این نکبت دارد. صدای شیطان است!

مشكلی كه من داشتم ـ در ابتدای كار، پیش از كار شعر ـ پدرم بود (یادش برایم گرامی) كه به‌قول معروف قدما روی خوش به بچه نمی‌خواست نشان بدهد؛ به پسرش، به فرزندش. یعنی اخم‌ها درهم كشیده و از این قبیل؛ و من مانده بودم چه كنم!؟

ادامه خواندن این نکبت دارد. صدای شیطان است!

احمد شاملو: عشق عمومی (با یاد مرتضا کیوان)

«مرتضی کیوان» نفر اول از سمت راست ـ سحرگاه ۲۷ مهر ماه ۱۳۳۳

عشق عمومی
سروده و صدای: احمد شاملو
(اعدام گروه اول سازمان نظامی)

ادامه خواندن احمد شاملو: عشق عمومی (با یاد مرتضا کیوان)

هوشنگ ابتهاج: سروستان (برای مرتضی کیوان)

« . . . این شعر رو سال ۱۳۵۲ ساختم. مسگر آباد، گورستان بود. گور مرتضی کیوان هم اونجا بود. اونجا رو کوبیدن. برای اینکه قبرها را از بین ببرن درخت کاشتن.

ادامه خواندن هوشنگ ابتهاج: سروستان (برای مرتضی کیوان)

واپسین نامه‌ی «مرتضی کیوان» پیش از اعدام

برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر روی عکس کلیک کنید

از یادگارهای باقی‌مانده از «مرتضی کیوان»، یکی هم دستخط و نامه‌ای است که ساعتی پیش از اعدام در زندان خطاب به مادر، خواهر و همسرش «پوری سلطانی» نوشته است.

ادامه خواندن واپسین نامه‌ی «مرتضی کیوان» پیش از اعدام

سال اشک «پوری»

پوری سلطانی

پوراندخت (پوری) سلطانی و «مرتضی کیوان» در ۲۷ خرداد ۱۳۳۳ ازدواج کردند. دوم شهریور ماه دستگیر شدند و ۲۷ مهر سال همان‌سال مرتضی کیوان اعدام شد. [زندگی زناشویی «پوری» و «مرتضا» فقط ۶۹ روز بود.] او، پنج ماه بعد از اعدام کیوان در زندان ماند و پس از آزادی [اسفند ماه ۱۳۳۳]، دو سال در بستر بیماری بود.

ادامه خواندن سال اشک «پوری»

«مرتضی کیوان» و پیرامونیان او

مرتضی کیوان

تاریخ صدور کارت عضویت «مرتضی کیوان» در کتابخانهٔ ملی را دیدم (۵ اسفند ۱۳۳۱) و تاریخ پروانهٔ ورود به کتابخانهٔ مجلس شورای ملی «پوری سلطانی» همسر او که دقیقا سه‌سال و دو ماه بعد (۵ دی ۱۳۳۴) است. یاد آمد از جایگاهی که مرتضی کیوان در جمع هنرمندان و اهل قلم و ادبیات داشت. [+]

ادامه خواندن «مرتضی کیوان» و پیرامونیان او

از «شهریار» به «سایه»

از شهریار به سایه

خدمت دوست شاعر و هنرمند، جناب آقای سایه [هوشنگ ابتهاج] تقدیم شده است.
تبریز ـ مرداد ۱۳۳۷ سید محمدحسین شهریار

* * *
از «محمدحسین شهریار» در این سایت:
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا (مجموعه ترانه‌ها)
شعرهای شهریار با صدای شاعر (کانون پرورش فکری)
خط و امضای «شهریار» برای هوشنگ ابتهاج (سایه)
علی ای همای رحمت (خط شاعر و تاریخ سرایش)

* * *
یادنامه‌ی «هوشنگ ابتهاج» (سایه)

* * *

به وقت برلین!

این آگهی فروش ساعت لادور (ساخت آلمان) نمونه‌ مثال خوبی در مبحث «نشانه‌شناسی» است. یک ضربدر ابطال روی برج ساعت گرینویچ در لندن (که کل زمان‌بندی جهان بر اساس آن تنظیم می‌شود،) یک علامت صلیب شکسته (سمبل نازی‌ها در آلمان هیتلری) و بانویی (لابد از نژاد ژرمن‌ها) پشت میکروفون که باید یادآور کلام آغازین شروع برنامه‌های رادیو برلین به زبان فارسی باشد. (اینجا برلن!). این نشانه‌ها وقتی معنای حقیقی را می‌یابند که بدانیم این آگهی در مطبوعات ایران مربوط به در ایام جنگ جهانی دوم است.

امضاء کتاب «سایه عمر» برای «نواب صفا»

اهدای کتاب سایه عمر از رهی معیری به نواب صفا

به دوست بسیار عزیز ارجمندم شاعر گرانمایه آقای نواب صفا تقدیم شد.
۱۳۴۵/۲/۲۰
رهی معیری

* * *
از «رهی معیری» در این سایت:
«رهی معیری» کاروان‌سالار ترانه‌سرایان سبک کلاسیک
«خزان عشق» رهی معیری (مجموعه ترانه‌ها)
امضاء کتاب «سایهٔ عمر» برای «همایون خرم»
امضاء کتاب «سایهٔ عمر» برای «نواب صفا»
خط، صدا و چند ترانه از «رهی معیری»

* * *

عکس‌های خانوادگی «نیما یوشیج» از «هادی شفائیه»

برای دیدن عکس در سایز بزرگ روی آن کلیک کنید

پنجشبنه ۶ اردیبهشت ۱۳۳۵
رفتم با زنم و بچه‌ام پیش هادی عکس برداشتم . . .

ادامه خواندن عکس‌های خانوادگی «نیما یوشیج» از «هادی شفائیه»