشم سیهم
می خواهم سوزد با یک نگهم

از نگه آن چِشمان دلم می‌سوزد
شعله چو بارد آتش به‌ جان افروزد
درس محبت گویی به من آموزد
عاشق بر آن چِشم سیهم
می خواهم سوزد با یک نگهم

مَه من آن امیدِ دلها
به من به یک کرشمه گفتا:
گرش بُوَد به دیگران روی
دلش بُوَد همیشه با ما

* * *

مرضیه: نه آفتاب، نه بارون

مرضیه نه آفتاب نه بارون

نه آفتاب،‌ نه بارون
شعر: رضا جنتی‌عطایی
آهنگ: بزرگ لشکری
خواننده: مرضیه

دیگه چیزی نمی‌خوام
نه آفتاب، نه بارون
نه ساحل دریا و نه دشت و بیابون
دیگه فرقی نداره، نه اینجا، نه اونجا
نه توی خونه‌م‌و نه اونور دنیا

قدم زدن در زیر بارون
رو ماسه‌ها دراز کشیدن
دویدنای توی ساحل
آب دریا به هم پاشیدن
اینا همه با او صفا داشت
دنیای ما چه جلوه‌ها داشت

اگه ز دست زندگی
دل منِ شکسته‌پر تو سینه تنگه
ولی باید قبول کنم
که زندگی خوب و قشنگه
حالا که او رفته دیگه این زندگی خالی شده
دل بیچاره‌ی من، راستی چقدر تنها شده
. . .

* * *

مرضیه: می‌زده بر تو عاشقم (اجرای اول)

مرضیه می زده بر تو عاشقم

می زده بر تو عاشقم [ اجرای دیگر ]
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه

می‌زده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلداده‌ی رهگذرم
از خود نبُوَد خبرم
ای فتنه‌گرم

شبها سرِ کوی تو
آشفته چو موی تو
می‌آیم تا جویم خانه به خانه
مگر از تو نشانه

میخانه به میخانه،
پیمانه به پیمانه

راه تو می‌پویم
این می و مستی
بُوَد بی‌تو بهانه


می‌سوزم شبها با شمع رخ تو، با سوز نهان

می‌سازم با این آتشِ دلِ خود، با کاهشِ جان

تشنه‌ای به راه سرابم

به لب رسیده جان، چو حبابم
مستم و خرابم
فارغ از غمم چه نشستی؟
چرا دل مرا بشکستی؟
همچو من تو مستی

مست از باده‌ام یا از آن نگه

بر تو عاشقم، یا بر روی مَه
من بر تو عاشقم، بر تو عاشقم
قلب من نشد شاد از عشق تو
داد از عشق تو

* * *
از «بیژن ترقی» و «پرویز یاحقی» در این سایت:

مثلث هنری «پرویز یاحقی»، «بیژن ترقی» و «حمیرا»

* * *