
سیمین بهبهانی را بیشتر با غزلهایش به یاد میآوریم. او اما در دورهای از فعالیتهای هنری خود ترانه هم سروده است. [در اینجا بشنوید.] جز این اما ترانههایی هم هستند که حاصل ذوقورزی آهنگسازانی است که با بهره از اشعار چاپشدهی او ساختهاند. نمونههایی از این ترانهها را در جعبه موسیقی زیر بشنوید.
ادامه خواندن سرودههای سیمین بهبهانی در ترانههای ایرانی

در دیوان اشعار شهریار چند قطعه هم وجود دارد که او در پاسخ به نامههای دوستان یا دوستدارانش سروده است. از آن جمله دو شعر با عنوان «جواب نامهی دختری به نام مینو» یکی با مطلع (رسید قاصدِ کوی وفا، کبوتر مینو / رساند نامهی مهر و محبتآور مینو) و دیگری با مطلع (باز پیکم نامه از کوی یار آورده است / باز نقشی دلنشین از آن نگار آورده است)
ادامه خواندن شهریار: شهد شعر (صدای شاعر)

«یاد جوانی» غزلی از استاد شهریار است که سالی پیش با آهنگی از پشنگ کامکار و تنظیم ارسلان کامکار و صدای استاد علی نصیریان بازیگر نامآشنای سینما و تئاتر اجرا شد. نسخهای تصویری هم از این ترانه در اینترنت موجود است. در جعبه موسیقی این صفحه پیش از شروع ترانه همین غزل را با صدای شهریار بشنوید.
ادامه خواندن شهریار: یاد جوانی (صدای شاعر) ـ علی نصیریان

امروز (۱۵ فروردین ۱۴۰۱) این شبانه از سرودههای احمد شاملو ۵۰ ساله میشود. این شعر در پانزدهم فروردین سال ۱۳۵۱ سروده شده و در مجموعهی «ابراهیم در آتش» بهچاپ رسیده است. در سالگشت سرایش این شعر، آن را با صدای شاعر در یکی از شبهای شعرخوانی او بشنویم.
ادامه خواندن پنجاه سالگی این «شبانه» از سرودههای احمد شاملو

در سالهای اخیر سرودههایی از احمد شاملو به شکل ترانه با صدای خوانندگان مختلف اجرا شده است. این ترانهها بیشتر اشعار مشهورتر شاملو و حاصل ذوقورزی آهنگسازان علاقمند به این شاعر است. چرا که میدانیم احمد شاملو شعری برای ترانهشدن نسروده است.
ادامه خواندن احمد شاملو: لالایی برای بیداری

کهن دیارا، دیار یارا! دل از تو کندم ولی ندانم
که گر گریزم کجا گریزم؟ وگر بمانم کجا بمانم
نه پای رفتن، نه تاب ماندن، چگونه گویم، درخت خشکم
عجب نباشد، اگر تَبرزَن، طمع ببندد در استخوانم
در این جهنم، گُلِ بهشتی، چگونه رویَد، چگونه بویَد
من ای بهاران! ز ابر نیسان، چه بهره گیرم که خود خزانم
به حُکم یزدان، شُکوهِ پیری مرا نشاید، مرا نزیبد
چرا که پنهان، به حرف شیطان، سپردهام دل که نوجوانم
صدای حق را، سکوت باطل، در آن دل شب، چنان فرو کُشت
که تا قیامت، درین مُصیبت، گلو فشارَد، غمِ نهانم
کبوتران را، به گاه رفتن، سر نشستن، به بام من نیست
که تا پیامی، به خط جانان، ز پای آنان، فرو ستانم
سفینهی دل، نشسته در گل، چراغ ساحل، نمیدرخشد
در این سیاهی، سپیدهای کو؟ که چشم حسرت، در او نشانم
اَلا خدایا، گرهگشایا! به چارهجویی، مرا مدد کن
بُوَد که بر خود، دری گشایم، غم درون را، برون کِشانم
چنان سراپا، شب سیه را، به چنگ و دندان، درآورم پوست
که صبح عریان، به خون نشیند، بر آستانم، در آسمانم
کهن دیارا، دیار یارا! به عزم رفتن دل، از تو کندم
ولی جز اینجا، وطن گزیدن، نمیتوانم نمیتوانم.
تهران ـ آدینه ۱۹ آبان ماه ۱۳۵۷
نادر نادرپور
از مجموعه اشعار «صبح دروغین»
* * *
یادنامهی «نادر نادرپور» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *

شهریار ترانهسرا نبود. اما دستی به ساز داشت. سهتار میزد و گاهی هم برای دل خودش میخواند. ضبط و ردی از صدای ساز او در دست نیست، صدای آواز خواندنش اما در مصاحبهای از او با دکتر صدرالدین الهی ضبط و به یادگار مانده است.
ادامه خواندن این «شهریار» است که میخواند!

زرد
شعر و صدای: شهیار قنبری
برگرفته از مجموعه: غزلگریههای بیبی بی من
* * *
دکلمه ـ ترانههای «شهیار قنبری» در سایت «راوی حکایت باقی»
* * *

«گلچین گیلانی» از جمله اولین شاعران نوسرا در ایران بود؛ گرچه در شهرت شاعری به نام و آوازۀ خالهزادۀ خود «هوشنگ ابتهاج (هـ . الف. سایه) نرسید. شعر «باران»، مشهورترین سرودۀ اوست و از آنجا که بخشهایی از آن در کتابهای درسی دورۀ ابتدایی دبستان بهچاپ رسید، برای بسیاری از ما آشناست.
اشعار کلاسیک ادبیات ایران در کتابهای درسی بخشی از آموزش زبان فارسی و آشنایی با شاعران نامآشنای ایران بوده و هست. در پیشینۀ چاپ «شعر نو» اما نام «گلچین گیلانی» و بخشهایی از شعر «باران» اولین سرودهایست که از شاعری نوپرداز به کتابهای درسی راه یافته است.
ادامه خواندن گلچین گیلانی: باز باران با ترانه (مجموعه ترانهها)