
در میزند
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: منوچهر لشگری
خواننده: مرضیه
در میزند، در میزند
در بزمِ ما خورشیدِ شب سر میزند سر میزند
فرمان چو دهد فرمان کُنم
جان خواهد اگر قربان کُنم
در میزند، در میزند
در بزمِ ما خورشیدِ شب سر میزند سر میزند
چون درآید، رخ نَماید
رنج دوریاش به سرآید
شب به سر رَسَد، سحر آید
در بُگشا! بر روی آن زیبا
در میزند، در میزند
در بزمِ ما خورشیدِ شب سر میزند سر میزند
ساقی به ساغری دیوانه کُن مرا
مستِ جنون به یک پیمانه کُن مرا
به رهش مگر ز مستی، گلِ زندگی بریزم
شدهام غبار و ترسم ز میانه برنخیزم
امشب که میآید ز در
بر دل ز شبهای دگر
آتش فزونتر میزند
آشفتهام چون موی او
مستانه هر دم سوی او
مرغ دلم پر میزند
در میزند، در میزند
در بزمِ ما خورشیدِ شب سر میزند سر میزند
* * *

چه شد که رفتی
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
رفتی، که هجران آتشی در سینهام ریزد
رفتی، که دود از شعلههای نالهام خیزد
رفتی، که خوابم روز و شب از دیده بگریزد
به خدای من که نوای من نرسد به گوش تو
نشنیدهام سخن وفا ز لبان نوش تو
از من چرا پیمانه بگرفتی تو که بیوفا بودی
ای دل تو از روز ازل شاید به غم آشنا بودی
به خدای من که نوای من نرسد به گوش تو
نشنیدهام سخن وفا ز لبان نوش تو
تا نالهی سوزان برمیخیزد ز ترانهی من
چه بهانه دگر ز جفای تو خوشتر
تا ساز وجودم شور انگیزد به حریم وفا
چه به گوش دلم ز صدای تو خوشتر
به خدای من که نوای من نرسد به گوش تو
نشنیدهام سخن وفا ز لبان نوش تو
* * *

کجا رفتهای (کوی بلا کشان)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: همایون خرم
خواننده: مرضیه
ز کوی بلاکشان آمدم
بگو رفتهای کجا ساقی!؟
در میخانه چرا بستهای
که غم میکُشد مرا ساقی
برفتم که تا به جانان رسم
رسیدم به جان ز تنهایی
کنون در پناه تو آمدم
کجا رفتهای؟ بیا ساقی!
رسیدم به جایی که بسته ره گریزم
به دست تو خواهم که خون صبو بریزم
مکُن با حبیبان تو بیگانگی
به شوقِ می و ذوقِ دیوانگی
چنان از دل آید خروشم
که آید صدایش به گوشم
رسیدم به جایی که بسته ره گریزم
به دست تو خواهم که خون صبو بریزم
خدا را مهی، یار سنگیندلی
از خود غافل و از خدا غافلی
به این روزگارم نشانده
به راه فنایم کشانده
بسوزان وجودم که دیگر مرا آرزویی نمانده
نیاید به جانم نوایی
کجایی؟ کجایی؟ کجایی؟
* * *

یه دل اینجا، یه دل اونجا
شعر: جهانبخش پازوکی
آهنگ: جهانبخش پازوکی
خواننده: مرضیه
یه روزی رفتم که رفتم رو واست خونده بودم
اون زمون هم به خدا تو کار دل مونده بودم
یه دل اینجا، یه دل اونجا
اشک حسرت توی چشمام
من عزیزم راه دوره
دل من سنگِ صبوره
زندگی اینجوری خواسته
سرنوشتها جور واجوره
دلم آروم نداره، دلم آروم نداره
تا میگم غصه نخور
دست به زاری میذاره
من عزیزم راه دوره
دل من سنگِ صبوره
زندگی اینجوری خواسته
سرنوشتها جور واجوره
گر چه از جمله عزیزان خودم جدا میشم
باز میرم به سوی او، اگر نرم فنا میشم
دل تا بیتاب نشده
اشکها سیلاب نشده
خداحافظ خداحافظ
وقتی دل بد میاره
گریه حاصل نداره
خداحافظ خداحافظ
یه روزی رفتم که رفتم رو واست خونده بودم
اون زمون هم به خدا تو کار دل مونده بودم
یه دل اینجا، یه دل اونجا
یه دل اینجا، یه دل اونجا
* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید
* * *

در دیار تو
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: همایون خرم (رضا یاوری)
خواننده: مرضیه
من در سرای تو شوری دگر دارم از جام و پیمانه
هر کس مرا بیند، گوید که باز آمد آن مست و دیوانه
من آنچه گویندم همانم، بیخبر از این و آنم در دیار تو
من جز حدیثِ آشنایی از کتابِ دل نخوانم در کنار تو
تو زبان مرا میدانی، حال مرا میجویی
راز وفاداری را با دل من میگویی
دور از تو گشتم از ناتوانی چون تار مویی
تو هم چو من، میدانم روز و شب در آتشی
به من بگو از رنج مهجوری چه میکِشی
یارب، یارب! تا کِی شکیبایی!؟
عمرم طی شد با عشق و رسوایی
تشنهکامی من در سراب هستی گفتگو ندارد
عشق اگر نباشد باغ زندگانی رنگ و بو ندارد
من به گلشنِ مهر و وفا چو بلبل از عشق و صفا زبان گشودم
من در همه جمعی بهخدا با همه کس در همهجا یادِ تو بودم
گر یک حاجت من از خدا بخواهم
تنها یارا تو را، تو را بخواهم
* * *

کعبهی دلها
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: الهه / مرضیه
چو مجنون گیرم از عاشقان نشانهی کعبه
دلِ بشکسته را میبَرم به خانهی کعبه
شکایت میبَرم از تو بر خدایِ تو
زآن همه بلایِ تو تا رسد او به دردم
در آن آشفتگی با دلی شکستهتر
گریهها کُنم که در اشکِ خود غرقه گردم
آنجا اگر اشکی دَوَد بر دیدهی غمدیدهای
سیلی به پا نماید
آنجا اگر آهی کِشد دلدادهی افتادهای
دود از فلک برآید
در آن مدهوشی، من از خدا
خواهم تو را عاشق کُند، عاشقِ رسوا
چو در عاشقی دیدی بَلا
رو میکُنی آنگه تو بَر کعبهی دلها
چو مجنون گیرم از عاشقان نشانهی کعبه
دلِ بشکسته را میبَرم به خانهی کعبه
شکایت میبَرم از تو بر خدایِ تو
زآن همه بلایِ تو تا رسد او به دردم
در آن آشفتگی با دلی شکستهتر
گریهها کُنم که در اشکِ خود غرقه گردم
* * *
حکایت ترانهٔ «کعبهٔ دلها» به روایت «بیژن ترقی»
* * *

آسمان بیماه
آهنگ: حسن یوسفزمانی
خواننده: مرضیه
امشب تو ای مه از چه نهانی، آن پرتو سیمینِ تو کو!؟
ای آسمان وز چه بیفروغی، ماه تو کو!؟ پروین تو کو!؟
پوشَد سیاهی شب پیکر تو باشد چرا سیه بر سر تو
چون شد که رشتهی مهر ستارگان از هم گسسته بینم
همچون فرشته چشم من ستاره بر رویت نشسته بینم
مرا غمی سوزان به دل بُوَد پنهان
که ناله چون نی هر شب برآورم از جان
شبِ سیاهِ من به جای ماهِ من
سرشکِ خونیم نشسته بر دامان
امشب اگر تو ای گردون به دیدگانِ من چنین سیاهی
عمری جهانِ عشقِ من نگشته روشن از فروغِ ماهی
امشب تو ای مه از چه نهانی، آن پرتو سیمینِ تو کو!؟
ای آسمان وز چه بیفروغی، ماه تو کو!؟ پروین تو کو!؟
* * *

شیدا
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
شیدا شدهام، زیبا شدهای، چه بلا شدهای
با اهل صفا بیگانه چرا ز وفا شدهای
دیوانه منم که اسیر بلا شدهام
فرزانه تویی که رها ز وفا شدهای
بهر تو در این دنیا، در همه جا رسوا شدهام
بهر عذابِ دلها عشوهگر دنیا شدهای
خبر نداری ای مَه که چه دلشکنی
چه گویمت که تو آفتِ جانِ منی
دلِ من مشکن که به هر غم من تو شفا شدهای
همراه دلها شدهای
ز فراغت چه کشیدم، ز رقیبان چه شنیدم
آتش غم بر قلب شیدا زدهای
تنها شدهام، رسوا شدهام
وای از غم تنهایی
دور از من چرا با غیر آشنا چون گلها شدهای
* * *

آنچه گذشت (جلوه بوستان)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: مرضیه
ای گُل جلوهی این بُستان بودی
وصلت بر تنِ عاشق، جان بودی
در آن پرتو لبخندِ شیرین
ای مَه! دردِ مرا درمان بودی
بازآ که یار من تو بودی
بهار من تو بودی، رفتی
در این دیار بیقراران
قرار من تو بودی، رفتی
(در این دیار بیقراران
قرار من تو بودی، رفتی)
ای گُل جلوهی این بُستان بودی
وصلت بر تنِ عاشق، جان بودی
در آن پرتو لبخندِ شیرین
ای مَه! دردِ مرا درمان بودی
ماه تابانم جانا تو بودی
رشتهی جانم جانا تو بودی
عاشقی زارم، ای گل تو کردی
عشق سوزانم جانا تو بودی
روشنیبخش شبهای تاریک
در شبستانم جانا تو بودی
پانویس:
اولین شعر تورج نگهبان برای مرضیه و اولین همکاری هنری او با همایون خرم
* * *
یادنامهٔ «همایون خرم» در سایت «راوی حکایت باقی»
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»
* * *

گلنار
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: مرضیه
گلنار! گلنار!
کُجایی که از غمت ناله میکُند عاشقِ وفادار
گلنار! گلنار!
کُجایی که بی تو شد دل اسیرِ غم، دیدهام گُهربار
گلنار! گلنار!
دمی اولین شب آشنایی و عشق ما به یاد آر
گلنار! گلنار!
در آن شب تو بودی و عیش و عشرت و آرزوی بسیار
چه دیدی از من، حبیبم گلنار
که دادی آخر فریبم گلنار
نیابی ایکاش نصیب از گردون
که شد ناکامی نصیبم، گلنار
بود مرا در دل شبِ تار، آرزوی دیدار
تا به کی پریشان، تا به کی گرفتار!؟
یا مده مرا وعدهی وفا، راز خود نگه دار
یا به روی من خندهها بزن، قلب من بدست آر
چه دیدی از من، حبیبم گلنار
که دادی آخر فریبم گلنار
نیابی ایکاش نصیب از گردون
که شد ناکامی نصیبم، گلنار
لبِ خود بگشا به سخن گلنار
دل زارم را، مشکن گلنار
نشدی عاشق، ز کجا دانی
چه کشد هر شب دلِ من گلنار
* * *
«گلنار» بازخوانی ترانهها
* * *