
بهار عشق من
گلهای رنگارنگ ۵۱۸
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
ای بهار عشق من! بیروی تو رنگ خزان دارد بهارم
وای از این بیحاصلی، فریاد از این عشقی که من در سینه دارم
اسیر غمت را نمانده دگر
نه شوقِ تماشا، نه ذوقِ سفر
نهالِ امیدم نداده ثمر
غم تو چنانم گرفته به بَر
که از دو جهانم نمانده خبر
اگر تو ندانی، خدای تو داند
که از غمت آمد چه بر سر من
اگر تو نبودی برابر چشمم
خیالِ تو بوده برابر من
نسیم بهشتی، شمیم بهاری
که جان من آری به پیکر من
بیا که بریزی ز ساغر چشمت
شرابِ محبت به ساغر من
مستِ عشق توام
بیتو چنگِ دلم نغمهای نسراید
از شکستهدلان، ساز خستهدلان نغمه کی به در آید
♫ LP Cover ♫
* * *
مثلث هُنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی و حمیرا
* * *

بنفشه گل
گلهای صحرایی شماره ۲۳
شعر: بهمن فرخی
آهنگ: شقایقی
خواننده: ناصر مسعودی
پانویس راوی:
● اجرای ترانهی بنفشهگل که در این صفحه میشنوید برگرفته از برنامهی گلهای صحرایی شماره ۲۳ است. تنظیم آهنگ در این اجرا از حبیبالله بدیعی و نوازندهی سنتور رضا ورزنده است.
شهرت این ترانه اما از اجرای زندهی آن در یکی از برنامههای پُر شنوندهی رادیویی بود که در شروعش دوبیتی «خدایا دختر رشتی قشنگه» (سرودهی تیمور گورگین) هم خوانده شد.

● از امین حقره نویسنده و پژوهشگر موسیقی مطلبی در بارهی زندگانی هنری ناصر مسعودی در روزنامه هممیهن (۲۸ مرداد ۱۴۰۳) منتشر شد که در آن از غلامرضا امانی به عنوان سازندهی ترانهی بنفشهگول نام میبرند که اسباب طرح پرسشهایی در بارهی عوامل سازندهی این ترانه شده میشود.
امین حقره در پاسخ به آن پرسشها و روشن کردن این موضوع طی یادداشتی مینویسد:
ـ ترانه بنفشهگول قبل از اجرا توسط ناصر مسعودی، از سوی غلامرضا امانی (بطور همزمان) به فریدون پوررضا هم سپرده و در رادیو رشت توسط ایشان اجرا شد. منتها اصلن با اقبال مواجه نشد تا اجرایش در انتهای دههی ۳۰ و ابتدای ۴۰ در رشت و تهران، توسط مسعودی.
ـ برخی آوردن نام بنفشه (نام دختر استاد مسعودی) را در ترانه نشانه صحت ادعای ساخت ترانه توسط ایشان میدانند. شعر این ترانه توسط بهمن فرخی سروده شده و سال نشرش ۳۹ و ۴۰ است. سال ازدواج جناب مسعودی هم ۴۲ بوده پس گزاره مذکور اساسن مردود است.
ـ این را هم عمومن نمیدانند که نام محبوبهای که این شعر برایش نوشته شده نه «بنفشه» که «ریحانه» بوده!
نسخهی اصلی ترانه حاوی یک بیت افزونتر از آنچیزیست که بعدتر شنیده شده:
تی دس خواخوران دانیدی تی عاشقم «ریحانه»
رسوا بوبوستم تی واسی آتش نزن میجانه!
ـ میپرسند یعنی جناب مسعودی آهنگ نمیساخت؟
پاسخ اینکه ایشان گاهی ملودی میساخت (شاید ملودی بنفشهگول را هم به امانی داده و ایشان رویش آهنگ ساخته) منتها آنها را نه با نام خودش که با نام مستعار شقایق! به کمپانی واگذار میکرد (گو اینکه در یکی از صفحات بنفشهگول هم نام شقایق درج شده!)
* * *

با تو هستم هر کجا هستم
آهنگساز: علی تجویدی
سراینده: اسماعیل نوابصفا
خواننده: هایده
گلهای رنگارنگ ۵۴۸
انتشار: بهار سال ۱۳۵۰
رفتم، رفتم، رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم، هر کجا هستم
از عشقِ تو جاودان ماند ترانهیِ من
با یادِ تو زندهام عشقت بهانهیِ من
پیدا شو چو ماهِ نو گاهی به خانهیِ من
تا ریزد گُل از رُخت در آشیانهیِ من
رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم، هر کجا هستم
آهم را میشَنیدی،
به حالِ زارم میرسیدی
نازت را میخریدم
تو نازِ من را میکشیدی
بهخدا که تو از نظرم نروی
چو روَم ز بَرَت، ز بَرَم نروی
رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم، هر کجا هستم
اگر مُرادِ ما بر آید، چه شود
شبِ فراقِ ما سر آید، چه شود
بهخدا کس زِ حالِ من خبر نشد
که بهجز غم نصیبم از سفر نشد
نروی یک نفس ز پیشِ چشمِ من
که به چشمم بهجز تو جلوهگر نشد
رفتم و بارِ سفر بستم
با تو هستم، هر کجا هستم
♫ LP Cover ♫
* * *

دیوانه منم (رسوای زمانه)
(گلهای رنگارنگ ۳۸۴)
شعر: بهادر یگانه
آهنگ: همایون خُرم
خواننده: الهه
شمع و پروانه منم
مستِ میخانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
یار پیمانه منم
از خود بیگانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
چون بادِ صبا دربدرم
با عشق و جنون همسفرم
شمع شبِ بیسحرم
از خود نَبُوَد خبرم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
تو ای خدای من
شنو نوای من
زمین و آسمان تو
میلرزد به زیر پای من
مه و ستارگان تو
میسوزد ز نالههای من
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
وای از این شیدا دل من
مست و بیپروا دل من
مجنون هر صحرا دل من، رسوا دل من
نالهی تنها دل من
داغ حسرتها دل من
سرمایهی سودا دل من
رسوا دل من، رسوا دل من
خاکسترِ پروانه منم
خونِ دل پیمانه منم
چون شور ترانه تویی
چون آه شبانه منم
رسوای زمانه منم، دیوانه منم!
* * *
«رسوای زمانه» مجموعه ترانهها
* * *

فریب
گلهای رنگارنگ ۴۲۲
شعر: رهی معیری
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: رویا
آنجا روم کز اشک غم دریا نباشد
غیر از سبو خونین دلی آنجا نباشد
دامن ز مهر و محبت كشیدم
كز مهربانی در زندگانی سودی ندیدم
اشک ندامت ز چشمم گشودی
خوابم ربودی با آنكه بودی صبح امیدم
رفتی و آتش زدی محفلم را
چون تار موی ات شكستی دلم را
فغان كز محبت نداری نصیبی سرا پا فریبی
می نابی اما به جام رقیبی سراپا فریبی
به جز مرغ شب یاری ندارم
به آسودگان كاری ندارم
عشق تو باشد به عالم غم من
ای مایهی غم ببین عالم من
دردا كه عشقی آتشین جز خون دل حاصل ندارد
سرگشته چون موجم ولی دریای غم ساحل ندارد
* * *

باز آمد
گلهای رنگارنگ ۳۳۷
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: جوادمعروفی
خواننده: الهه
باز آمد، باز آمد، گل من به چمن باز آمد
تو ببین که به صد ناز آمد
آتشخو، مُشکینمو
چون نرگس، خندانرو
آن سرو طناز آمد
نوشینلب، سیمینبر
نگهش به دلم شور افکند
شب من شد از آن مَه روشن
رخسارش، جانپرور
چشمانش، افسونگر
رویش خندان چون گلشن
* * *

غوغای مستی
گلهای رنگارنگ ۴۸۴
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مهستی
شب بود و من سر در گریبان
غوغای مستی بود و هجران
از زندگانی خسته بودم
با گریه پیمان بسته بودم
تا دیده از این مستی گشودم
در کوی تو بنشسته بودم
با گریه پیمان بسته بودم
ز غم تو من رهایی ندارم
که به جز تو آشنایی ندارم
غمت از دل من نرفته برون
کشیده دلم را به دشت جنون
خدایا تو که دل به یارم ندادی
چرا طاقت انتظارم ندادی؟
تو که عشق او در وجودم نهادی
چرا طاقت رنجم ندادی؟
مرا غم هجران نکرده رها
رها نشود دل ز دام بلا
که مهر و وفایی نمانده به دلها
نشان وفایی نمانده به دلها
* * *

بیا
گلهای رنگارنگ ۴۱۸
شعر: رهی معیری
آهنگ: همایون خرم
خواننده: عهدیه
ای بیخبر از بینوایان، بیا، بیا، بیا
بیگانه از درد آشنایان، بیا، بیا، بیا
ای روی تو صبح امیدم، بیا، بیا، بیا
دور از رخت صبحی ندیدم، بیا، بیا، بیا
شمع وفا کو؟ نور صفا کو؟
راز نگاهت، شوق گناهت
وآن بوسهها کو؟
ای روی تو صبح امیدم، بیا، بیا، بیا
دور از رُخت صبحی ندیدم، بیا، بیا، بیا
ای آتشین لب، باز آ که هرشب
چون نی بنالم از بینوایی
وای نو بهارم، دور از تو دارم
چون لاله بر دل داغ جدایی
باز آ که با تو از در
باز آید ای فسونگر،
بخت رمیده من، آه
با آن که از کنارم،
رفتی ولی نرفتی، از دیدهی من
* * *
از «رهی معیری» در این سایت:
«رهی معیری» کاروانسالار ترانهسرایان سبک کلاسیک
«خزان عشق» رهی معیری (مجموعه ترانهها)
امضاء کتاب «سایهٔ عمر» برای «نواب صفا»
خط، صدا و چند ترانه از «رهی معیری»
* * *

دلارام
گلهای رنگارنگ ۳۴۵
شعر: شوریده شیرازی
آهنگ: مهدی خالدی
خواننده: عهدیه
آرام ندارد که دلآرام ندارد
بی روی دلارام، دل آرام ندارد
هر کس که چو من ساخت به بدمهری خوبان
اندیشه ز بدمهری ایام ندارد
از طلعتِ چون صبحِ تو و طرّهی چون شام
پیداست که صبح غم ما شام ندارد
زیبا نبود نسبت گل را به تو دادن
هرگز که گل این پاکی اندام ندارد
یک خاصیت عشق همین است که عاشق
هیچ آگهی از گردش ایام ندارد
* * *

از ما گذشت
(شاخه گل ۳۰۸)
شعر: شهر آشوب [محمود ثنایی]
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: شهیندخت شبیری