
بیمن مرو
شعر فارسی: کریم فکور
شعر گیلکی: تیمور گرگین
آهنگ و خواننده: ناصر مسعودی
راهِ صحرا مرو در دل شبِ سیاه
مرا با خود ببر تا شوم دلیلِ راه
شب بُوَد؛ پیچ و خم کوه و کتل پُر خطر
بیخطر باشد اگر با تو شوم همسفر
چون من ای فتنه، نگهبانِ توام تا سحر
نازنین یار من! بشنو از دل سخن
مرو! بیمن مرو! دل به دریا مزن
من که سودا زدهی چشم سیاه توام
مشعلم در دلِ شب بر سر راه توام
* * *

گریه چه حاصل
آهنگ و شعر: سعید مهناویان
خواننده: داود مقامی
حیف از آن نغمههایی که برات سرودم
حیف از آن شکوههایی که ز غم نمودم
وه چه شبها که در کوی تو نامهربون
شاهد ظلم و جور و ستم تو بودم
از چه به ناگه ز من بُریدی
از من غمگین مگر چه دیدی
همچو خیال از برم گذشتی
دو چشم خونبار من ندیدی
وه که چه شبها در انتظارت
چشم و دلم بوده بیقرارت
خنده زدی عشوهکنان دلم ربودی
یک دو شبی هم به کنار من تو بودی
درد و دریغا که به من وفا نکردی
رفتی و در بَر رقیبم آرمیدی
گریه چه حاصل ای دل غافل
که او به ناگه رفت و نیومد
یادت میاد که وقتی عزم سفر میکردی
میگفتی میری اما دوباره بر میگردی
دل خوشه از وعدهایت که بیایی
چشم من خیره بر ره جدایی
مانده ای بی وفا بگو کجایی
گریه چه حاصل ای دل غافل
که او به ناگه رفت و نیومد
♫ LP Cover ♫
* * *
ترانهشناسی داود مقامی در سایت راوی حکایت باقی
* * *

سفر کرده (کجا سفر رفتی)
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ:علی تجویدی
خواننده: دلکش
کجا سفر رفتی
که بیخبر رفتی
اشکم را چرا ندیدی
از من دل چرا بریدی
پا از من چرا کشیدی
که پیش چشمم بَرِ دگر رفتی
بیا به بالینام
که جان مسکینام
تابِ غم دگر ندارد
جز بر تو نظر ندارد
جان، بیتو ثمر ندارد
مگر چه کردم که بیخبر رفتی؟
چه قصهها تو از وفا گفتی با من
تو بیمحبتی کنون جانا یا من؟
تو چنان شرر، به خدا ، خبر ز خدا نداری
رَوَد آتش از سرِ آن سَرا که تو پا گذاری
سوز دلم را تو ندانی
آتشِ جانم ننشانی
با غمت درآمیزم
از بلا نپرهیزم
پیش از آن بَرم بنشین
کز میانه برخیزم
رو به تو کردم
به خدا خو به تو کردم
که همآغوش تو باشم
دل به تو بستم
به امیدت بنشستم
که قدحنوش تو باشم
چه شود اگر نفس سحر
خبری ز تو آرد
به کسِ دگر نکنم نظر
که دلم نگذارد
رفتی و صبر و قرار مرا بُردی
طاقت این دل زار مرا بُردی
پانویس:
ترانه «سفر کرده» را میتوان مُکمل یا پیوستی بر ترانهی «بازگشته» دانست. آن ترانه نیز اثر مشترک این سه هنرمند است. [در اینجا بشنوید!]
* * *
● LP Cover ●
* * *

چرا، چرا خدایا
(گلهای رنگارنگ ۴۶۳)
شعر: سیمین بهبهانی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: رویا
غافلی ز کارم چرا، چرا، چرا خدایا
جز تو کس ندارم رها مکن مرا خدایا
نه انتظار آرزو، نه عشق و آشنایی
وجودِ من گرفته خو به محنتِ جدایی
نگاه حسرتم زبان به گفتگو گشوده
که جز بلا از این جهان، نصیب من چه بوده
غافلی ز کارم چرا، چرا، چرا خدایا
جز تو کس ندارم رها مکن مرا خدایا
در سکوتِ شبها،
بینصیب و تنها،
به دامن صحرا
نشستم و گذشته را بهانه کردم
سرشکِ غم ز دیدگان روانه کردم
فراموشم مکن دگر
که همچو می در جوشم
مکن نظر به ظاهر خاموشم
چه بیسامان در این بلا
به دست موج و طوفان شدم رها
غمم ندارد پایان
نه انتظار آرزو، نه عشق و آشنایی
وجودِ من گرفته خو به محنتِ جدایی
نگاه حسرتم زبان به گفتگو گشوده
که جز بلا از این جهان، نصیب من چه بوده
غافلی ز کارم چرا، چرا، چرا خدایا
جز تو کس ندارم رها مکن مرا خدایا
♫ LP Cover ♫
* * *

قصه آشنایی
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: پوران
اگر چه عمری ای سیهمو چون موی تو آشفتهام
درون سینه قصهی این آشفتگی بنهفتهام
ز شرم عشق، اگر به ره ببینمت
ندانم چگونه از برابر تو بگذرم من
نه میدهد دلم رضا که بگذرم ز عشقت
نه طاقتی که در رُخ تو بنگرم من
اگر چه عمری ای سیهمو چون موی تو آشفتهام
درون سینه قصهی این آشفتگی بنهفتهام
دل را به مهرت وعده دادم
دیدم دیوانهتر شد
گفتم حدیث آشنایی
دیدم بیگانهتر شد
با دل نگویم دیگر این افسانهها را
باور ندارد قصهی مهر و وفا را
مگر تو از برای دل قصهی وفا بگویی
به قصه شد چو آشنا غصهی مرا بگویی
اگر چه عمری ای سیهمو چون موی تو آشفتهام
درون سینه قصهی این آشفتگی بنهفتهام
ز شرم عشق، اگر به ره ببینمت
ندانم چگونه از برابر تو بگذرم من
نه میدهد دلم رضا که بگذرم ز عشقت
نه طاقتی که در رُخ تو بنگرم من
* * *

نگاهم با نگاهت قصهها دارد
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: حسن لشگری
تنظیم آهنگ: واروژان
خوانندگان: عارف ـ هایده
ترانه فیلم: تنها و گلها
انتشار: زمستان سال ۱۳۵۲
عارف:
وقتی تو هستی، آسمون پُر از نوره
غم از قلبم هزارون ساله دوره
هایده:
الهی نشکنه قلبِ من و تو
که هر کی عاشقه، قلبش بُلوره
همخوان:
نگاهم کن نگاهم با
نگاهت قصّهها داره
نگاهم کن که چشمت
قصّههایِ آشنا داره
عارف:
برای من تو خورشیدی، تو نوری
تو دریایی که سر تا پا غروری
هایده:
بمون با من که قلبِ من نمیره
کنارِ تو دلم آروم بگیره
عارف:
دلم افسانهای جز
عشق پاکِ ما نمیدونه
هایده:
که تنها عشقه اون
افسانهیِ خوبی که میمونه
♫ LP Cover ♫
* * *

می زده بر تو عاشقم [ اجرای دیگر ]
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: مرضیه
میزده شب چو ز میکده باز آیم
بر سر کوی تو من به نیاز آیم
دلدادهی رهگذرم
از خود نبُوَد خبرم
ای فتنهگرم
شبها سرِ کوی تو
آشفته چو موی تو
میآیم تا جویم خانه به خانه
مگر از تو نشانه
میخانه به میخانه،
پیمانه به پیمانه
راه تو میپویم
این می و مستی
بُوَد بیتو بهانه
میسوزم شبها با شمع رخ تو، با سوز نهان
میسازم با این آتشِ دلِ خود، با کاهشِ جان
تشنهای به راه سرابم
به لب رسیده جان، چو حبابم
مستم و خرابم
فارغ از غمم چه نشستی؟
چرا دل مرا بشکستی؟
همچو من تو مستی
مست از بادهام یا از آن نگه
بر تو عاشقم، یا بر روی مَه
من بر تو عاشقم، بر تو عاشقم
قلب من نشد شاد از عشق تو
داد از عشق تو
* * *
از «بیژن ترقی» و «پرویز یاحقی» در این سایت:
مثلث هنری «پرویز یاحقی»، «بیژن ترقی» و «حمیرا»
* * *

گاهی خنده، گاهی گریه
شعر: مسعود هوشمند لنگرودی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: گوگوش
گاهی خنده، گاهی گریه
آخه این چه کاریه!؟
سرم از غم تو گریبون
این چه روزگاریه!؟
بعد تو، این دلِ رسوا
به کسی دل نمیبنده
دیگه از غصه رو لبهام
نمیشینه گلِ خنده
گاهی خنده، گاهی گریه
آخه این چه کاریه!؟
سرم از غم تو گریبون
این چه روزگاریه!؟
آسمونِ قلبِ عاشق
افقش رنگ غروبه
اون وفا و مهربونی
اگه برگرده چه خوبه
بیتو، دل هر شب و هر روز
مثل یک مرغِ اسیره
بعد تو دل توی سینه
دوست دارم تنها بمیره
گاهی خنده گاهی گریه
آخه این چه کاریه!؟
سرم از غم تو گریبون
این چه روزگاریه!؟
♫ LP Cover ♫
* * *

بلا دیدم از دل (محبت)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: پرویز یاحقی
خواننده: حمیرا
انتشار: بهار سال ۱۳۴۸
از محبت بس که دیدم رنج و محنت
فرقِ محنت را ندانم از محبت
خدایا تو دانی که در زندگانی
چه کرده به من مهربانیِ من
خدایا تو دانی که این مهربانی
شده دشمنِ جاودانی من
کسی که دلم را کشیده خدایا در آتش غم
نگفته که با او به غیر محبت چه کرده دلم
بلا دیدم از دل، خطا دیدم از دل
نخواهم دلی را، دل غافلی را
که شد باعثِ ناتوانی من
به عشقی اسیرم، به دردی دچارم
که از محنت آن فراری ندارم
سیه شد از آن زندگانی من
به جُرم محبت، غم و درد و محنت
دلی پُر ز حسرت زمانه چرا کرده قسمت من
ز من بیریاتر، ز تو بیوفاتر ندیده زمانه
که عشق تو را کرده قسمت من
اگر دل دادم وفا کردم، خدا میداند خطا کردم
اگر بی تو گریهها کردم، خدا میداند خطا کردم
* * *
مثلث هنری: پرویز یاحقی، بیژن ترقی، حمیرا
* * *