فرامرز پارسی: دختر غم

فرامرز پارسی دختر غم

دختر غم
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: فرامرز پارسی
خواننده: فرامرز پارسی

من چهره‌ای بیهوده بودم
در قصر رویایت نشستم
رفتم، بی خبر رفتم
بی‌گنه قلبت شکستم
دختر غم، دختر غم

رفتم و از من گرفتی
درس تلخ بی وفایی
من به چشمانِ تو دادم
گریه در روز جدایی
مُرده دیگر در دلِ تو
خاطراتِ آشنایی
نشنود کس، دختر غم
دیگر از قلبت صدایی

بعد از من هرگز نخواهی
تو دگر عشقی دوباره
ای دریغ از یک اشاره
آسمانِ پُر ستاره
قلبِ من شد پاره پاره
از غم او، از غم او
دختر غم، دختر غم

* *‌ *

عبدالوهاب شهیدی: گله دارم (شاخه گل ۴۳۰)

عبدالوهاب شهیدی گله دارم

گله دارم
یک شاخه گل ۴۳۰
شعر: هما میر افشار
آهنگ: در مایه نوا
خواننده: عبدالوهاب شهیدی

مفریبم به نگاهی، ز دست تو گله دارم، گله دارم
تو همه نقش گناهی، ز دست تو گله دارم، گله دارم
سبوی باده شكستم، به پای دل بنشستم
دل مرا بشكستی، گسستی و نگسستم،
گله دارم ز دست تو گله دارم، گله دارم
چه فتنه‌ها كه خریدم، چه قصه‌ها كه شنیدم
برو كه از تو رمیدم، تو ساغر همه دستی
گله دارم ز دست تو گله دارم، گله دارم
نه وفایی، نه صفایی، تو به جانم چه بلایی
ز دست تو گله دارم، گله دارم

* * *

ویگن ـ پوران: مرا یاد، تو را فراموش

ویگن پوران مرا یاد تو را فراموش

مرا یاد، تو را فراموش!
ترانه‌سرا: کریم فکور
تنظیم‌ آهنگ: ارکستر رادیو
خوانندگان:‌ ویگن و پوران
انتشار: ۱۳۴۱

پوران:
نروَد از خاطر من آن عهد و پیمان
که بُوَد آن عهد و پیمان پیوسته با جان
ویگن:
نروَد هرگز ز یادم آن گفتگوها
که رسَم ز آن گفتگوها بر آرزوها!

ویگن: کو آن گُل‌ها کز دست من گرفته‌ای دوش؟
پوران: برگیر این گُل،! مرا یاد و تو را فراموش!
ویگن: از حال دلم چه دانی؟
پوران: دانم که مهربانی!
ویگن: بر آتشم تا کِی نشانی؟
پوران: گُلی زدی بر سینه‌ی من
ویگن: کِی؟
پوران: هنگام رفتن!
ویگن: کو؟
پوران: گم کرده‌ام دوش!

همخوان:
مرا یاد، تو را فراموش!

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

داریوش: جنگل (ترانه فیلم)

داریوش جنگل

جنگل
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: داریوش اقبالی
ترانه فیلم: خورشید در مرداب

پُشتِ سر، پُشتِ سر،
پُشتِ سر جهنمه
روبرو، روبرو
قتلگاهِ آدمه.
روح جنگلِ سیاه،
با دستِ شاخه‌هاش داره،
روحم‌و از من می‌گیره
تا یه لحظه می‌مونم
جغدا تو گوشِ هم می‌گن:
«پلنگِ زخمی، می‌میره»
راهِ رفتن دیگه نیست
حجله‌ی پوسیدنِ من
جنگل پیره!
قلبِ ماهِ سر به زیر
به دار شاخه‌ها اسیر
ـ غروبش‌و من می‌بینم ـ
ترس رفتن تو تنم
وحشتِ موندن تو دلم
خوابِ برگشتن می‌بینم.
هر قدم به هر قدم
لحظه به لحظه
سایه‌ی دشمن می‌بینم
پُشتِ سر، پُشتِ سر،
پُشتِ سر جهنمه
روبرو، روبرو
قتلگاهِ آدمه.

♫  LP Cover  ♫

* * *
تاریخچهٔ ترانهٔ «جنگل» در این سایت

* * *

ویگن: صبح بهاران

ویگن صبح بهاران

صبح بهاران
ترانه‌سرا: حسین شاه‌زیدی
آهنگساز: واروژان
خواننده: ویگن
انتشار: نوروز ۱۳۴۸

هوایت به سرم زد در این صبح بهاران
دلم کرده بهانه که ببیند رُخَت ای جان!
هوا چون نفَس تو بُوَد دلکش و خُرم
تو را دارم و دیگر ندارم به جهان، غم!

ای گُل نوبهار من جای تو خالی اینجا
نقش تو را گرفته هر گوشه‌ی خانه‌ی ما
همان غنچه که دیروز بر آن دست محبت کشیدی
شده امروز گُل حسن و لطافت
زمان می‌گذرد تو مزن به آن رنگ جدایی
نکُن زمزمه، قُمری من در آهنگ جدایی

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

عارف: تاری ز گیسو

عارف تاری ز گیسو

تاری از گیسو
ترانه‌سرا: عبدالله الفت
آهنگساز: زاون اوهانیان
خواننده: عارف
انتشار: ۱۳۴۴

شبی از شبها که بر این دنیا
مَه تابان زد رنگ مهتابی
تو به یک نازِ نگَه افکندی
به دلم شور از عشق و بی‌تابی
آتش بر جان می‌زد پنهان
آن افسونگر چشم آبی
چون بر دوشَت دیدم رقصان
مویَت را با بی‌قراری
یک تار مو از آن گیسو
آن شب بردم یادگاری

چون لبخند باده در پیمانه
در چشمت ماه می‌تابید مستانه
از نگه هوس‌آلود تو
دل شد آن شب دیوانه

چون شبنم از چشم سحر
پنهان شدی ناگه از من
چون بوی گُل از دست من
گرچه کشیدی تو دامن

از قصه‌ی آن شب بس نکته‌ها
بر لب، با تار موی تو دارم!
با یاد تو می‌بوسم آن تار مو
که از تو باشد یادگارم

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی عارف»

* * *

رامش:‌ چشم‌روشنی

رامش چشم روشنی

چشم‌ روشنی
آهنگساز: بابک افشار
ترانه‌سرا: کریم فکور
انتشار ترانه: سال ۱۳۴۵

در شبِ جشنِ نومزدی شیش هفت‌تا اسکنه زدی
با پارچه‌ها‌ی پیرهنی به من می‌دن چشم روشنی

پول نقره و سکّه‌ی طلا می‌ریزن همه روی سَرِ ما
ده تا سبد گُل میارن گُلبارون می‌شه دور و وَرِ ما

تازه دوماد با شوق و شور دست منو می‌بوسه
پیش همه به من می‌گه: «راستی چه‌قدر ملوسه!»

پیر و جوون با هم می‌گن: «عروسِ تازه ای‌کاش
شانس بیاره، خوشبخت بشه و دست خدا به همراش‌»

● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»

* * *

ویگن: تو راست میگی

ویگن تو راست میگی

تو راست میگی!
ترانه‌سرا: ابوالقاسم زارعی
آهنگساز: عطاالله خرم
خواننده: ویگن
انتشار: نوروز ۱۳۴۸

یه دختری رو دوست دارم که خوشگل و مهربونه
قدش بلند، کمر باریک، چو گُل، همیشه خندونه
باهم قرار گذاشتیم
قرار، مدار گذاشتیم
با جشن عید نوروز نغمه‌ی شادی، ساز کنیم
عروسی رو راه بندازیم؛ زندگی رو آغاز کنیم

حالا که نوروز رسیده
غم از دل پَر کشیده
اون میگه نه! حالا زوده* دنیا زیر و زبَر داره
بهش میگم: جون دلم کی از عمرش خبر داره؟!
شما بگید کی راست میگه
من راست میگم یا دختره؟!

ـ تو راست میگی!

اون میگه رنج زندگی ما رو پریشون می‌کُنه
بهش میگم عشق و وفا کارا رو آسون می‌کنه
شما بگید کی راست میگه
من راست میگم یا دختره؟!

ـ تو راست میگی!

● متن و ترانه برگرفته از: («کانال تلگرامی ترانه‌شناسی ویگن»)

* * *

عارف ـ پوران:‌ نگاه آشنا

عارف پوران نگاه آشنا

نگاه آشنا
ترانه‌سرا: کریم فکور
آهنگساز: انوشیروان روحانی
خوانندگان: عارف و پوران
انتشار: ۱۳۴۵

همخوان:
این افسون بس کُن، بس!
کِی بندم دل بر کس؟
این افسون بس کُن، بس!
کِی بندم دل بر کس؟

پوران:
رفتم به نامرادی ز کویَت گفتی: تو را نخواهم
دیگر به گل‌رُخان دل نبندم، دیگر بلا نخواهم
اکنون شدم پشیمان، نگاهم گوید حدیث دل را
بگذر ز من که ترسم نگاهت سوزد مرا سراپا

همخوان:
این افسون بس کُن، بس!
کِی بندم دل بر کس؟

عارف:
اکنون که نوبهارم گذشته دیگر چه خواهی از من
بنگر که دشت و صحرا دوباره از گل بُوَد چو گلشن
اکنون که از در آمد خزان عمرم شوری به سر ندارم!
پُر کن پیاله از مِی که غیر عشقت عشقی دگر ندارم!

همخوان:
این افسون بس کُن، بس!
کِی بندم دل بر کس؟

پوران:
آن شب تیره دگر سر آمد، از چه خاموشی؟!
پیک شادی‌ها ز در درآمد، از چه خاموشی؟!
تا بُوَد برپا صفای گلشن رو به مستی کُن!
از گل شادی بیا و خُرم چهر هستی کُن!

همخوان:
این افسون بس کُن، بس!
کِی بندم دل بر کس؟
. . .

● متن و ترانه برگرفته از کانال: «ترانه‌شناسی عارف»
● ابتدا بر روی این ملودی ترانه‌ی “دل غافل” برای فیلم “دنیای پول”، محصول ۱۳۴۴ اجرا شده بود. [در اینجا بشنوید.]

* * *

داریوش: پنجره (ترانه فیلم)

داریوش پنجره

پنجره
شعر: ایرج جنتی‌عطایی
آهنگ: بابک بیات
خواننده: داریوش اقبالی
ترانه فیلم: علی کنکوری

با چشای بی‌فروغ
میونِ راست و دروغ
خودمو گُم می‌کُنم
توی این شهر شلوغ
پچ‌پچ آدمکا
بس‌که تو هم می‌دُوهِ
دیگه فریادِ منو
سایه‌م هم نمی‌شنوهِ

صدای زنجیر تو گوشم می‌خونه:
تو داری از قافله دور می‌مونی
سر تو خَم کُن که درآ وا می‌شن
تا بگی «نه»، پُشتِ کنکور می‌مونی

من می‌خوام مثل همه
ساده زندگی کُنم
چادر موندن‌مو
هر جا خواستم بزنم
تو این دریا نمی‌خوام
نهنگِ کوری باشم
پشتِ این درهای قفل
«علی کنکوری» باشم

* * *
روی جلد صفحه این ترانه را در اینجا ببینید

* * *