بانو شهین: مسیو آژان

بانو شهین موسیو آژاان

مسیو آژان
آهنگ و شعر: جعفر پورهاشمی
خوانندگان:‌ شهین و پورهاشمی

و اما ترانه‌هایی هم هست که به صورت نمایشنامه‌‌ای فکاهی و گفت‌وگوی دو نفره اجرا شده است. «موسیو آژان» حکایت اعتراض دختر خانمی ـ پرستار بچه ـ از مزاحمت آقا پسری مزاحم و کمک خواستن او از پاسبان گشت با پایانی غیرمنتظره!‌ که شنیدنی است.

پانویس راوی:
● موسیو (Monsieur) به معنای «آقا» و آژدان یا آژان که در زبان محاوره مردم کوچه و بازار «آجان» هم گفته می‌شد به زبان فرانسه همان (Agent de police) همان «سرکار پاسبان» خودمان در زبان فارسی است.
● جعفر پورهاشمی (زادهٔ ۴ شهریور ۱۳۰۵ ـ درگذشتهٔ ۳۰ تیر ۱۳۸۰) آهنگساز، نوازنده، شاعر و خواننده‌ اهل ایران بود. از جمله فعالیت‌های هنری او یکی هم سرودن ترانه‌‌ برای به اصطلاح فیلمفارسی در سینمای ایران بود.
● بانو شهین (زادهٔ ۱۳۱۸ در شیراز ـ درگذشتهٔ ۱۸ آبان ۱۴۰۱) بازیگر سینمای ایران در دههٔ سی و چهل بود. از او همچنین چند ترانه (و بیشتر فکاهی) هم باقی مانده که «موسیو آژان» از جمله‌ٔ آنها است.

* * *

ناهید سرافراز: صبا به یار عزیز

ناهید سرافراز صبا به یار عزیز

شما هم حتما از سرودهای انقلابی که بر آهنگ ترانه‌ای مشهور ساخته شده چند تایی را به یاد دارید. یکی از ترانه‌های قدیمی و چه بسا ناشنیده که ملودی آهنگ آن بعدها برای سرود «پرنیان شفق» استفاده شد، این ترانه با صدای «ناهید سرافراز» است.

صبا به یار عزیز
آهنگ و ارکستر: برادران وفادار
(مجید و حمید وفادار)
خواننده: ناهید سرافراز

* * *
کلام سرودهای انقلابی بر آهنگ ترانه‌های مشهور

* * *

مینو جوان: چرا رفت؟

مینو جوان چرا رفت

«چرا رفت» بخشی از شعر «وداع تلخ»‌ سردوهٔ نصرت رحمانی است که در سالهای دور ایرج گلسرخی با پیانو آهنگی بر آن ساخت تا همسرش مینو جوان آن را با صدای سوپرانو بخواند. شاید تنها صفحه‌ گرامافونی که نام نصرت رحمانی بر آن نقش بسته است. «نصرت‌الله رحمانی»

چرا رفت؟ (بخشی از شعر: وداع تلخ)
شعر: نصرت رحمانی
پیانو: ایرج گلسرخی
خواننده: مینو جوان

مرا ناآشنا با خویشتن کرد
مرا خویشی به هر بیگانه آموخت.

شبی از بسترم بگریخت، بگریخت.
به گوش دیگری آواز در داد
مرا سوخت.

چرا نیست؟
نمی‌دانم که امشب در بر کیست؟
چرا آمد، چرا رفت؟
کجا رفت؟
چرا بود؟ چرا نیست؟

* * *
از «نصرت رحمانی» در سایت «راوی حکایت باقی»

* * *

پروانه:‌ نگار شوخ

پروانه نمازی نگار شوخ

نگار شوخ
شعر: محمد شب‌پره
ارکستر: عادل آخوندزاده
خواننده: پروانه [نامور]

چه خطا کردم ای زیبا که دل از من وا کندی
به روان خستهٔ زارم شرر غم افکندی
آه که نالم از بیدادت، نمی‌برم از یادت
خوشم که بینم شادت
نگار شوخ و چون ماهم، نَبوُد دلبر گناهم
به جهان کی جز تو خواهم
همه شب با فکر و خیالت منم ای گل، هماغوش
ز چه رو از خاطرت اینسان شده‌ام من فراموش
آه چه بیوفایی ای یار، ز من جدایی ای یار
چه دلربایی ای یار

* * *

بانو فتانه: مستان مستان

بانو فتانه مستان مستان

مستان مستان
خواننده: بانو فتانه [بتول خرمی یا دلبر خرمی]

کاغذی بنویس‌ومَه سِی شای تهرون
نامزدم کُشته شده مسجدسلیمون

* * *

مرضیه:‌ شیفته (چاره دل)

مرضیه شیفته

شیفته (چاره دل)
شعر و ملودی: عارف قزوينی
تنظیم و ارکستر بزرگ لشگری
خواننده: مرضیه

نکُنم اگر چاره دلِ هرجائی را
نتوانم تن ندهم رسوائی را
نرود مرا از سر، سودایت بیرون
اگرش بکوبی تو سر سودائی را
همه شب من اختر شمرم، کی گردد صبح
مَه من، چه دانی تو غم تنهائی را؟

شیفته، شیفته از غم عشقت منم
ای به فدایت، به فدایت سر و جان و تنم
از بس‌ که نازنینی، آفت عقل و دینی
گر قلبِ‌ من شکافی جز مهر خود نبینی

* * *

بانو نوا: لب لعل

بانو نوا لب لعل

بیشتر ما ترانه «لب لعل» از ساخته‌های «علی‌اکبر شیدا» را با صدای «مرضیه» و به یاد می‌آوریم. پیش از آن اما «بانو نوا» این ترانه را خوانده بود. در اجرای او شعر ترانه به آنچه علی‌اکبر شیدا سروده بود نزدیکتر بود. مثلا: «بوسیدن لبان مغبچه!» به جای «لب لعل بت مهپاره» که مرضیه خوانده است.

لب لعل (با صدای مرضیه)
شعر و ملودی: علی‌اکبر شیدا
ارکستر: ابراهیم منصوری
خواننده: بانو نوا

وعده کردی، وعده کردی لبِ لعلت را ببوسم
لب لعل نمکینت به مثالِ غنچه‌ی تر
دیشب برِ ما بود، برِ ما بود یار من
چقدر با صفا بود، با وفا بود یار من

قدِ رعناش را ببین
زلفِ چلیپاش را ببین
ابرو کمانش را ببین
بشکنم یا نشکنم قفل دل صندوقچه را
ببوسم یا نبوسم لبان آن مغبچه را
دیشب بَرِ ما بود، بَرِ ما بود یار من
چقدر با صفا بود، با وفا بود یار من

[تا من ز چشم مستِ تو پیمانه می‌چشم
دیگر چه منت از در میخانه می‌کشم]
. . .

* * *

بانو زهره: والس گیسو

بانو زهره والس گیسو

والس گیسو (با صدای دلکش)
شعر: میرناصر شریفی
آهنگ: فریدون حافظی
ارکستر: مبشری

بند اول:
من به دوش یار زیب و زیورم
بر سر نگار، تاج گوهرم
از گلِ بهار تازه‌روترم
همره نسیم جامه می‌درم
در راه تو فکنم دام دلبری، فکنم دام دلبری
جان تو بسته شد به کمندِ تارِ من ای نگار من
رفته هر سو تاب هر مو من پریشان هستم
از غم آزاد، سرخوش و شاد ـ بی‌ جامِ می ـ مستم
در راه تو فکنم دام دلبری، فکنم دام دلبری

بند دوم:
من هستم گیسوی سیاه، کردم عمر تو تباه
دل بستی برجنبش من، دادی بر گردش من متاع جان، طاقت و توان
در راه تو فکنم دام دلبری، فکنم دام دلبری
بادِ سرد دی ناگهان وزید؛ پیری زمان با خزان رسید
جلوۀ شباب از رُخم پرید؛ برفِ زندگی کرده‌ام سپید
زین پس مرا نبُوَد تابِ دلبری، نبُوَد تابِ دلبری
چشم تو خسته شد از نگاهِ روی من، برفِ موی من
خشک و بدرو، زشت و بدخو، بی روح و جان هستم
از هم جدا, رو به بالا بر تار خود بستم، بر تار خود بستم
زین پس مرا نبُوَد تابِ دلبری، نبُوَد تابِ دلبری

* * *

اکبر گلپایگانی: خسرو شیرین

گلپا خسرو شیرین

خسرو شیرین
(برگرفته از: گلهای رنگارنگ ۱۹۷ ب)
شعر: صائب تبریزی
تار: جلیل شهناز
تنبک: امیرناصر افتتاح
دکلمه: روشنک
آواز: علی‌اکبر گلپایگانی

تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل؟
تا کی به سینه سنگ زنم ز آرزوی دل؟

افتد ز طوف کعبه و بتخانه در به در
سرگشته‌ای که راه نیابد به کوی دل

ساحل ز جوش سینهٔ دریاست بی‌خبر
با زاهدانِ خشک مکُن گفتگوی دل

در هر شکست، فتح دگر هست عشق را
پُر می‌شود ز سنگ ملامت سبوی دل

طفل بهانه‌جو جگر دایه می‌خورد
بیچاره آن کسی که شود چاره‌جوی دل

میخانه است کاسهٔ سر، فیل مست را
صائب ز خود شراب برآرد سبوی دل

* * *