مرضیه: صبح خندان

مرضیه صبح خندان

صبح خندان
شعر: نواب صفا
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

می‌خندم، می‌خندم،
من بر دنیا می‌خندم
بر دنیا ای زیبا،
من چون گلها می‌خندم

گُل من رفتی به کجا!؟
کردی دلخون، تو مرا
چو شوی از من تو جدا
من می‌میرم به خدا
در پایت جان ریزم
از قهرت نگریزم

با لبخندی شادم کُن
با پیغامی یادم کُن
من شامِ خاموش تو
تو صبحِ خندانِ من
نقشی غم‌افزا دارد
آغاز و پایان من
به خدا، به خدا

من موجی سرگردانم
من دردی بی‌پایانم
با عشق و ناکامی‌ها
هم‌عهد و هم‌پیمانم
وصل تو باشد درمانم
نگهت زد آتش بر جانم
تو را جویم، تو را خواهم
من از تو دوری نتوانم
وفا جویم، صفا خواهم
بیا بنشین بر دامانم

* * *

مرضیه: کجا می‌روی!؟

مرضیه کجا می روی

کجا می‌روی؟
شعر: نواب صفا
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

کجا می‌روی؟
کجا می‌روی؟
به کوی تو بی‌اختیار آمدم
به سوی تو دیوانه‌وار آمدم

امیدم نگر، قرارم ببین
به مویت نگر، شام تارم ببین
به رویت نگر، نوبهارم ببین

خوشا عشقِ سوزانِ درد آفرین
به غم یار و با نامرادی قرین
تو بی‌دل، دلم را کجا می‌بری؟
چو قدرش ندانی چرا می‌بری؟

نه اشتیاقی، نه انتظاری، نه آرزویی
نه غمگساری، نه گلعذاری، نه لاله‌رویی
بیا که بی‌تو ز هستیِ خود خبر ندارم
بیا که جز تو به کس امیدی دگر ندارم

چو می‌روی از نظرم کی می‌روی از یادم
غبار راه تو شوم گر که دهی بر بادم
به کس نگویم غم دل
محرم دل می‌خواهم من
ز ناله‌ی پُر شررم
بی‌اثرم ،آگاهم من

تو عمر جاویدانی
تو فتنه‌ی دورانی
تو ماه جان‌افروزی، ماه منی
تو شعله‌ی جان‌سوزی، آه منی

* * *

مرضیه: دور از آشیان (حدیث مهر و وفا) (گلهای رنگارنگ ۴۱۹)

مرضیه گلهای رنگارنگ ۴۱۹

دور از آشیان (حدیث مهر و وفا)
گلهای رنگارنگ ۴۱۹
شعر: نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه

در صحراها هر چه بگذرم حاصلی نمی‌بینم
بر دریاها هر چه بنگرم ساحلی نمی‌بینم
ستاره‌ای از دیار دورم
که کس نشد بهره‌ور ز نورم
فروغ غم‌پرورِ خزانم
پرنده‌ی دور از آشیانم

یارب، یارب! کُشته‌ی غمم، مژده ز یارم ده
یارب، یارب! در چِنین غمی صبر و قرارم ده
به سینه جز داغ او ندارم
به غیر او آرزو ندارم
صفایِ اهلِ صفا منم من
حدیث مهر و وفا منم من

زندگی را بهانه‌ای باید
آرزو را کرانه‌ای باید
ای مرا زندگی، نمی‌دانی
کآرزوی مرا تو پایانی

به سینه جز داغ او ندارم
به غیر او آرزو ندارم
صفای اهل صفا منم من
حدیث مهر و وفا منم من

* * *

مرضیه: دگر چه خواهی

مرضیه دگر چه خواهی

دگر چه خواهی
شعر: نواب صفا
آهنگ: حبیب‌الله بدیعی
خواننده: مرضیه

عشق من، ای لاله روی من، همچون بهار آمدی
در گلشن آرزوی من، چون گل به بار آمدی
گل به چمن، چون دل من، دل به تو بسپارد
ماه فلک، روشنی از روی تو دارد

جان‌بخشی، دلخواهی
تو هر چه کُنی، جفا مکن
اگر کُنی به ما مکُن
مرا پناهی

از دردم آگاهی
من بار غم جفای تو
می‌کِشم از برای تو
دگر چه خواهی؟

همه جا گویم
که تو را می‌جویم
که تو را می‌خواهم
به برم بازا که نسیمی ای مَه بِبَرد ناگاهم
صید تو شدم تا که فنای تو شوم
ای جان به فدای تو، فدای تو شوم

چو بهارم جلوه‌گری
چو بهشتم در نظری
بُوَد در بر من جای تو خالی
به خدا صهبای منی
تو طرب‌افزای منی
تو فرخنده‌تر از صبح وَصالی

* * *

دلکش: پر بسته

دلکش پر بسته

پر بسته
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: دلکش

نه کسی آید به برم، نه ز کس باشد خبرم
به خدا هر جا گذرم تو جلوه‌گری
سوی تو آورده دلم، به بلا خو کرده دلم
ز غمت پرورده دلم ای رشک پری
به خدا دلخواه منی، به شب من ماه منی
ز چه رو جانکاه منی، صبرم ببری
تو مرو از محفل من، دل من شد قاتل من
تو مجو از این دلِ من دیوانه تری

چون برق بلایی در خرمن مایی
به بلا کشی‌ام چو بیایی
از آفت جانم دوری نتوانم
تو بگو، تو بگو چه بلایی

نقشِ رُخت نرود نفسی از یادم
از چه به گوشِ دلت نرسد فریادم
چو برای تو زنده منم
به هوای تو زنده منم

تا کی عاشقِ زار بلاکشِ تو
بسوزد از غم عشق و از آتشِ تو
|دردا دل به تو بستم و غافل از این
که آتشین بود این عشقِ سرکشِ تو

خونم را می‌ریزی
تو با رقیب من آمیزی
ز من چو بخت من بگریزی
ز آه من نمی‌پرهیزی

ماه منی تو آرزوی دلخواه منی
اگر چه عشق جانکاه منی
جدا ز من کجایی
گر نفسی به درد بی‌کرانم برسی
نمی‌دهی دل خود به کسی
اگر چه بی وفایی

* * *

دلکش: نشاط (آمد نوبهار)

دلکش نشاط

نشاط (آمد نوبهار)
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: مهدی خالدی
خواننده: دلکش

آمد نوبهار، طی شد هجر یار
مُطرب نی بزن، ساقی می بیار

بازا ای رمیده‌بختِ من
بوسی ده دل مرا مشکن
تا از آن لبانِ می‌گونَت
می نوشم به جای خون خوردن

آمد نوبهار، طی شد هجر یار
مُطرب نی بزن، ساقی می بیار

خوش بود در پای لاله
پُر کُنی هر دم پیاله ناله تا به کی؟
خندان لب شو همچو جام می
چون بهار عشرت و طرب
باشدش خزان غم ز پی
بر سر چمن بزن قدم
می بزن به بانگِ چنگ و نی

آمد نوبهار، طی شد هجر یار
مُطرب نی بزن، ساقی می بیار

ای گل در چمن بیا با من
پُر کُن از گُلِ چمن دامن
سر بنهم به روی دامانت
می نوشم به پای گلها من

خوش بود در پای لاله
پُر کُنی هر دم پیاله، ناله تا به کی؟
خندان لب شو همچو جام می

از چه رو ز جلوه‌ی بهار
ای بهارِ من تو غافلی؟
روی خود ز عاشقی متاب
ای «صفا» اگر که عاقلی

آمد نوبهار، طی شد هجر یار
مُطرب نی بزن، ساقی می بیار

* *‌ *
مجموعه ترانه‌های آهنگ نشاط (آمد نوبهار)

* * *

دلکش: خاکستر من

دلکش خاکستر من

خاکستر من
شعر: نواب صفا
آهنگ: مجید وفادار
خواننده: دلکش

خاکستر من
وصلت در نظرم خواب و خیالی بود
عشقت قصه‌ای از رنج و ملالی بود
هجرت می‌کُشدم، این چه وصالی بود؟
چو امید تو پروردم
به جفای تو خو کردم
با شمع و پروانه هم‌عهد و همدردم
عشقت قصه ای از رنج وملالی بود
هجرت می‌کُشدم این چه وصالی بود؟

بی تو که باشم من؟ آتش خاموشی
عاشق جانبازی، مست قدح نوشی
بنگر بر خاکستر من
که چه آوردی بر سر من
ز نسیمی چون برگ خزان
شود آشفته بستر من
به خدا ای افسونگر من

عشقت قصه ای از رنج و ملالی بود
هجرت می‌کُشدم، این چه وصالی بود؟
گفتی با ناز آیم، باز آیم، بازآیم
دمساز آیم

همچون جانی،
تو ماه تابانی، چون او سرگردانی
گه پیدا، گه پنهانی

چو امید تو پروردم
به جفای تو خو کردم
با شمع و پروانه هم‌عهد و همدردم
عشقت قصه ای از رنج وملالی بود
هجرت می‌کُشدم، این چه وصالی بود؟

* * *

پوران: بلا (بلا آمد)

پوران بلا

بلا (بلا آمد)
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران شاپوری