
موی سپید
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: بزرگ لشگری
خوانندگان: مرضیه، [علیاصغر] بهاری

موی سپید
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: بزرگ لشگری
خوانندگان: مرضیه، [علیاصغر] بهاری

رفتم که رفتم
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه
از برت دامنکشان
رفتم ای نامهربان
از من آزردهدل
کی دگر بینی نشان
رفتم که رفتم
رفتم که رفتم
از منِ دیوانه بگذر
بگذر ای جانانه بگذر
هر چه بودی، هر چه بودم
بیخبر رفتم که رفتم
رفتم که رفتم
شمعِ بزمِ دیگران شو
جام دستِ این و آن شو
هر چه بودی، هر چه بودم
بیخبر رفتم که رفتم
رفتم که رفتم
بعد از این، بعد از این
کُن فراموشم که رفتم
دیگر از دست تو
می نمینوشم که رفتم
با دلِ زود آشنا گشتم
از دامت رها
بیوفا، بیوفا، بیوفا
رفتم که رفتم
من نگویم که به دردِ دل من گوش کنید
بهتر آن است که این قصه فراموش کنید
عاشقان را بگذارید بنالند همه
مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید
* * *
رفتم که رفتم (مجموعه ترانهها)
● LP Cover ●
* * *

در فکر تو
شعر و ملودی: علیاکبر شیدا
تنظیم و ارکستر: ابراهیم منصوری
تار: ابراهیم سرخوش
خواننده: مرضیه
(صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانبِ عشق عزیز است فرو مگذارش)
در فکر تو بودم که یکی حلقه به در زد
گفتم صنما، قبلهنما بلکه تو باشی
شها بلکه تو باشی
مَها بلکه تو باشی
خیر نبینی که من میسوزم
از جفایت ولی میسازم
تو که بیوفا نبودی
پُر جور و جفا نبودی
آن که مرا از تو جدا میکُند
خیر نبیند که چها میکُند
* * *

چشم سحر
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: عباس شاپوری
خواننده: مرضیه
باز شد فصل بهار در هر رهگذار
از شوری شرر افتاده
باز گل آمد به بار، شبنم بیقرار
از چشم سحر افتاده
افسونها دیدم از بس
در دام هستی، دگر
پیوندِ الفت بستم با جام مستی
مجنونها دیدم از بس
با خودپرستی، دگر
دل کَندم از قید هستی
آیا با ما روزگار تا ابد بسازد
یا روزی بر ما بتازد؟
در این صورت آدمی تا ندیده سیرت
چرا دین و دل ببازد
زان دمی کاشنای جهان گشتم
اسیر تو نامهربان گشتم
ز هجرت همچون نِی نالان گشتم
زان زمان من جدا ز آشیان گشتم
چو گلزار بیباغبان گشتم
چو گنجی در کنجی پنهان گشتم
* * *

دوش دوش
شعر و ملودی: علیاکبر شیدا
تنظیم آهنگ: جواد معروفی
خواننده: مرضیه
نبوَد ز رُخَت قسمت ما غیر نگاهی
آن هم ندهد دستُ مگر گاه و به گاهی
به امید نگاهی، ببینم مِهر و ماهی
بگویم ای نگار من
چه بی مهر و وفایی
چه پُر جور و جفایی
هر کس که لب لعل تو را
دید و به خود گفت
حکاک چه خوش کنده عقیق
جانم کنده عقیق یمنی را
بشینم سر راهی
به امید نگاهی
ببینم مِهر و ماهی
بگویم ای نگار من
چه بی مهر و وفایی
چه پُر جور و جفایی
دوش، دوش، دوش
دوش که آن مهلقا، با وفا، خوش ادا، با صفا
دوش، دوش، دوش
از درم آمد و بنشست
بُرده دین و دلم از دست
دوش، دوش، دوش
آتِشم در دلم سر زد، جانم سر زد، جانم سر زد
زان رُخ همچو آذر زد جانم؛ ذر زد، جانم ذر زد
سوخت، سوخت، سوخت
سوخت همه خرمنم، کُشتهی عشقت منم
یکسَره جان و تنم، ای صنم بد مکُن
بیش از این ظلم بیحد مکُن
سوخت، سوخت، سوخت
* * *

به یاد تو
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
آید چو نسیم سحر
گیرد دلم از تو خبر
هر شب که به سر میآید
دانسته چو داغ دلم
یادت به سراغ دلم
با باد سحر میآید
نشستهای خوش به گلستان
به پای گل با لبِ خندان
ای نوگلِ من
دو چشم مستت به تماشا
گشودهای بر رُخ گلها
در طَرف چمن
من یاد تو در همهجا
تو بیخبر از غم ما
سرخوش و مستی.
ای آرزوی دل من
بیمن تو به باغ و چمن
دل به چه بستی؟
دیدم گل و سنبل به صفای تو سر زد
مرغ دلم ای گل به هوای تو پر زد
بهار عشقی، چو آرزویی
بسته دلم بیتو به مویی
عشقت مِی ریزد در جام دلها
زان مِی بُگریزد آرام دلها
واه از عشقت، واه
آه از جورت، آه
بهار عشقی، چو آرزویی
بسته دلم بیتو به مویی
* * *

گرمی عشق (افسانه)
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
قبلهی جانی، جان جهانی،
جلوهی عشق و جوانی در نگهت دیدم
کعبهی عشقم کوی تو باشد
پرتو روی تو باشد پرتو امیدم
من نپسندم جلوه ی کوکب،
روی تو باشد هر شب جلوهی ناهیدم
گو چه بسازم با دل غافل
گر تو نبخشیدی دل، جان به تو بخشیدم
تو شمع محفل منی، دل منی، دل منی
بهشت جانفزا تویی، تو
به دستت اختیار من، امید من، قرار من
اگر چه بی وفا تویی تو
جلوهی شام سیاهم صبح بناگوشت
گرمی عشق جهان در گرمی آغوشت
تیره چون موی خود روز و روزگار من مکُن
از کنارم مرو! چون خزان بهار من مکُن
بر آتشم ای زندگی تو نشاندی
به حسرتم ای عاشقی تو کشاندی
افسانه شدم
نشاندیم در فرقت و ننشستی
به ماتمم اشکی ز دل نفشاندی
دیوانه شدم
تو شمع محفل منی، دل منی، دل منی
بهشت جانفزا تویی، تو
به دستت اختیار من، امید من، قرار من
اگر چه بی وفا تویی تو
* * *

پیغام من
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: مرضیه
کو یاری تا به دیارم برساند؟
پیغامم را به نگارم برساند
کو غمخواری که کنارم بنشیند؟
دلدارم را به کنارم برساند
من هم شدم جدا ز آشیانه
من هم دلم شکسته ای زمانه
من هم به نالههای عاشقانه
در این زمانه گشتهام فسانه
بیخبرم ز جای بینشان تو
بر لبِ من رسیده جان به جانِ تو
هجر تو شد نصیبِ من در این میانه
چه شود کز تو رسد به شکستهدلی خبری؟
چه شود گُل فِکند به بد آب و گِلی نظری؟
چو نسیم سحر ز برم بگذر
بگذر که مگر گلی از گِل من بدمد
چو روم به نظر
* * *

گمشده
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
نیمهشبان، تنها در دل این صحرا
گمشده ی خود را میجویم
رفت و نوای غم ز طنین ترانهی من نَشُنود
رفت و کلامی هم دل من دگر از غم او نَسُرود
شد سپری عمری خبر از مَه رفتهی من نرسید
بین به پیامی هم گِرِه از دلِ خستهی من نَگُشود
نیمه شبان تنها، در دلِ این صحرا
گمشدهی خود را میجویم
من که همآوازم با سخن سازم
راز جداییها میگویم
من کیام؟ آهی مانده به لبها.
آتش عشقی در دل شبها راه گریزم میبندد
خسته و تنها، ماه و ثریا
بر شب تارم می خندد
رفت و نوای غم ز طنین ترانهی من نَشُنود
رفت و کلامی هم دل من دگر از غم او نَسُرود
شد سپری عمری خبر از مَه رفتهی من نرسید
بین به پیامی هم گِرِه از دلِ خستهی من نَگُشود
در خلوت شبها، تنها منم
حیران به راهی ناپیدا منم
افتادهای از پا در راه او
دلدادهای مست و رسوا منم
بی پروا منم، بیپروا منم
* * *

قصه وفا (افسانه عشق)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
ز کوی تو دل خستهی ما پا نکشیده
به جز نقش تو دل در دل شبها نکشیده
به لبخند تو زیبا شده خلوتگه مستان
چو لبخند تو نقشی لبِ مینا نکشیده
روی تو بهار دلم، شمع شبِ تار دلم
به قلب من راز تو مانده
به گوشم آواز تو مانده
تویی در بَر من، ساغر من
شرابِ جانپرور من که از تو مستم
بُوَد از تو نشان بر دل و جان
بیا که از سوز نهان دَمی نَرَستم
بیا تا نِگهم راز مرا بگوید امشب
که افسانهای از عشق و وفا بگوید امشب
* * *