
عشق و آرزوها (موج آرزوها ـ آرزوها)
شاعر: اسماعیل نواب صفا
آهنگ: حبیبالله بدیعی
خواننده: مرضیه
از نگهم ریزد موج آرزوها
پیش لبت بستم لب ز گفتگو ها
رمز عاشقی را در نگاه تو خواندهام من
در تو دیدهام نقش همه عشق و آرزوها
ای بنای هستی! جانم را ز چه میکاهی؟
ای امید جانم! از جانم تو چه میخواهی؟
تو بمان! تو بمان! به جانم آتش زدهای
تو مرو !تو مرو! که همچو آتشکدهای
گهی مرا میکِشی، گهی مرا میکُشی
ز عشقِ من بیخبر، به کُشتنم دلخوشی
من به سانِ شمعِ سَحرم
ز هستیم بیخبرم
محو آتشم
شعله میکِشم
نمیکُند یادِ من گر صیادِ من
از فریادِ من او را خبری کو؟
در کُنج قفسش مُشت پَری کو؟
. . .
* * *

کلاغ پر
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ:سلیمان اکبری
خواننده: ویگن
انتشار: ۱۳۴۷
یه مُرغ نازی داشتم
خوب نگهاش نداشتم
شغال اومد و بُردش
رو پا نشستو خوردش
شغالِ باغِ بالا!
پات بشکنه ایشالا.
بگید: ایشالا!
[ایشالا!]
مُرغ منو گرفتی
ایکاش یه روز به چنگم بیفتی
بگید: ایشالا!
[ایشالا!]
نه بوم، نه در، نه ایوون،
نه لالهی شبستون
نه آتیش، نه خاکستر،
اگه گفتین چیچی پَر
[کلاغ پر]
گنجشک پَر، کلاغ پَر،
شغالِ پیرِ باغ، پَر
کبوترِ دلم پَر،
گلدونِ پُر گُلم، پَر
چراغِ ایوونم پَر،
مُرغ شبستونم، پَر
یه مُرغ نازی داشتم
خوب نگهاش نداشتم
شغال اومد و بُردش
رو پا نشستو خوردش
. . .
* * *

راز دریا
آهنگساز: عطاالله خرم
ترانهسرا: نظام فاطمی
خوانندگان: رامین و رامش
انتشار ترانه: بهار سال ۱۳۴۴
رامین:
گُل شفق سحرگهان چون دل من شکفته
قایق ماهیگیرا در بستر ساحل خفته
ببین که موج دریا بُود خروشان
رامش: در آن نهفته رازی که گشته جوشان
تو راز دریاها را از موج غمش میخوانی
چرا ز موج اشک من راز دلم نمیخوانی!
همخوان:
خدا کُند پیدا شود دستی در این میانه
که دست ما دهد به هم بیمحنت زمانه
● متن ترانه برگرفته از کانال: «دیسکوگرافی رامش»
● این ترانه اولینبار با تنظیم و شعر نسبتاً متفاوتتری با صدای عارف و بهشته و در فیلم «وسوسه» (اکران زمستان سال ۱۳۴۳) با نام «عروس دریا» منتشر شده است. [در اینجا بشنوید.]
* * *

روز بیفردا
شعر: معینی کرمانشاهی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: دلکش
چو خاطر آرم غم جدایی
شوم پشیمان از آشنایی
به سینه لرزد دل اسیرم
که باشدم روز بیفردایی
در این دشت بیکران، زار و ناتوان
روز وشب دوان، بس که خستهجان
در پی سرابم، چو باد وتوفان دراضطرابم
محنتکش زمانه منم، اندوه بیترانه منم
بهر غمت بهانه منم دنیای التهابم
زیبای جاودانه تویی غارتگر زمانه تویی
عشق مرا نشانه تویی چون تو دگر نیابم
* * *
● جایی دیگر نام شاعر همین ترانه «نواب صفا» نوشته شده است. [اینجا]
* * *

بر آسمان نوشته (با صدای مهستی)
شعر: بیژن ترقی
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: عهدیه
آن دل که اسیر بلا نشود
سرچشمهی مهر و وفا نشود
آن دل که تُهی بود از غم دوست
او را خبری ز خدا نشود
بر آسمان نوشته که:
وفا با جان ما سِرشته
هر دم یاری به یاری آشنا گردد
باغ هستی پُر از گل وفا گردد
اشک حسرت ز چشم آسمان ریزد
هر دم یاری ز یار خود جدا گردد
دانی که خدا ز چه دل داده به ما؟
دل داده به ما که کُنی مهر و وفا
تو ای کسی که دل به غم دگری ندهی
درختِ بی بری که دگر ثمری ندهی
* * *

همخونه
شعر: ایرج جنتیعطایی
آهنگ: پرویز اتابکی
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
همخونهی من، ای خدا
از من دیگه خسته شده
کتابِ عشقِ ما دیگه
خونده شده، بسته شده
خونه دیگه جای غمه
اون داره از من دور میشه
این خونهی قشنگ ما
داره برامون گور میشه
ای دل من، ای دیوونه
بذار برم از این خونه
اون دستِ گرم و مهربون
با دستِ من قهره دیگه
چشمای غمگینش با من
قصهی شادی نمیگه
همخونهی من با دلم
خیال سازش نداره
دستای مردونهش دیگه
میلِ نوازش نداره
ای دل من، ای دیوونه
بذار برم از این خونه
وقتی به یادِ اون روزا
بوسه به موهاش میزنم
سرش به کارِ خودشه
انگار نه انگار که منم
شب تا میخوام حرف بزنم
اون خودشو به خواب زده
اون مثل روزگار شده
یه روز خوبه، یه روز بده
ای دل من، ای دیوونه
بذار برم از این خونه
♫ LP Cover ♫
* * *

شب یلدای بوسیدن
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: جمشید زندی
خواننده: عارف
[من اینجا در کناره صخرهای هستم
که روی آن نوشتی :تا ابد با تو هستم!»
ولی اکنون که آن را باد و باران پاک کرده
جز تو ای دریا ندارم شاهدی
جز تو و آن مرد قایقران که میخواند هم اکنون]
صدای موج سرگردان
صدای مرد قایقران
صدای بوسهٔ پارو
به هر موجی گلی خودرو
شبی از بوسهها رنگین
شبِ فرهاد، شبِ شیرین
دو چشم تو تماشایی
چه آوازی! چه دریایی!
شبِ یلدایِ بوسیدن
و من با تو، و تو با من
شب دیگر شبِ غمها
تو دور از من، و من تنها
شبِ از گریه با شیون
نه من با تو، نه تو با من
♫ LP Cover ♫
* * *

بوسه بر لبهای خونین
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: پرویز مقصدی
خواننده: آرتوش
هربوسهای پژمرده گردد
هر آتشی افسرده گردد
قلبِ من روزی به یادِ تو
چون گلی پژمُرده گردد
هرستاره گریه خواهدکرد
ابر غمگین گریه خواهدکرد
چشم ناز تو در میانِ خوابِ شیرین گریه خواهدکرد
میروی، من با دل غمگین میزنم بر آن لبِ شیرین
بوسه با لبهای خونین
تو دگر مرا نمیخواهی با دو چشم پیر و افسرده
با این چهرهی پژمرده
مرگ هم دیگر نمیخواهد عاشقی باقلب مُرده
● بر همین آهنگ با شعری دیگر، ویگن ترانه «بازگشت» را خوانده است. (در اینجا بشنوید.)
* * *

بوسه بر لبهای خونین
شعر: مسعود هوشمند
آهنگ: حسین واثقی
خواننده: مرتضی برجسته
ترانه فیلم: بوسه بر لبهای خونین
♫ LP Cover ♫
* * *