
کویر
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز : حسن شماعیزاده
تنظیمکننده: واروژان
خواننده: گوگوش
ضبط: زمستان ۱۳۵۲
از فیلم “خوشگلا عوضی گرفتین” | تابستان ۱۳۵۳
[به دکتر منوچهر سرفراز]
من کویرم ای خدا! با حسرت یه قطره آب
یه عمره که دریا رو از دور میبینم تو سراب
بهار برام یه اسمه، یه اسم کهنه تو کتاب
حرف من با آسمون، چرا میمونه بیجواب؟!
خدایا، خدایا!
کویرم، کویرم!
بگو ابر بباره!
میخوام جون بگیرم!
اگه بارون بباره، اگه بارون بباره
آرومآروم و نمنم رو لب خشکِ تشنهم
گیسوی سبز جنگل، تنمو میپوشونه
پرنده رو درختام میسازه آشیونه
خدایا، خدایا!
خدایا، خدایا!
شهرنشین شده بودم اما هنوز کولهبارم پر از ترانههای روستایی بود و هنوز کویری میخواندم.
نکتهای که در مورد تنظیم این آهنگ باید یادآور شوم این است که شادروان واروژان نهتنها از دانش جهانی خود در تنظیم این آهنگ استفاده کرد، بلکه با توجه به حال و هوا و همراهی ارکستر یاری جست و هوشیارانه فریادهای شاعر گمشده در کویر عطش را به دست نُتهای موسیقی سپرد و برای چندمینبار موسیقی پاپ متعهد و مولف را به درخشانترین گونه، معنی و مفهوم بخشید
♫ LP Cover ♫
* * *

رقص آرزوها
شعر: بامداد جویباری (محمدرضا بامدادیان)
آهنگ: اسفندیار منفردزاده
خواننده: رامش
ترانه فیلم: هنگامه ۱۳۴۷
♫ LP Cover ♫
* * *

شب شیشهای
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: ممل آمریکایی
ما به هم محتاجیم
مثل دیوونه به خواب
مثل گندم به زمین
مثل شورهزار به آب
ما به هم محتاجیم
ما به هم محتاجیم
مثل ما به آدما
مثل یه ماهی به آب
مثل آدم به هوا
ما به هم محتاجیم
دستامون از هم اگه دور بمونه
شب شیشهای دیگه نمیشکنه
از تو این شیشهای همیشگی
خورشید مقوایی سر میزنه
به عزای دوری دستای ما
کوچهها، ساکت و بیصدا میشن
بوی رخوت همهجا رو میگیره
همهی درها، به غربت وا میشن
جاده هامون که به خورشید میرسن
مثل تاریکی، بیانتها میشن
ما به هم محتاجیم
♫ LP Cover ♫
* * *

خدایا (تنها)
ترانهسرا: نظام فاطمی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: احساس داغ
ضبط: ۱۳۴۸ / پخش: بهار ۱۳۵۰
خداوندا، خداوندا، خدایا!
ندارم دیگر امیدی به فردا!
آخر چرا در این دنیا
افسردهدل، ماندم تنها
خدایا!
من آن دریای غمگینم
زمانه کرده نفرینم
به دست خود زدم آتش به جانم!
خدایا تا به کِی غمگین بمانم؟!
غمی سنگین به دل دارم خدایا!
به روی خود نمیآرم خدایا!
چه عاشق سبُکسری
سپارمش به دیگری
یا رب! یا رب!
نه همدمی که راز دل به او بگویم
نه قاصدی که تا نشان از او بجویَم
یا رب دیگر تا کِی جدایی؟!
یا رب بر من بنما خدایی!
خداوندا!
خداوندا!
به چهرهام نشسته گَرد حسرت
افق چو من، گرفته رنگ مِحنت
غمی سنگین به دل دارم خدایا!
به روی خود نمیآرم خدایا!
♫ LP Cover ♫
* * *

دریایی
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
ترانه فیلم: ممل آمریکایی
کُمکم کُن! کُمکم کُن!
نذار اینجا بمونم تا بپوسم
کُمکم کُن! کُمکم کُن!
نذار اینجا لب مرگو ببوسم
کُمکم کُن! کُمکم کُن!
عشق نفرینی بیپروایی میخواد
ماهی چشمهی کهنه
هوای تازهی دریایی میخواد
دل من دريایییه، چشمه زندونه برام
چکه چکههای آب، مرثیهخونه برام
تو رگام به جای خون، شعر سرخِ رفتنه
تن به موندن نمیدم، موندنم مرگِ منه
عاشقم، مثل مسافر عاشقم
عاشقِ رسیدن به انتها
عاشقِ بوی غريبانهی کوچ
تو سپیدهی غريبِ جادهها
من پُر از وسوسههای رفتنم
رفتن و رسیدن و تازه شدن
توی یک سپیدهی طوسیِ سرد
مسخ یک عشق پر آوازه شدن
کُمکم کُن! کُمکم کُن!
نذار این گمشده از پا در بیاد
کُمکم کُن! کُمکم کُن!
خرمنِ رخوتِ من شعله میخواد
کُمکم کُن! کُمکم کُن!
من و تو باید به فردا برسیم
چشمه کوچیکه برامون
ما باید بريم به دريا برسیم
دل ما دریاییه، چشمه زندونمونه
چکهچکههای آب مرثیه خونمونه
تو رگ بودنِ ما شعر سرخِ رفتنه
کُمکم کُن که دیگه وقت راهیشدنه
♫ LP Cover ♫
* * *

تنها با گلها
شعر: علیرضا طبائی
آهنگ: حسن لشکری
خواننده: هایده
ترانه فیلم: تنها و گلها
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غمِ هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شبِ تارم
نه کسی آید، نه کسی خوانَد
ز نگاهم هرگز رازِ من
بشنو امشب غمِ پنهانم
که سخنها گوید ساز من
تو ندانی تنها همه شب با گلها
سخنِ دل را میگویم من
چو نسیمی آرام که وَزد بر بُستان
همه گلها را میبویم من
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غمِ هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شبِ تارم
چون ابری سرگردان
میگرید چشمِ من در تنهایی
ای روز شادیها کِی باز آیی؟
امشب حالِ مرا تو نمیدانی
از چشمم غمِ دل تو نمیخوانی
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غمِ هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شبِ تارم
♫ LP Cover ♫
* * *

تو چشمون سیاهم
آهنگساز: حسن لشگری
ترانهسرا: علیرضا طبایی
تنظیمکننده: واروژان
ترانه فیلم: تنها و گلها
انتشار: زمستان سال ۱۳۵۲
تو چشمونِ سیاهم تو نگاه کن
به رُخسارِ چو ماهم تو نگاه کنش
دیگه غم تو دلم پا نمیزاره
دلِ من پس از این غصه نداره
ببین خندهیِ من شادیِ من
هستیِ من، مستیِ من
هر چه که دارم از تو دارم
ببین نورِ صفا در نگَهم
پرتوِ چَشمِ سیَهم
هر چه که دارم از تو دارم
تو چشمونِ سیاهم تو نگاه کن
به رُخسارِ چو ماهم تو نگاه کن
دیگه غم تو دلم پا نمیزاره
دلِ من پس از این غصه نداره
ببین چِشمونِ من جامِ شرابه
نگهم بهخدا جادویِ خوابه
دلِ من شده دَمسازِ محبت
بخوان از نِگهم رازِ محبت
دیگه بر لبِ من سرشکِ غم نمینشینه
دیگه جایِ تو را در دلِ من کسی نگیره
. . .
♫ LP Cover ♫
* * *

گنه چه کردم مگر خدایا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مهستی
ترانه فیلم: قاتلین هم میگریند
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۸
الهی چه کردم نمیدونم
گناهِ نکرده به زندونم
چو مرغِ اَسیری پریشونم
رسیده از این غم به لب جونم
اگر آهِ من آتش اَفروزد
ز سوزِ دلم آسمان سوزد
بهجز بیگناهی، گناهی ندارم
بهجز غم پناهی ندارم
بهجز اَشکِ حسرت، ندارم چراغی
ندارم زِ بختم سراغی
برایِ دلی که پُر از خونه
بهشتِ خدا هم چو زندونه
بهغیر خدا کَس نمیدونه
که تویِ دلم غم فراوونه
گُنه چه کردم مگر خدایا
چرا بسوزم چنین به غمها
* * *

خدایا نمیدانم
آهنگساز: انوشیروان روحانی
ترانهسرا: کریم فکور
خواننده: مهستی
ترانه فیلم: شیرین و فرهاد
انتشار ترانه: نوروز سال ۱۳۴۹
هرگز نرود عشقِ تو از دل و جانم
بیتو چه کُنم، در این دامِ بلا
خدایا نمیدانم!
باشد همهجا، نامِ تو وردِ زبانم
کی چاره کنی، غم و رنجِ مرا
خدایا نمیدانم!
جدا از تو چه کُنم دلم شد لانهیِ غم، سیه باشد روزم
غمِ هجران بهخدا کُند دیوانه مرا، از عشقت میسوزم!
بیتو چه کُنم، در این دامِ بلا
خدایا نمیدانم!
کی چاره کنی، غم و رنجِ مرا
خدایا نمیدانم!
● این ترانه که نخستینبار با سرودهای از کریم فکور در فیلمِ «شیرین و فرهاد» منتشر شده بود، پس از اعمال تغییراتی در متن شعر و افزودن قسمت دیگری توسط «رضا شمسا»، با نام «مرغ تخم طلا» و در فیلمی به همین نام منتشر شد. [در اینجا بشنوید.]
♫ LP Cover ♫
* * *

عشق و مستی
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: رویا
ترانه فیلم: توفان نوح
مستِ عشقم تا که هستم
آن که بُرد این دل ز دستم
عشق مرا در سینه دارد
سینه مگو، آیینه دارد
آن که در چشم سیاهش
دیدهام راز نگاهش
گرچه بسی دلخسته دارد
تنها به من، دل بسته دارد
تا دلی از عشق او دیوانه دارم
کی نظر بر ساغر و پیمانه دارم
شادی من، مستی من، هستیام باشد از او
گریهی من، خندهی من، مستیام باشد از او
هر زمان بینم پریشان گشته آن آشفتهمو
دل شود آشفتهتر از خرمن گیسوی او
چون ز دستش میبنوشم
سوزد آن می عقل و هوشم
* * *