ویگن: آخرین دیدار

ویگن آخرین دیدار

آخرین دیدار
شعر: پرویز وکیلی
آهنگ: عطاالله خُرم
خواننده: ویگن

در کنار او نشستم
بر نگاهش دیده بستم
همچنان دریای جوشان
گه خموش و گه خروشان
مانده‌ بودم مست و حیران
گریه‌ام بی‌اختیار های، های، های، های
شد چو باران بهار های، های، های، های
او ز من پا می‌کشید های، های، های، های
بر سرشکم می‌خندید های، های، های، های

او در پی آزار من بود
بیزار از این دیدار من بود
غمهای دل بی‌گفتگو ماند
او رفت و از او یاد او ماند
همچون عطر گلها با نسیم می‌گذشت
رفت و دیگر برنگشت

او دلش با دیگران بود
لب‌خموش و سر گران بود
گریه‌ها گفتار من بود
وان دم تلخ و جگرسوز
آخرین دیدار من بود

♫  LP Cover  ♫

* * *

عارف: افسانه گذشته

عارف افسانه گذشته

افسانه‌ی گذشته
شعر: شهرام [علیرضا طبایی]
آهنگ: عطاالله خرم
خواننده: عارف

بعد از این افسانه کمتر گو از بهاران گذشته
ای دریغا برنمی‌گردد روزگاران گذشته
خاطرات روزگار آشنایی‌ها
خفته اکنون در مزار دل
دشت جانم بی بهار آرزوی تو
شد کویری خشک و بی‌حاصل

آمدی اما چه بی‌حاصل
کو تا توانی تا به پا خیزم
کو امیدی تا که بی‌پروا
چون شراری در تو آویزم
آن‌ که می‌جویی نشانش را
دیگر اکنون مُرده در من
آتش این شور و شیدایی
این زمان افسرده در من

♫  LP Cover  ♫

* * *

منوچهر سخایی: نگو خداحافظ

منوچهر سخایی نگو خداحافظ

نگو خداحافظ
شعر: اردلان سرفراز
آهنگ: حسن شماعی‌زاده
تنظیم آهنگ: آندرانیک آساتوریان
خواننده: منوچهر سخایی

با من هرگز نگو خداحافظ
نگو که ما حرفی برای گفتن نداریم
من می‌دونم، تو هم که می‌دونی
من و تو دور از هم طاقت موندن نداریم
کاش خدا تورو ازم دور نکُنه
طعم بوسه‌هامونو شور نکُنه

ماهی عشقمون هنوز جون داره
رگای قلبمون هنوز خون داره
بیا به هم امید فردا بدیم
ماهی رو باز به دست دریا بدیم
دنیا که با ما سر دعوا داره
امروز یه غم، فردا هزار تا داره
بمون برام که بی تو چشم های من
برای گریه‌هاش یه دریا داره
کاش خدا تورو ازم دور نکُنه
طعم بوسه‌هامونو شور نکُنه

♫  LP Cover  ♫

* * *
ترانه‌‌ شناسی جهانبخش پازوکی (منوچهر سخایی)

* * *

گوگوش: من و تو

گوگوش من و تو

من و تو
ترانه‌سرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعی‌زاده
تنظیم آهنگ: واروژان
خواننده: گوگوش
انتشار: تابستان ۱۳۵۲

من و تو باهميم اما دلامون خيلی دوره
هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره
نداريم هيچ‌كدوم حرفی كه بازم تازه باشه
چراغ خنده‌هامون خيلی وقته سوت و كوره!

من و تو
من و تو
من و تو

همصدای بی‌صداييم
باهم و از هم جداييم
خسته از اين قصّه‌هاييم
همصدای بی‌صداييم!

نشستيم خيلی شب‌ها، قصّه گفتيم از قديما
يه عمره وعده‌ها افتاده از امشب به فردا!
تموم وعده‌ها رو داديم و حرفا رو گفتيم
ديگه هيچی نمی‌مونه برای گفتن ما!

من و تو
من و تو
من و تو

همصدای بی‌صداييم
باهم و از هم جداييم
خسته از اين قصّه‌هاييم
همصدای بی‌صداييم!

گُلای سرخمون پوسيده موندن توی باغچه
ديگه افتاده از كار، ساعت پيرِ رو طاقچه
گُلای قالی، رنگ زرد پاييزی گرفتن
اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من!

من و تو
من و تو
من و تو

♫  LP Cover  ♫

* * *

فرشته: نفرین بر تنهایی

فرشته نفرین بر تنهایی

نفرین بر تنهایی (با صدای:‌ علی نظری)
شعر: رضا جنتی‌عطایی
آهنگ: بزرگ لشگری
خواننده: فرشته

در این جهان تا هستی اسیر غمها باشی
خدا کُند بعد از من همیشه تنها باشی
جوانی‌یت هدر شود چو من ز کس محبتی نبینی
همیشه مبتلا به کام صد بلا به گوشه‌ای نشینی

جفایت افزون‌تر کُن
مرا تو دل خون‌تر کن
که بعد از این، از این دل برای من دل نمی‌شود
مرا تو دلخون کردی، مرا تو مجنون کردی
بیا و یک نفس به داد من برس
که بی تو از جوانی سیرم
دگر ز زندگانی سیرم
تا شبها من، دامن دامن می‌گریم تو لحظه‌ای نخواهی خندید
تا من می‌سوزم، با غم می‌سازم تو روز خوش نخواهی دید
از این جوانی، ز زندگانی چه بهره بُردم
به شوق فردا، همیشه تنها زغصه مُردم

* *‌ *

علی نظری: بعد از من

علی نظری بعد از من

بعد از من (با صدای:‌ فرشته)
شعر و آهنگ: رضا جنتی‌عطایی
خواننده: علی نظری

در این جهان تا هستی اسیر غمها باشی
خدا کُند بعد از من همیشه تنها باشی
جوانی‌یت هدر شود چو من ز کس محبتی نبینی
همیشه مبتلا به کام صد بلا به گوشه‌ای نشینی

جفایت افزون‌تر کُن
مرا تو دل خون‌تر کن
که بعد از این، از این دل برای من دل نمی‌شود
مرا تو دلخون کردی، مرا تو مجنون کردی
بیا و یک نفس به داد من برس
که بی تو از جوانی سیرم
دگر ز زندگانی سیرم
تا شبها من، دامن دامن می‌گریم تو لحظه‌ای نخواهی خندید
تا من می‌سوزم، با غم می‌سازم تو روز خوش نخواهی دید
از این جوانی، ز زندگانی چه بهره بُردم
به شوق فردا، همیشه تنها زغصه مُردم

♫  LP Cover  ♫

* * *

فریدون فروغی: زندون دل

فریدون فروغی زندون دل

زندون دل
شعر و آهنگ: ویلیام خنو
خواننده: فریدون فروغی

پُشت این پنجره‌ها دل می‌گیره
غم و غصه‌ی دل‌و تو می‌دونی
وقتی از بختِ خودم حرف می‌زنم
چشام اشک‌بارون می‌شه، تو می‌دونی

عمریه غم تو دلم زندونی‌یه
دلِ من زندون داره، تو می‌دونی
هر چی بهش می‌گم: تو آزادی دیگه.
می‌گه: من دوست دارم تو می‌دونی.

می‌خوام امشب با خُدام شِکوه کُنم
شِکوه‌های دلمو تو می‌دونی
بگم: ای خدا چرا بختم سیاه‌س
چرا بختِ من سیاس، تو میدونی

پنجره بسته می‌شه، شب می‌رسه
چشام آروم نداره، تو می‌دونی
اگه امشب بگذره فردا می‌شه
مگه فردا چی می‌شه، تو میدونی

عمریه غم تو دلم زندونی‌یه
دلِ من زندون داره، تو می‌دونی
هر چی بهش می‌گم: تو آزادی دیگه.
می‌گه: من دوست دارم تو می‌دونی.

♫  LP Cover  ♫

* * *

داریوش: زندونی (ترانه فیلم)

داریوش اقبالی زندونی

زندونی
شعر: محمدعلی شیرازی
آهنگ: انوشیروان روحانی
خواننده: داریوش
ترانه فیلم: گذر اکبر

وقتی که دل تنگه، فایده‌ش چیه آزادی!؟
زندگی زندونه وقتی نباشه شادی
آدم که غمگینه دنیا براش زندونه
مابینِ صد ملیون بازم تنها می‌مونه

دنیای زندونی دیواره
زندونی از دیوار بیزاره

پرنده که بالش می‌سوزه
دلِ غم به حالش می‌سوزه
آخه مرگه واسش رهایی
پرنده که بالش می‌سوزه

آدمی که میشه شماره
روی یه عکس بی‌قواره
دیگه آخه کجا می‌تونه
سری بین سرا در آره

دنیای زندونی دیواره
زندونی از دیوار بیزاره

دنیای زندونی دیواره
زندونی از دیوار بیزاره

هوای قفس کُشنده
بیرون پُر از درنده
کجا بِره پَرنده

دنیای زندونی دیواره
زندونی از دیوار بیزاره

♫  LP Cover  ♫

* * *

بنان: مشتاق و پریشان

بنان مشتاق و پریشان

مشتاق و پریشان
شعر:‌ سعدی
آهنگ: علینقی وزیری
خواننده: غلامحسین بنان

آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
تا برفتی ز برم صورتِ بی‌جان بودم

نه فراموشیم از ذکرِ تو خاموش نشاند
که در اندیشه‌ی اوصاف تو حیران بودم

بی‌تو در دامنِ گلزار نخفتم یک شب
که نه در بادیه‌ی خارِ مغیلان بودم

زنده می‌کرد مرا دمبدم امیدِ وصال
ورنه دور از نظرت کُشته‌ی هجران بودم

به تولّایِ تو در آتشِ محنت چو خلیل
گوییا در چمنِ لاله و ریحان بودم

تا مگر یک نَفَسم بوی تو آرد دمِ صبح
همه شب منتظر مرغِ سحرخوان بودم

سعدی از جور فراقت همه روز این گوید:
عهد بشکستی و من بر سرِ پیمان بودم

غزلهای سعدی به تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی،‌ انتشارات سخن، چاپ اول،‌ ۱۳۸۵،‌ صفحه ۲۱۱ و ۲۱۲

* * *

پوران: شعله خشم

پوران شعله خشم

شعله خشم
کلام: کریم فکور | خواننده: پوران
بر آهنگ: Aman ovçu – Narmina Mammadova

تو را دیگر نمی‌خواهم
چرا آیی همه شب سر راهم
ز نیرنگِ تو آگاهم
به پیشِ کوهِ غمت پَرِ کاهم
ز من بگذر، تو را دیگر
ای بلای دل و جان نمی‌خواهم
چرا سوزم؟ چرا سازم؟
من که این عمر گران نمی‌خواهم
گنه کردی، خطا کردی
چه شوری در دلِ‌ من به پا کردی
چه کردم من جز محبت
که این‌سان عمر مرا فنا کردی
زدی بر هم آشیانم
تو رسم مهر و وفا ندانستی
به حُسنِ خود شدی مغرور
که قدر عشقِ مرا ندانستی

*‌ * *
نمونه‌ی فارسی شده‌ی ترانه‌های مشهور

* * *