
مسافر
شعر: فتنه
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: ناصر مسعودی

مسافر
شعر: فتنه
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: ناصر مسعودی

آخرین عشق
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران شاهپوری

عروس جزیره
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران
شب است و بر لب دریا
منم دلخسته چون لیلا
که بیمجنون خود، مجنونم امشب
خدایا از تو میخواهم
که آید او سر راهم
کُند با یک نگه افسونم امشب
در این هوای جانپرور، در بهشتِ رویا
من ای خدایا چرا ماندم بینصیب و تنها
. . .
دلم گوید شوم به سوی شهر اکنون روانه
از او پرسم نشان در به در و خانه به خانه
عروس این جزیره منم، مرغ این بهشتم
شد فسانه در دنیا عشق و سرنوشتم
. . .
* * *

یه روزی دل مال ما بود حالا نیست
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: رویا
یه روزی دل مال من بود، حالا نیست!
دل غافل مال من بود، حالا نیست!
بیخودی زُل نزن اینجور تو چشام
نامه ننویس، گٔلو ننداز زیر پام
حیفه گٔل حروم بشه، بسوزونم
نامههایی رو که میفرستی برام
یه روزی دل مال من بود، حالا نیست!
دل غافل مال من بود، حالا نیست!
حالا شب وقتی میشه، تو کوچهها
ول و ویلون میمونم با بچهها
بچهها به هم میگن: عاشق شدن
یه قماره، بُرد و باختش با خدا
یه روزی دل مال من بود، حالا نیست!
دل غافل مال من بود، حالا نیست!
اگر خاطرخواه نبودم یه چیزی
تو همه رسوا نبودم، یه چیزی
اگه دل راضی بشه یادش بره
قصهٔ بود و نبودم یه چیزی
یه روزی دل مال من بود، حالا نیست!
دل غافل مال من بود، حالا نیست!
♫ LP Cover ♫
* * *

دیگه مشکل دل من گول بخوره
شعر: محمدعلی بهمنی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: رویا
* * *
ترانهشناسی «محمدعلی بهمنی» در این سایت
* * *

پوچ
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: رویا

توفان
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پوران

توبه کردم
شعر: کریم فکور
آهنگ: حسین صمدی
خواننده: پروین
دیشب آن قول و قرار نوبهاران یادم آمد
آن نشاط، آن گفتگوی زیر باران یادم آمد
بیوفا! بالا بلا! دیر آشنا! امشب کجایی؟
فتنهگر با ناز خود کُشتی مرا، امشب کجایی؟
ترسم امشب تا سحرگه هستی ام برپا نباشد
عمر کوته را مجال امشب و فردا نباشد
من ز عهد تازه بستن توبه کردم
بعد از این از دلشکستن توبه کردم
امشب از اشک چو باران
خانهی دل گشته ویران
* * *

کبوتر بهشتی
شعر: اسماعیل نواب صفا
آّهنگ: حسین صمدی
خواننده: عزت روحبخش
تویی تو شمع سرای من
تویی تو عشق آشنای من
بیا ببین صفای من، سرود من، نوای من
منم اسیر وفای تو، که زنده ماندم برای تو
جوانیام فدای تو،
فدای خندههای تو
سوی جنون میکِشی مرا
به خاک و خون میکشی مرا
تو همنشین جانی، تویی که عشق جاودانی
تو درد من میدانی، بیا که آرزوی جانی
کبوتر بهشتیام سفر مکُن
ز درد و غصه کُشتیام سفر مکُن
دگر ز بام من مرو به بام کس
مشو برای دانه صید دام کس
گر از اول تو را ندیده بودم
غم و رنج و بلا ندیده بودم
ز وفا قصهها شنیده بودم
ولی ای بی وفا، ندیده بودم
کبوتر بهشتیام سفر مکُن
ز درد و غصه کُشتیام سفر مکُن
دگر ز بام من مرو به بام کس
مشو برای دانه صید دام کس
* * *