ترانه‌شناسی منوچهر لشگری

منوچهر لشگری

در موسیقی ایرانی از بزرگ لشگری، جواد لشگری، منوچهر لشگری و حسن لشگری با عنوان «برادران لشگری» نام برده می‌شود. در جعبه موسیقی این صفحه مجموعه ترانه‌های منوچهر لشگری را می‌شنوید.

ادامه خواندن ترانه‌شناسی منوچهر لشگری

مرضیه: در می‌زند

مرضیه در می زند

در می‌زند
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: منوچهر لشگری
خواننده: مرضیه

در می‌زند، در می‌زند
در بزمِ ما خورشیدِ شب سر می‌زند سر می‌زند

فرمان چو دهد فرمان کُنم
جان خواهد اگر قربان کُنم

در می‌زند، در می‌زند
در بزمِ ما خورشیدِ شب سر می‌زند سر می‌زند

چون درآید، رخ نَماید
رنج دوری‌اش به سرآید
شب به سر رَسَد، سحر آید
در بُگشا! بر روی آن زیبا

در می‌زند، در می‌زند
در بزمِ ما خورشیدِ شب سر می‌زند سر می‌زند

ساقی به ساغری دیوانه کُن مرا
مستِ جنون به یک پیمانه کُن مرا
به رهش مگر ز مستی، گلِ زندگی بریزم
شده‌ام غبار و ترسم ز میانه برنخیزم

امشب که می‌آید ز در
بر دل ز شبهای دگر
آتش فزون‌تر می‌زند
آشفته‌ام چون موی او
مستانه هر دم سوی او
مرغ دلم پر می‌زند

در می‌زند، در می‌زند
در بزمِ ما خورشیدِ شب سر می‌زند سر می‌زند

* * *

عهدیه: از آشیان پر گیرم

عهدیه از آشیان پر گیرم

از آشیان پر گیرم
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: منوچهر لشگری
خواننده: عهدیه

* * *
ترانه‌شناسی «منوچهر لشگری»

* * *

کوروس سرهنگ‌زاده:‌ الهی بشکنه دل

کوروس سرهنگ زاده الهی بشکنه دل

الهی بشکنه دل
شعر: هما میرافشار
آهنگ: منوچهر لشگری
خواننده: کوروس سرهنگ‌زاده

* * *
ترانه‌شناسی «منوچهر لشگری» در این سایت

* * *

رویا: کی میدونه چی پیش میاد

رویا کی میدونه چی پیش میاد

کی میدونه چی پیش میاد
شعر: محمدعلی بهمنی
آهنگ: منوچهر لشگری
خواننده: رویا

مرضیه: یک دل و صد آرزو

مرضیه یک دل و صد آرزو

یک دل و صد آرزو
شعر: حسین شاه‌زیدی
آهنگ: منوچهر لشگری
خواننده: مرضیه

یک دل‌ و صد آرزو دارم
دیده و دل‌ سو‌ی او دارم
تا چه آرد به روز من و دل‌
از خدا غافل

او چه خبر دارد از دلم
از من و از کار مُشگلم
دیگر چرا عشقِ سوزان
پنهان بدارم ز جانان

حکایت دل‌ گویم او را
چو بینم آن فتنه‌جو را
ز بی‌‌مهریش چون بنالم
دلش بسوزد به حالم
از حال دلم آشفته شود
شاید مرا یاری کُند
نالد چو غم تنهایی من
ترک دل‌‌آزاری کُند
با من وفاداری کُند

یارب دگر چه می‌خواهم اگر شود مرا یار
مرغ دلم شود روزی به دام او گرفتار
چه شود که سر کُنَد او هم ترانه‌ی امیدی
چه شود که جان به من بخشد به وعده و نویدی
چه خوشا که افکند گاهی‌ به سو‌ی من نگاهی‌
به خدا که عشق و شیدایی نباشدم گناهی

* * *