
زهره
شعر: مهدی رئیسی، مؤید ثابتی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
بخش اول:
یاد از آن روزی که بودی زهره یار من
دور از چشمِ رقیبان در کنارِ من
حالیا خالیست جایت ای نگار من
در شامِ تارِ من، آخر کُجایی زهره!؟
یاد داری زهره آن روزی که در صحرا
دست اندر دست هم، گردشکُنان تنها
راه میرفتیم و در بینِ شقایقها
بود عالمِ ما را لطف و صفایی زهره
بود هنگامِ غروب آن روز افق زیبا
ایستادیم از برای دیدنش آنجا
تکیه تا بر سینهام دادی سر خود را
گفتیم و با هم ما بس رازهایی زهره
چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم
سرد گشتی از من و کردی چنین خوارم
خود نکردی فکر آخر نازنین یارم
من همچو تو دارم آخر خدایی زهره
بخش دوم:
ای باد صبا، بهر خدا بوی که داری!؟
حبیبم، بوی که داری!؟
این بوی خوش از سلسلهی موی که داری!؟
جانِ جانم، موی که داری!؟
حبیبم، موی که داری!؟
خُرم شده بُستان ز تو ای بادِ بهاری
این خُرمی از روی که و بویِ که داری!؟
ای عزیز بوی که داری!؟
ایکاش بدانستم یک آرزویِ دل
تا خود تو بهدل آرزوی روی که داری
جانم جانم روی که داری
عزیزم روی که داری
ما رویِ دل از جمله جهان سوی تو داریم
تو رویِ دلِ قبلهیِ جان سوی که داری!؟
عزیزم سوی که داری، حبیبم سوی که داری!؟
پانویس:
ترانه «زهره» اولبار به شکل صفحه ۴۵ دور گرامافون و توسط کمپانی شهرزاد منتشر شد. در شناسنامهی ترانه آهنگ آن محلی، و شعر از جهانگیر تفضلی نوشته شده است. این بود تا در سال ۱۳۸۰ که کتاب «گلبانگ محراب تا بانگ مضراب» خاطرات جواد بدیعزاده از سوی نشر نی در تهران منتشر شد. در صفحهی ۱۷ این کتاب، بدیعزاده ملودی آهنگ این ترانه را برگرفته از نوحهای مذهبی و شعر آن را اثر طبع مهدی رئیسی میداند. غزل ضربی در بخش دوم ترانه اما از سرودههای مؤید ثابتی است.
* * *
داریوش رفیعی «زهره» (بازخوانی ترانهها)
* * *

کاروان عمر
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
کاروان باز آید در دل شب تار
ساربان ره پوید خوشدل و سبکبار
ز غم عالم نرهم یکدم، نشوم کامران
که چنان عمرم گذرد، کاروان
هر دم زیر ابر سیاه
پنهان گردد چهرهی ماه
که ماه من شود نمایان
به یک نگه طلب کُند جان
دلم خرم از نوای نی، در سرم خیال وی
وه که ساغری ز می دارم بر لب
دریغا که میشود روان از قفای کاروان
عشق من در این دل شب
گل من! بهار عمر من! آتشم به جان مزن!
تاج غم سرم فکن، تا کی هجران؟
به دیدار من دمی بیا زان که میرسد بُتا
بیلب تو بر لبم جان
* * *

لشکر غم
ابیاتی از غزل حافظ
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم
اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
چو در دست است رودی خوش، بزن مطرب سرودی خوش
که دستافشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
بهشت عَدْن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
که از پای خُمت یکسر به حوض کوثر اندازیم
* * *
قول و غزل «حافظ» در ساز و نوای نغمهپردازان
* * *

نیش و نوش
شعر: بابا طاهر
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی

هما
شعر: کریم فکور
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
شب است و من شوق وصل تو را دارم
چه غافلم کز تو چشم وفا دارم
تو از کجا دانی کاندر دل پر شرر
نیمهشب تا سحر ناله ها دارم
یک نفس به دادم برس که غیر از تو کس ندارم همای من
یک نظر به رویم نگر شبی تا سحر فکن سایهام به سر
تا مگر از دو چشمم گهر در صدف بارم
چه وعدهها که دادی اما وفا نکردی
گفتی کُنم محبت، آخر چرا نکردی
آنچه که شرط یاری است با آشنا نکردی
برو، برو که هرگز با ما صفا نکردی
مرا مکُش ای ماه با چشم و ابرویت
که خود شدم از غم افتادهی کویت
رهایی از دام زلف تو مشکل بُوَد
رهزن دل بُوَد حلقهی مویت
* * *
مجموعهای از نام دختران در ترانههای ایرانی
* * *

شب انتظار
شعر: نظام فاطمی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
شب به گلستان تنها منتظرت بودم
بادهی ناکامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
آن شبِ جانفرسا من بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
بودم همه شب دیده به ره تا به سحرگاه
ناگه چو پری خندهزنان آمدی از راه
غمها به سر آمد؛ زنگِ غم دوران از دل بزدودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
پیشِ گلها، شاد و شیدا
میخرامید آن قامت موزونت
فتنهی دوران دیدهی تو
از دل و جان من شده مفتونت
در آن عشق و جنون مفتون تو بودم
اکنون از دل من بشنو تو سرودم
منتظرت بودم
منتظرت بودم
* * *
داریوش رفیعی ـ شب انتظار (بازخوانی ترانهها)
* * *

گل
شعر و آهنگ: محلی
تنظیم آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
قربونت امشو برم گل خونمونه
بوسهبازی میکُنم تا کس ندونه
آی گل! آی نازی گل! با طنازی گُل
ای بلال نیومدی، من مُردُم
بیا بریم شاهچراغ عهدی ببندیم
هر کدوم عهد بشکنیم کمر نبندیم
آی گل! آی نازی گل! طنازی گُل
ای بلال نیومدی، من مُردُم
(ز من مپرس که در دل چه آرزو داری
که سوخت عشق، رگ و ریشهی تمنا را)
هر قدر گریه کُنم هنو بسُم نیس
که یارم رفته سفر مو طاقتم نیس
آی گل! آی نازی گل! با طنازی گُل
ای بلال نیومدی، من مُردُم
سر نهم میانِ سینهت، لبتو ببوسم
عوض شوم شبُم ناشتایی روزُم
آی گل! آی نازی گل! با طنازی گُل
ای بلال نیومدی، من مُردُم
* * *

الهی
شعر: کریم فکور
آهنگ: محلی
تنظیم آهنگ و ارکستر: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
در پای تو سر فکنم
الهی سر فکنم، الهی سر فکنم
بر روی تو بوسه زنم، الهی بوسه زنم
الهی بوسه زنم، الهی بوسه زنم
لحظه لحظه با لبانت جانا دلی تازه کنم
الهی تازه کُنم، الهی تازه کُنم.
از فروغ دیدهگانت جانا دلی تازه کنم
الهی تازه کنم، الهی تازه کُنم.
بر سر نازی چرا؟ چه شد آنهمه مهر و وفا؟
با من افسردهجان اینهمه دلآزاری چرا؟
آرزو دارم که بر دامن تو سر بنهم
الهی سر بنهم، الهی سر بنهم،
لحظه لحظه بوسه گیرم یا بر لبت بوسه دهم
الهی بوسه دهم، الهی بوسه دهم
جرعه جرعه باده نوشد این دو لب پُر گُنهم
الهی پُر گنهم، الهی پُر گنهم
* * *

واویلا
شعر: محلی
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی

به سوی تو
شعر: عبدالله الفت
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: داریوش رفیعی
به سوی تو، به طرف کوی تو،
به پای جان آیم، به آرزوی تو،
مگر تو را جویم که جانفزایی.
نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم
رهی عجب پویم، ره تو میپویم، بگو کجایی
کی به جز به راه تو راه دیگر گذرم
به غیر نام تو نام دیگر نبرم
به دیدهی حیرت خموش و سرگردان،
به جستجویم.
بیا به سوی من، بیا به سوی من
بیا به سویم.
بیا به سوی من، فرشتهخوی من
فرشتهرویم.
تویی در خیال من
باز آرمیده غزال من
ای جانپرور، بیا بار دگر
ببینمت یک نظر
به دیدهی حیرت خموش و سرگردان
به جستجویم
بیا به سوی من، بیا به سوی من
بیا به سویم.
بیا به سوی من، فرشتهخوی من
فرشتهرویم.
پانویس:
این ترانه با تغییراتی در شعر آن در سالهای اخیر توسط خوانندگان مختلف بازخوانی شده است. مجموعهای از این ترانهها را [در اینجا بشنوید!]
* * *