مهستی: گنه چه کردم مگر خدایا (ترانه فیلم)

مهستی گنه چه کردم مگر خدایا

گنه چه کردم مگر خدایا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مهستی
ترانه فیلم: قاتلین هم می‌گریند
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۸

الهی چه کردم نمی‌دونم
گناهِ نکرده به زندونم
چو مرغِ اَسیری پریشونم
رسیده از این غم به لب جونم

اگر آهِ من آتش اَفروزد
ز سوزِ دلم آسمان سوزد

به‌جز بی‌گناهی، گناهی ندارم
به‌جز غم پناهی ندارم

به‌جز اَشکِ حسرت، ندارم چراغی
ندارم زِ بختم سراغی

برایِ دلی که پُر از خونه
بهشتِ خدا هم‌ چو زندونه
به‌غیر خدا کَس نمی‌دونه
که تویِ دلم غم فراوونه

گُنه چه کردم مگر خدایا
چرا بسوزم چنین به غمها

* * *

پوران: در آرزوی صلح

پوران در آرزوی صلح

در آرزوی صلح (نغمه صلح)
شعر: کریم فکور
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: پوران

خدایا! خدایا! بیفکن نوری به دلها
خدایا جهان را رها کُن از جنگ و غوغا
چه می‌شد اگر در نهاد بشر
نبود اثر از خشم و کینه و شر
چه می‌شد اگر در زمانه نبود
نشانی از بدسرشت و حسود
چه می‌شد این دنیا اگر بر کام ما بود
به جای این جنگ و جدل صلح و صفا بود
بُوَد همه‌جا دود و آتش و خون
فتاده جهان در طریق جنون
ز سوز دلم نامه سوزد اگر
کُنم گله‌ها از فریب و فسون
چه خوش‌ بُوَد آندم که خلق جهان
رها شود از جنگ و محنتِ آن
به شیوه‌ی این سرزمین کُهن
بُوَد همه‌جا صلح و امن و امان

* * *

مرضیه: به‌خاطر دل

مرضیه به خاطر دل

به خاطر دل
شعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه

دل ربوده از من، شوخ دلربایی
ای دل وفاجو عاشقِ وفایی
از وفا چه پُرسی، دشمنم چرایی!؟

به گوشِ صیادِ من
نمی‌رسد دادِ من
نمی‌کُند یادِ من
چه کنده بنیاد من
جفا و بیدادِ او
فغان و فریادِ من

مست از شرابِ نازی اما وفا نداری
ترسی ز آهِ عاشق، شرم از خدا نداری
عشقِ تو، جانم را می‌سوزد، چه کُنم!؟
حُسن تو، آتشها افروزد، چه کُنم!؟

چه کُنم، کُجا روَم من که وفا نمی‌شناسی
ز صفا خبر نداری که مرا نمی‌شناسی

* * *

حمیرا: دلت میاد

حمیرا دلت میاد

دلت میاد
آهنگساز: حمیرا
ترانه‌سرا: هما میرافشار
تنظیم‌کننده: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار ترانه: تابستان سال ۱۳۵۲

دلت میاد دلِ منو رها کُنی
دلت میاد منو زِ خود جُدا کُنی!
فنا شده جوونی‌ام به پایِ تو
دلت میاد دلِ منو فنا کُنی

قصّه‌ی بی‌وفایی دیگه نگو، دیگه نگو
این همه از جدایی دیگه نگو، دیگه نگو
زندگی‌ام حرومه اگه بری، اگه بری
کارِ دلم تمومه اگه بری، اگه بری
جداییِ من و تو خدا نیاره روزی
به پیکرِ دلِ من لباسِ غم ندوزی

تو هم مثلِ زمونه به من نامهربونی
نمی‌خواهی عزیزم کنارِ من بمونی
مَرو ترسم نمونه زِ من نام و نشونی

قصّه‌ی بی‌وفایی دیگه نگو، دیگه نگو
این همه از جدایی دیگه نگو، دیگه نگو
. . .
. . .

♫  LP Cover  ♫

* * *

پروین: نازنین

پروین نازنین

نازنین
(عشق‌آفرین ای نازنین)
شعر: تورج نگهبان
آهنگ: همایون خرم
خواننده: پروین

عشق آفرین! ای نازنین! دستم به دامانت کُجا رفتی؟
بازا که من افتاده‌ام از پا، کُجا ای بی‌وفا رفتی؟
من کز غمت رسوا شدم، افسانه‌ی دنیا شدم
خواهی اگر رسواترم کُن
ای عشق هستی‌سوز من، جانکاه و جان‌افروز من
من آتشم، خاکسترم کُن
ای عشق آتش‌زای من، سوزان ز سر تا پای من
از جانِ سوزانم بگو دگر چه خواهی؟
ای ساغر و مینای من، ای باده‌ی شبهای من
مستم، پریشانم بگو دیگر چه خواهی؟

* * *
در رهگذر عمر با «تورج نگهبان»

* * *

مرضیه: یک روز خوش

مرضیه یک روز خوش

یک روز خوش
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: مرضیه

توفان چرا بر پا کنم!؟
دامن چرا دریا کنم!؟
آن شوخ اگر یارم نشد
یاری دگر پیدا کنم

کِشم دامن ز کویش
بسوزم آرزویش
چنین خاطر پریشان
چرا باشم چو مویش

یک روز خوش از عشق او دیدم!؟ ـ ندیدم.
یک گل ز باغ آرزو چیدم!؟ ـ نچیدم.
ای دل که در سودای او مستِ غروری
شرح غمش بشنو اگر سنگ صبوری
همچو صبا تا کی بگیرم دامن او
تا کی چو خاری رو کنم در گلشن او

توفان چرا بر پا کنم!؟
دامن چرا دریا کنم!؟
آن شوخ اگر یارم نشد
یاری دگر پیدا کنم
نکند نظر به حالم
ز غمش چرا بنالم!؟

* * *
«سیمین بهبهانی» به روایت و با صدای شاعر

* * *

گوگوش: ستاره

گوگوش ستاره

ستاره
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: پرویز اتابکی
خواننده: گوگوش

ستاره آی ستاره
چشام اشکی نداره
دیگه پیداش نمیشه
نمیآدش دوباره

دیگه دوستم نداره
منو تنها میذاره

آخه گوش کُن ستاره آی ستاره
دلِ عاشق خریداری نداره

خدایا اون‌و با عشق و محبت آشنا کُن
به درد این دل دیوونه من مُبتلا کُن
بیا بنشون گُل مهر و وفا رو توی سینه‌ش
من‌و از دستِ دلتنگی و تنهایی رها کُن

آخه گوش کُن ستاره آی ستاره
دلِ عاشق خریداری نداره

اگه عشقی نباشه
دلی رسوا نمیشه
دل پاک مثل شیشه
دیگه پیدا نمیشه
دیگه دنیا، ستاره
برام دنیا نمیشه

آخه گوش کُن ستاره آی ستاره
دلِ عاشق خریداری نداره

۱۹۶۹

ستاره آی ستاره. نخستین ترانه من نبود. نخستین ترانه‌ای بود که پخش شد. از لندن برمی‌گشتم. از یک شکست عاشقانه می‌آمدم. این دومین سفرم بود. در «لندن» به دیدار گوگوش و شوهرش محمود رفتم. Bayswater. در یک هتل کوچک. گفتم:‌ چند ترانه نوشته‌ام! خواندم و همین.
سال بعد، در استودیو طنین،‌گوینده‌ی برنامه تلویزیونی «زنگوله‌ها» شدم. با پرویز اتابکی،‌ ستاره آی ستاره را ساختیم. گوگوش حالا دیگر ترانه‌های خود را می‌خواند. ستاره آی ستاره را در شبگردی‌های هق‌هق و حسرت نوشتم. در شب غیبتِ دخترکی که یک روز همبازی کودکی‌ام بود و اینک به بانوی ترانه‌های من شباهت داشت. لادن. ستاره آی ستاره، بغض جوانی هجده ساله است که به سادگی تِرک برمی‌دارد. نخستین‌بار از برنامه‌ی شما و رادیوی صبح جمعه پخش شد. گوینده علی تابش بود که با من و آوازخوان به گفت‌وگو نشست.
ستاره آی ستاره،‌ گُل کرد و مرا در برابر یک پرسش بزرگ قرار داد:
ـ ترانه نوشتن یا ننوشتن؟ مساله این است!
[دریا در من، گزینۀ ترانه‌های شهیار قنبری، نشر نکیسا (آمریکا)، چاپ اول ۱۹۹۵، صفحه ۱۷ و ۱۸]

* * *

♫  LP Cover  ♫

* * *

گیتی:‌ می‌روم

گیتی می روم

می‌روم
ترانه سرا: مینا اسدی
آهنگساز: خارجی
تنظیم‌کننده: واروژان
اجرا: ۱۳۵۱

می‌روم بی‌خبر، می‌گریزم دگر، بی‌تو ره می‌سپارم
خاطرات تو را، ای نکرده وفا زیر پا می‌گذارم
دیگر ای آشنا، ای ز غمها رها با تو کاری ندارم

می‌روم دگر از دیار تو، می‌روم از کنار تو
می‌روم از دیار غمها
سوی درد و غم می‌کشانمت، در خزان می نشانمت
می‌روم سوی آرزوها

دیگر از زندگی خسته‌ام، خسته‌ام
اشک غم می‌فشانم
کوله‌بار سفر بسته‌ام، بسته‌ام
رهرویی بی‌نشانم
بگذر از من دگر، ای ز من بی‌خبر
برگِ زرد خزانم

می‌روم دگر از دیار تو، می‌روم از کنار تو
می‌روم از دیار غمها
سوی درد و غم می‌کشانمت، در خزان می نشانمت
می‌روم سوی آرزوها

♫  LP Cover  ♫

* * *
«مینا اسدی» (شاعر) و ترانه‌های او

* * *

دلکش: پشیمان شدم

دلکش پشیمان شدم

پشیمان شدم (پشیمانم)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: علی تجویدی
خواننده: دلکش

مگو، مگو
برای من حدیثِ آشنایی
مگو، مگو
که یادم آوَرَد غمِ جدایی
مگو، مگو

تو ای جَسته از گوشه‌ی بام من
ببر دیگر از یاد خود نام من
چه عمری به پایت تبه کرده‌ام
عجب روزگاری سیه کرده‌ام

پشیمان شدم، پشیمان شدم
از آن می ز دست تو نوشیدن
برای وصال تو کـوشیدن
پشیمان شدم، پشیمان شدم

چه بی‌همزبان مانده‌ام وای
چرا بی‌نشان مانده‌ام وای

بـه یادت زدم می،
سبویم شکستی
به پایت فتادم،
نگفتی که هستی
عجب غافل بودم
چه ساده دل بودم

دگر ناله را در گلو کُشته‌ام
به دل هرچه بود آرزو کشتـه‌ام
سر ساقی اکنون سلامت که من
شررهای می در سبو کُشته‌ام
پشیمان شدم، پشیمان شدم

* * *
«معینی کرمانشاهی»، شاعر ترانه‌های ماندگار

* * *

مرضیه: پیام تمنا

مرضیه پیام تمنا

پیام تمنا (مرغ توفان)
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: رضا یاوری
خواننده: مرضیه

در این بی‌پناهی پناهم تویی
بر این بی‌گناهی گواهم تویی
پیام تمنا ز چَشمم بخوان
که همراز چَشم سیاهم تویی
که خود همزبان با نگاهم تویی

در این بی پناهی پناهم تویی
بر این بی گناهی گَواهم تویی

به شبهای تارم، شدی غمگسارم،
که از رنجِ فردا نیندیشم
برونم ز هستی، چنانم ز مستی،
که دیگر ز دنیا نیندیشم
اگر جمله عالم به هم ریزد از غم،
ز طوفانِ غمها نیندیشم
ننالم ز دوران، که چون مرغ نوفان،
ز امواجِ دریا نیندیشم

در این بی پناهی پناهم تویی
بر این بی گناهی گواهم تویی

در این شور و مستی چه غم دارم
ز دنیای هستی چه کم دارم
ز محنت رهاندی وجودم را
به حسرت نشاندی حسودم را

* * *